
من همه چی رو خراب میکنم، هرچیزی که فکرشو کنی، یه رابطه خوب؟ حال خوب؟ خوشبختی؟ آرامش؟ همه رو خراب میکنم.
مثل یه بولدوزر از همه چیزای خوبی که دارم رد میشم، یه آدم خوب تو زندگیم دارم؟ ناراحتش میکنم، میبخشه باز ناراحتش میکنم. میبخشه باز ناراحتش میکنم. اینقدر ناراحتش میکنم که از من و دوست داشتنم دست برمیداره.
غصه میخورم؟ غصه میخورم. چیزی درست میشه؟ چیزی درست نمیشه. بابتش غذاب میکشم؟ بابتش عذاب میکشم. کاری از دستم برمیاد؟ کاری از دستم برنمیاد. واقعا کاری از دستم بر نمیاد. در لحظه تصمیم میگیرم در لحظه عملیش میکنم و دیگه هیچجوره نمیتونم درستش کنم، هیچجوره. علاوه بر اینکه پلای پشت سرمو خراب میکنم پلای رو به رومم خراب میکنم و وایمسیتم رو یه نقطه ثابت و تنها کاری که از دستم برمیاد گریه کردنه.