"در پایین باغهای سالی"، شعری از ویلیام باتلر ییتس

"در پایین باغهای سالی"

در پایین باغهای سالی
من و معشوقه ام با هم ملاقات کردیم
او با پاهای کوچک به سفیدی برف
از میان باغهای سالی
قدم میزد.
به من پیشنهاد داد که عشق را آسان گیر
آنگونه که برگ بر روی درختان میروید
من اما جوان و خام
با او موافق نبودم.
در مزرعه ای کنار رودخانه
من و معشوقه ام ایستادیم
و بر روی شانه ام
دستان سفید همچون برفش را گذاشت.
به من پیشنهاد داد که عشق را آسان گیر
آنگونه که علف بر روی خاکریز میروید
من اما جوان و خام بودم
و اکنون چشمانی اشکبار دارم.

ویلیام باتلر ییتس
ترجمه: مرسده خدادادی