آنچه از پیاده روی اربعین دیدم و آموختم

همه چیز از آنجایی شروع شد که در مورد رفتن که صحبت می‌کردم از سکولارها حرف‌های عجیب و توهین‌آمیز و از برخی مذهبیون حرفهای سطحی می‌شنیدم. بر آن شدم تا محض یادگاری و ارجاع دوستانم به این لینک، کمتر حرف بزنم و کمتر بحث کنم. شما هم بخوانید. اگر علاقه داشتید با تفکر اربعینیون آشنا شوید و اگر اربعینی هستید شاید تجربیاتم به دردتان بخورد. فقط بگذارید حرفی را که می‌خواهم آخر بگویم را همین اول بزنم تا اگر حوصله نداشتید بقیه را بخوانید چیز مهمی را از دست نداده باشید: حتما یک بار محض تجربه یا حتی نوشتن انتقاداتتان بروید! فقط بروید...

چرا اربعین؟
پرچم شیعه بر دو محور استوار است. یکی عاشورا و حرکت حسینی و دیگری ظهور و قیام مهدوی. حالا اربعین تلألؤ مشترک این دو محور است و به معنای واقعی پرچم اسلام شیعی را برافراشته‌تر می‌کند. اربعین یعنی ادامه امام حسین علیه السلام و مهمترین عامل بقای اسلام شده است. همچنین این حضور حماسی خبر از آن می‌دهد که برای شیعه هویتی دیگر در حال شکوفایی است و ما را به ظهور منجی و غایت جهان نزدیک می‌کند. چیزی که تمدن غربی از آن بهت‌زده است!

چرا قبلا انقدر این مسائل مطرح نبود؟
پیاده‌روی اربعین از همان اولین اربعین امام حسین علیه السلام اتفاق افتاده است. جابر بن عبدالله انصاری نابینا بوده و با شرایط خیلی سختی از مدینه تا کربلا را رفته است. چون می‌داند که این یک زیارت معمولی با ثوابهای فردی نیست. بلکه یک حضور و رسالت تاریخی است. امام حسن عسگری علیه السلام که آخرین امام حاضر شیعیان بوده‌اند نیز زیارت اربعین را یکی از 5علامت شیعه ذکر کرده‌اند. نکته دیگر این که دلیل این گستردگی فضای مجازی و تسهیلات ارتباطی است که در چند سال اخیر صورت گرفته است. وگرنه چندین قرن است که این مسیر و این پیاده‌روی توسط مسلمانان صورت می‌گرفته است. من افرادی را می‌شناسم که از 50سال پیش در این مسیر می‌رفته‌اند.

اربعین چه تاثیری بر جهان مدرنیته خواهد گذاشت؟

نباید این واقعه را با نگاهی محدود تعریف کرد. این حرکت در عین آن که یک حرکت خودجوش اجتماعی است ، حرکتی است که خداوند آن را بر قلب مردم اشراق نموده و هرکس به اندازه‌ای که بخواهد در این تاریخ خود را با اراده‌ی الهی تطبیق دهد در ذیل آن قرار می‌گیرد. عدالت اجتماعی را به چشم می‌بینی! آن که پولدار است زمینی را خریده و حسینیه کرده و یک ماه هر روز سه وعده غذا می‌دهد و آن که درآمد متوسطی دارد چای و خوراکی می‌دهد و محلی برای اسکان و فقیران دستمال کاغذی و آب می‌دهند یا در گرما آب می‌پاشند تا زائران خنک شوند و حتی شنیدم که فردی نذر کرده بود تا سایه باشد!! آنوقت همه اینها در کنار هم خدمت می‌کنند. همه یک نوع غذا می‌خورند همه به اندازه مساوی از تنعمات بهره می‌برند. ثروت و امکانات خاص برای عده‌ی خاصی نیست. همه به یک اندازه زحمت می‌کشند و مستفید می‌شوند. بعضی از مردم عراق اذعان دارند که ملت عراق در اربعین ملت خاصی می‌شوند. یعنی گویا متوجهند که در این شرایط چه نقش مهمی می‌توانند ایفاء کنند. آن‌ها به عنوان یک جریان الهی و یک رسالت تاریخی به موضوع نگاه می‌کنند. جریانی که با اربعین شروع شده طوری است که زمینه ساز حضور شیعه در معادلات جهانی می‌شود و تا تحقق تمدن اسلامی و عبور از فرهنگ استکباری توان پیشرفت دارد. جهان اسلام پس از 400سال که از رنسانس گذشته به خود آمده که دیگر برای ادامه‌ی حیات خود نمی‌تواند به پروژه‌های فرهنگ مدرنیته امید ببندد. ملتها در این تاریخ در حال بازخوانی و تجدیدنظر نسبت به رجوعشان به فرهنگ مدرنیته‌اند. فرهنگی که به عالم و آدم نگاه سکولاریته دارد. همین پیاده‌روی و استفاده نکردن از وسایل نقلیه در این مسیر اصالتی است که به پیاده‌روی، صبوری ، تلاش ، تفکر و دقت در مسیر را می‌دهد. چیزی که مدتهاست انسان مدرن از آنها دور شده است.


بعضی از مسائل ما تحت تأثیر فرهنگ غرب برای ما مسئله شده است؛ اگر ماورای زندگی غربی به آن مسائل بنگریم بسیاری از آن‌ها برای ما فرعی می‌شوند. در حالی که مسئله‌ی اصلی ما حضور جدی نور تشیع در عالم است و در این رابطه باید از خود بپرسیم به کجا باید نگاه کنیم که نگاه‌مان حقیقی باشد؟ همه چیز خبر از آن می‌دهد که دوره‌ی بی‌دینی گذشته است و تاریخ آینده را دین داران شکل می‌دهند ولی نه با قرائن روشنفکری غربی بلکه با آنچه خداوند برای انسان و دنیا به آن اصالت داده است. آنچه از اراده آزاد و انگیزه الهی نشأت می‌گیرد

چه انتزاعات و شعارهایی را آنجا از نزدیک دیدم؟

  • من هر جا با مردم ارتباط گرفتم، یک نکته چه فنی چه حرفه‌ای و چه معنوی یاد گرفتم. زندگی در جمع به آدم رشد می‌دهد
  • قدرت اسلام برای همین عملگرا بودنش می‌باشد. تنها دینی که عبادت جمعی مثل نماز جماعت ، حج و راهپیمایی دارد اسلام است
  • در مسیر در حال پیاده‌روی هستی و کاری نمی‌کنی اما احساس اتلاف وقت هم نمی‌کنی. در حالی که با پیاده‌روی عادی من حتما باید یک کاری بکنم. لذا نام این پیاده‌روی را گذاشتم : عبادت اجتماعی
  • انسان با انگیزه الهی اش تا کجا می‌تواند برود و درد را نفهمد ؟ من تحمل راه رفتن بدون کفش را نداشتم اما عده‌ای پا برهنه می‌رفتند. تازه من چسب ضد تاول هم زده بودم!
  • اتحاد و قدرت و شادی ایرانی‌ها نسبت به عراقی‌ها بیشتر بود. ایرانی‌ها فهم عمیق‌تری از کاری که داشتند می‌کردند داشتند. البته عراقی‌ها عاشق‌تر بودند. برای همین کارهایی می‌کردند که شرمنده می‌شدی...
  • هیچ کس برای راحتی و آسایش نیامده اما خادمها به دنبال ایجاد بهترین شرایط هستند. این است که چیزی به نام توقع آنجا نمی‌بینی و همه از هم راضی‌اند
  • شاید اسمش این باشد که من خانواده‌ام را می‌برم اما واقعیت این است که همه چیز خودش جور می‌شود. صاحبخانه هوای همه را دارد. خداوند در قرآن می‌فرماید : ان تنصرالله ینصرکم. کسانی که دین خدا را یاری می‌کنند خدا هم آنها را یاری می‌کند. به طرز عجیبی آنجا مستجاب الدعوه شده بودم. هرچه می‌خواستم جور میشد. کدام سفری را سراغ دارید که 6 روز نه پول جا بدهی نه غذا ؟
  • قرار نیست هیچ چیز مانع پیاده‌روی شود. قرار نیست اجازه دهیم به کسی بد بگذرد. در گرمای ظهر همه پاشش آب دست می‌گرفتند و روی مردم می‌پاشند و عده‌ای عطر می‌زدند که کسی بوی عرق نگیرد.
  • بچه که گریه می‌کرد فورا فردی با یک اسباب بازی یا شکلات یا خوراکی سرمی‌رسید تا هم بچه را آرام کند و هم مادر بچه را از عصبانیت دربیاورد
  • اربعین بیش از این که عزای اهل بیت باشد. شبیه به جشن اهل بیت است. همه شیعیان در یک مسیر در کنار هم به سوی یک هدف!
  • رشد فردی در کنار رشد جمعی رخ می‌دهد. انسان در کنار جمع رشد می‌کند و برای داشتن لیاقت حضور در آن جمع نیز تلاش می‌کند تا خود را رشد دهد.
  • افرادی امثال سیدصادق شیرازی بنرهای بزرگ شهری گرفته بودند اما روی موکبهای مردمی و کوله‌پشتی‌ها عکس آیت‌الله سیستانی و آیت‌الله خامنه‌ای را می‌دیدیم که خودجوش نصب کرده بودند. مردم دیگر دنبال دین اجباری نیستند. خودشان هرکه را دوست داشته باشند انتخاب می‌کنند و تبعیت می‌نمایند
  • آنجا آینه وجود ندارد . هیچکس قرار نیست خودش باشد. همه آمده‌اند تا دیگری را رشد دهند.
  • اولین باری بود که در زندگی‌ام احساس کردم 2تا دست کم است و دوست داشتم 4تا دست داشته باشم!!

نکاتی که فکر می‌کنم خوب است به عنوان تجربه به شما بگویم:

  1. اگر بچه می‌برید حتما کالسکه هم ببرید
  2. اگر بچه ندارید کالسکه نبرید چرخ هم نبرید. واقعا پای آدمهای دیگر را اذیت می‌کنید. سعی کنید کوله پشتی‌تان انقدری سنگین نشود که لازم باشد با چرخ بیاریدش!
  3. لیوان یا بطری یا فلاکس با خود ببرید. میدانم جاگیر است اما خیلی به کار می‌آید
  4. اگر گروهی می‌روید حتما یک علامت داشته باشید. پرچمی چفیه‌ای کلاهی چیزی... چون همه مشکی پوشیده‌اند و پیدا کردن گروه در آن جمعیت سخت است.
  5. آبلیمو همراه خود ببرید. گاهی انقدر می‌خورید که معده‌تان قاطی می‌کند و نیاز دارید تا چیزی میل کنید ببرد پایین!!
  6. مراقب موکب انصار احمد یمانی باشید. من نزدیک بود گیرشان بیفتم. آنها ادعا دارند که پسر امام زمان هستند و خیلی روی مخ کار می‌کنند
  7. کتاب با خودتون بیارید. این سفر همه‌اش پیاده روی نجف تا کربلا نیست. کلی معطلی داره و مسیر داره که باید طی کنید. فرصتهای زیادی برای مطالعه هست . من ۴تا کتاب خوندم.
  8. سه راهی برق خیلی به کار میاد و خیلی هم دعاتون میکنن . چون پریز کمه و متقاضی شارژ زیاد!
  9. خانم ها چون چادر مشکی سر می‌کنند و آفتاب هم گرم است بهتر است یک شال یا چفیه سفید روی سرشان بیندازند
  10. آدم معمولی روزی 400تا عمود بیشتر نمی‌تونه بره. اگر از این بیشتر رفتید خیلی جلو می‌افتید و اگر کمتر رفتید خیلی عقب!
  11. میدانم آنچا کثیف است و خیلی وقتها تلنباری از آشغال را می‌بینید. اما سطل آشغال هم هست . شما سعی کنید زباله‌تان را در سطل بیندازید و ابن گونه برای آنها هم این فرهنگ را ایجاد کنیم
  12. همانطور که دوست نداریم کسی جلویمان بایستد، خودمان جلوی کسی نایستیم. مثل رانندگی، آرام بیاییم بغل
  13. تندنروید. خوب نگاه کنید. زمانی را اختصاص دهید که کنار بنشینید و مردم را تماشا کنید.

موکبهای عراقی خوب!

من امسال اصلا از موکبهای ایرانی راضی نبودم چون بسیار شلوغ بود و سطح سرویس‌دهی به دلیل آن شلوغی پایین بود. موکبهای عراقی برای خواب تشک و بالش می‌دهند اما ایرانی‌ها فقط یک پتو تازه اگر گیرت بیاید!

  1. عمود 150 شباب العباس سرویس‌های عالی و دوش دارد. غذایشان هم ماهی بود
  2. عمود 307 یک موکب عالی‌ای داره. باید قبل از غروب رسید وگرنه در را می‌بندند و خوبی اش این است که شلوغ نمی‌شود و به اندازه کافی ظرفیت دارد. کولرهای گازی بسیار و شام کامل همراه با سالاد و میوه
  3. عمود 456 عمود کویتی‌هاست و علامتش هم نماد بزرگی از قوریهای قهوه مخصوص خودشان است. یک موکب لاکچری!
  4. عمود 580 شهری است به نام حیدریه. هرچه بخواهید می‌توانید از آنجا بخرید. پارک و خیلی چیزهای دیگر هم دارد
  5. عمود 1044 موکب عراقی خلوت بدون کولر و سقف . اما حمام و دستشویی و سالن بانوان و برق و غذای خوب داشت.
  6. 1066 مادر موکبهاست! همین. بروید خودتان ببیند
  7. موکب فدک عمود 1135 به نظر من بهترین و استانداردترین و خلوت‌ترین موکب ایرانی بود! امیدوارم همینطور بماند.

اگر شما هم تجربه دیگری دارید در کامنتها بنویسید. قرار است این نوشته سالهای سال برای اربعینیون مفید باشد!