Tough: دشوار
Though: اگرچه
Thought: فکر
Through: از طریق
Thorough: تمام و کمال
Throughout: در طول
از Tough زمانی استفاده می کنیم که بخواهیم در مورد زمان های سخت صحبت کنیم. اگر در هفته گذشته شغل تان را از دست داده اید، مریض شده اید، دستتان شکسته یا ... می توانید بگویید که هفته ی سختی داشتید—You had a tough week.
همچنین برای اشاره به کسی که صبر و حوصله ی زیادی داره و از پس رنج ها و سختی ها بر میاد. A tough person.
معمولا از Though زمانی استفاده می شود که بخواهیم دو جمله ی متضاد را با یکدیگر متصل کنیم. مثلا، اگرچه گفته بودند امشب میایند ولی نیامدند.
Though they said they've come tonight, they didn't.
I like him, though he makes me angry sometimes.
فکری که در ذهن تان نقش می بندند و براساس آن تصمیم می گیرید و کارهایی را انجام می دهید. معمولا به تفکرات خودآگاه، Thought می گویند.
حرکت کردن از یک گوشه ی یک چیز به گوشه ی دیگر (مثل حرکت از میان یک کانال، راه، غیره)
زمانی از Thorough استفاده می کنیم که بخواهیم اشاره کنیم به کاری که باید به صورت دقیق و تمال و کمال انجام شود، طوری که هیچ یک از جزئیات فراموش نشود.
Only thorough tough thought, though, you can pass my class.
تنها با تفکر سخت و موشکافانه می توانید از پس کلاس من برآیید.
زمانی استفاده می کنیم که کاری در تمام طول یک دوره یا زمان اتفاق میفته. مثلا در طول شبانه روز ما حداقل به 8 ساعت خواب نیاز داریم. Throughout the day, we need 8 hours of sleep.
Tough I was tired, It wasn't very tough to write this post. I just organized my thoughts, and did some not much thorough study. Throughout this writing, I've written a bunch of bullshit. Sorry for wasting your time.
فاک چقدر خوابم میاد.