
"در مسیر من"
نویسنده : علی اکبر امیدی
ایگو تراپی
لاو یعنی علاقه و عشق
سلف یعنی فطرت ، ذات ، هستی اصلی ما
همان فطرت اصلی در آستانه ی ظهور در رحم مادر
همان من که هنوز دچار تاثیرات تحمیل شده از سوی جهان پیرامون نشد
من واقعی
جریان عمیقا خالصی که هیچ عوامل خارجی در شکل گیری اون دخیل نبوده است
آری
همان ذات الهی
ما محصول یک جریان چندخدایی نیستیم
همه ما از یک ذات یکتا و یگانه و خالص سرچشمه گرفتیم
و سلف لاو درست مثل پویندگی یک درخت ، پویش بی توقف یک رود ، و جوشش بی مکث چشمه هاست
اما به خاطر تنش عوامل خارج از ما، پیوسته سرکوب شده است
عشق انسان فقط و فقط به ذات منحصر به خویش
عشق مادر به فرزند زمانی اتفاق می افتد
که مادر تحت تاثیر علاقه به ذات خویشتن باشد نه فرزند
تا مادامی که تو عاشق خودت باشی جهان را وادار خواهی کرد عاشقت باشد
می دانی چرا
چون کائنات به جریان هایی خدمات میدهد که قابل شناسایی باشد .
و ارتباط با کائنات جز از طریق عشق به خویشتن ممکن نیست
کائنات هرگز توجهی به انرژی منفی نمی کند
و اگر جریانی آغشته به انرژی منفی باشد آن را شناسایی نمی کند
به همین خاطر برای هم جریان شدن با تعادل و نظم موجود در هستی باید عاری از انرژی منفی باشیم
برای همین می گویند برای برآورده شدن حاجات نگویید
خدایا ندارم خدایا بدبختم
بگویید خدایا شکرت به خاطر آنچه که دارم
این تولید انرژی منفی باعث رهنمون شدن به مدار منظم خلقت می شود
خالی خالی از انرژی منفی
مولانا میگه
هرگاه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
هرگاه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
این کوشش استرس ایجاد می کند
ترس از نرسیدن
ترس از نتوانستن
اینها همه ارتعاشات منفی تولید می کند که کائنات را از خودش دور می کند
تا به حال به صدای آزادانه پرندگان گوش کردی
کائنات همینقدر شفاف و بی آلایه است که صدای پرنده ای آزاد و یا اهنگ هستی بخش ذرات یک چشمه
وقتی پیکاسو اولین تصویر خودش را کشید
حاضرین تعجب کردند
بی نظم به نظر می رسید
اما نظمی فشرده شده در عمق این تابلو حاضرین را به فکر وا می داشت
شاید اون موقع کسی نمی دونست پیکاسو چقدر در هم آمیزی و رفاقت با اصالت خودش هست
پیکاسو تلاش کرد نظمی رو منعکس کند که
در میان بی نظمی تمنای دیده شدن دارد
تنها کاری که آنها انجام می دهند فقط ارتباط با اصل ذاتی خویش هست
اما در هرکسی به شکلی نمود می کند
این ارتباط موفق درونی
از طریق پیکاسو و میکل آنژ به خلقت تصویر می پردازد
از طریق بتهوون به آفرینش موسیقی
از طریق مولانا به ساخت شعر
و ممکن هست در جان هرکسی به تولید چیزی خاص بپردازد
مهم اون ارتباط اولیه و جنجالی ست
اون انقلاب نخستین
که در دالان تاریک غارها انسان های نخستین در پی اش می گشتند
همون من حقیقی که پیامبران را توجیه به نبوت کرد
و سلف لاو نه نگرش و تفکری مخصوص به این روزهای جهان
بلکه انقلابی در همه اعصار هست
و در کتاب راز جاودانگی کریستوفر الکساندر
بهش کیفیت زنده می گوید
معماری
وقتی ازت می پرسیدن تابه حال رابطه جنسی خارج از فضای زناشویی داشتی یا نه میگی نه
خیلی خیلی ستاینده است . چون بهترین موضع دفاعی در مقابل تهاجمات جهان علیه اصالت درون
اعمالی ست که مورد رضایت طبیعت نیست
تو خیلی به خودت لطف کردی خیلی
جهان در رویارویی با نیاز پرستان میگه اینا قرار نیست اثر مثبتی در ذات هستی ایجاد کنن
پس بذار در اعماق نیازها و احتیاجات خودشان
مدفون بشن.
آغاز...