ویرگول
ورودثبت نام
مثل پاییز
مثل پاییزچیزهایی برای نوشتن هست که هیچگاه نمی شود نوشتشان(علی اکبرامیدی)
مثل پاییز
مثل پاییز
خواندن ۱ دقیقه·۵ روز پیش

جنگِ رنگها


جنگِ رنگها

نویسنده : علی اکبر امیدی

من یک روزی نقاش بودم درست است اکنون گاهی از بهانه گاه دل لشگری از واژه بنام شعر برمی خیزد

اما یک روزی شاعر عالم رنگ ها بودم

شاید هرگز نقاش موفقی نشدم اما نقاشی فلسفه قشنگی داشت . از این حیث که دقیقا وقتی تلاش می کردم رنگ ها را متقاعد کنم آنچه در آوردگاه ذهنم متولد میشد به زبان نقش تعریفش کنند از یک جا درست وقتی ذهنم حاکم بر رنگ بود رسالت نقش، ذهن مرا به سوی و ساخت الگویی خودخواهانه هدایت می کرد . به هرحال جماعت رنگ در هم می شتافتند و این تنها جنگی بود که هدفش

آفرینش زیبایی بود . آری جنگ رنگ ها ، جنگی صمیمانه که جنسش

تهاجم بود اما غایتش تقارن و تناسب .‌ می بینی رنگ ها بر آستان هم یورش می برند اما این تاختن سرانجامش عشق و آبادی و آزادی ست . گویا که رنگ برای آزاد کردن خویش از بند یکنواختی و بی روحی می باید تمام خودش را به کاروان در هم غوطه ور رنگ ها بسپارد .‌

جنگ
۰
۰
مثل پاییز
مثل پاییز
چیزهایی برای نوشتن هست که هیچگاه نمی شود نوشتشان(علی اکبرامیدی)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید