هنر رد کردن گزینه های خوب

در مشاوره‌های اخیری که در مورد مشاوره شغلی به دانشجوها می‌دادم، متوجه شلوغی مفرط آنها شده‌ام! آنها در دوره‌ای بزرگ شده‌اند که محدودیت‌های کمتری نسبت به قبل وجود داشته است. و امروز درگیر یک عالمه گزینه خوب هستند. اطرافشان پر شده از گزینه‌ها و کارهای خوب که هر کدام کار یک نفر است اما آنها همه را انجام می‌دهند! اما هیچ کدام کیفیت مطلوبی ندارد. دانشگاه و کلاس زبان می‌رود، باشگاه ورزشی می‌رود، جایی کار می‌کند ، جای دیگری به عنوان مسئولیت اجتماعی‌اش درگیر است. کارهای پروژه‌ای گسسته هم قبول می‌کند و روی کسب و کار شخصی‌اش هم کار می‌کند. تازه کلی هم پیشنهاد و گزینه دارد که مشغول فکر کردن به آنهاست!! فکر کردن به ازدواج و سربازی و... هم بماند!

این گونه است که تبدیل می‌شود به یک جوان شلوغ پرکار بدون بازدهی! این کلاس را بخاطر کار نمی‌رود، کار را به خاطر کلاس زبان می‌پیچاند ، و کلاس زبان باعث می‌شود که باشگاه را به تعویق می‌اندازد و در نهایت با نمراتی بد، معلمانی ناراضی ، مدیری بی اعصاب و خانواده‌ای ناامید طرف است. ناامید از به تعویق افتادن ازدواج دخترشان و بیکاری پسرشان...

در واقع پدر و مادر حق دارند. چیزی که آنها می‌بینند شلوغی است و از آن انتظار دستاورد دارند. اگر درس می‌خوانی پس نمره‌ات کو؟ اگر کار می‌کنی پس درآمدت کجاست؟ اگر هم چیزی یاد می‌گیری هدفت چیست؟ کارهای روزانه‌ات نهایتاً قرار است تو را به چه چیزی برسانند؟ آنها دنبال اصالت و موفقیت فرزندانشان هستند. حق با آنهاست اما بی تقصیر هم نیستند. در سیستم و فرآیند آموزشی‌ و تربیتی‌مان هیچ گاه نیاموختیم چطور زندگی‌مان را دسته بندی کنیم؟ چگونه گزینه‌هایی که در راستای هدفمان نیست را حذف کنیم؟ چگونه اولویت بندی کنیم؟ و چطور با توجه به رویاهایمان هر روز قدمی برایش برداریم.

هدفگذاری ! چیزی که حسابی این روزها لوس شده و من سعی کردم آنقدر بخوانم و ببینم و تست کنم تا ته و توهش را دربیاورم. چیزی که مغفول مانده است این است که ما قبل از هدفگذاری نیاز به خودشناسی داریم. بعد از خودشناسی باید منابع و شرایط در اختیارمان را بشناسیم. ما در دنیایی هستیم که در آن منابع محدودی داریم. زمان! این را اشتباه نگیرید با این که توانمندی انسان نامحدود است.

نکته بعدی این است که تفاوت آرزو و هدف و خواسته را نمی‌دانیم و درست تعریف نمی‌کنیم. آرزوی من خوردن یک غذای خوشمزه است. هدفم سیر شدن و خواسته‌ام قرمه‌سبزی است. برخی هدف را غذای خوشمزه می‌گیرند بعد هرچه می‌کنند نمی‌رسند و هیچ وقت هم راضی نیستند. برخی دیگر هدف را قرمه سبزی در نظر می‌گیرند و زود می‌رسند و می‌بینیم که دیگر در زندگی‌شان اتفاقی نمی‌افتد.

هدف باید بر مبنای آرزو باشد و بتوان آن را به قطعات کوچکتر شکست. در آزمایشی که روی میمون‌ها انجام شد دیدند که میزان انگیزه و یادگیری آنها پس از تشویق چندین برابر است. پس ما هم می‌توانیم هدفهایمان را به برنامه‌های ماهانه و هفتگی و عادتهای روزانه تقسیم کنیم و ذره ذره جلو رفتنمان را ببینیم. بدانیم 3 کار اولی که باید ابتدای روز انجام دهیم چیست؟ همین باعث تشویق و اهتمام ما برای رسیدن به هدف می‌شود.