محسن قلی‌زاده کیسمی
خواندن ۵ دقیقه·۴ روز پیش

پنج طوفان سهمگین: داستانی از روندهای مشکل‌ساز در بازاریابی

در دنیای پرشتاب و متغیر کسب‌وکار، بازاریابی همچون کشتی‌ای است که در اقیانوسی پرتلاطم، به دنبال یافتن مسیر خود به سوی ساحل موفقیت است. اما این اقیانوس، همواره آرام نیست. گاه طوفان‌های سهمگینی وزیدن می‌گیرند که می‌توانند حتی بزرگ‌ترین و مجهزترین کشتی‌ها را نیز به ورطه‌ی نابودی بکشانند. این داستان، حکایت پنج طوفان بزرگ است که به اعتقاد "جورج دی"، استاد برجسته‌ی بازاریابی، می‌توانند توانایی شرکت‌ها را در ارائه‌ی ارزش به مشتریان و حفظ موقعیت خود در بازار، به‌شدت تحت تأثیر قرار دهند.

طوفان عرضه، گرداب قیمت

"شرکت تولیدی آریا"، سال‌ها بود که در زمینه‌ی تولید لوازم خانگی فعالیت می‌کرد. اما در سال‌های اخیر، با ورود رقبای جدید و افزایش ظرفیت تولید، بازار لوازم خانگی با عرضه‌ی بیش از حد مواجه شده بود.

این طوفان، باعث شده بود تا شرکت‌ها برای فروش محصولات خود، به رقابت قیمتی روی بیاورند. قیمت‌ها به‌طور مداوم کاهش می‌یافت و حاشیه‌ی سود شرکت‌ها، روزبه‌روز کمتر می‌شد.

مدیران شرکت آریا، در ابتدا تلاش کردند تا با ارائه‌ی محصولات متنوع‌تر و باکیفیت‌تر، از این رقابت قیمتی فاصله بگیرند. اما آن‌ها به‌سرعت متوجه شدند که متفاوت‌سازیمحصولات، در این بازار اشباع‌شده، کار آسانی نیست. مشتریان، تفاوت چندانی بین محصولات شرکت‌های مختلف نمی‌دیدند و بیشتر به دنبال خرید محصولات ارزان‌قیمت بودند.

طوفان جهانی‌شدن، گم شدن در بی‌کرانگی

"شرکت صنایع دستی نگار"، سال‌ها بود که در زمینه‌ی تولید و صادرات صنایع دستی ایرانی فعالیت می‌کرد. اما با جهانی‌شدنبازارها، این شرکت با چالش‌های جدیدی روبرو شده بود.

رقبای خارجی، با تولید محصولات مشابه با قیمت‌های پایین‌تر، بازار را قبضه کرده بودند. مشتریان، دیگر به دنبال خرید صنایع دستی ایرانی نبودند، بلکه به دنبال محصولات ارزان‌قیمت و متنوع بودند.

مدیران شرکت نگار، در ابتدا تلاش کردند تا با حفظ اصالت و کیفیت محصولات خود، در این بازار جهانی رقابت کنند. اما آن‌ها به‌سرعت متوجه شدند که اهمیت حضور محلی و جغرافیای ملی، در حال کمرنگ شدن است و آن‌ها باید به دنبال راهی برای حضور در بازارهای جهانی باشند.

طوفان رقابت، هم‌نوایی در گرداب

"شرکت نرم‌افزاری دانا"، در زمینه‌ی تولید نرم‌افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) فعالیت می‌کرد. در سال‌های اخیر، با افزایش تعداد شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی این نرم‌افزارها، رقابت در این بازار به‌شدت افزایش یافته بود.

مدیران شرکت دانا، در ابتدا تلاش کردند تا با ارائه‌ی نرم‌افزارهای پیشرفته‌تر و با امکانات بیشتر، از رقبا پیشی بگیرند. اما آن‌ها به‌سرعت متوجه شدند که این رقابت، به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده است و هیچ برنده‌ای ندارد.

آن‌ها به این نتیجه رسیدند که برای بقا در این بازار پرتلاطم، باید به دنبال همکاری با رقبا باشند. آن‌ها با یکی از رقبای خود، وارد مذاکره شدند و توافق کردند که در زمینه‌ی توسعه‌ی نرم‌افزارهای جدید، با یکدیگر همکاری کنند و از تجربیات و دانش یکدیگر بهره‌مند شوند.

طوفان وابستگی، زنجیرهای نامرئی

"شرکت خدمات پس از فروش اطمینان"، سال‌ها بود که به ارائه‌ی خدمات پس از فروش برای محصولات شرکت‌های مختلف می‌پرداخت. این شرکت، با ارائه‌ی خدمات عالی به مشتریان، توانسته بود وفاداری آن‌ها را جلب کند و به یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی خدمات پس از فروش در کشور تبدیل شود.

اما مدیران شرکت اطمینان، به‌تدریج متوجه شدند که این وابستگی به مشتریان، می‌تواند به یک شمشیر دو لبه تبدیل شود. آن‌ها به‌شدت به درآمد حاصل از خدمات پس از فروش وابسته شده بودند و اگر مشتریان، به هر دلیلی، از خدمات آن‌ها ناراضی می‌شدند، شرکت با بحران جدی روبرو می‌شد.

آن‌ها به این نتیجه رسیدند که باید تمرکز خود را از حفظ مشتریان قبلی، به جذب مشتریان جدید نیز معطوف کنند و سبد مشتریان خود را متنوع‌تر کنند.

طوفان تغییر، امواج غیرقابل پیش‌بینی

"شرکت تبلیغاتی آوا"، سال‌ها بود که در زمینه‌ی ارائه‌ی خدمات تبلیغاتی به شرکت‌های مختلف فعالیت می‌کرد. این شرکت، با استفاده از روش‌های سنتی تبلیغات، مانند تبلیغات تلویزیونی، بیلبوردها و آگهی‌های چاپی، توانسته بود به موفقیت‌های چشمگیری دست یابد.

اما با ظهور رسانه‌های جدید، مانند شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌ها، بازارهابه‌سرعت در حال تغییر بودند و دیگر نمی‌شد با روش‌های سنتی، به موفقیت دست یافت. مشتریان، بیشتر وقت خود را در فضای مجازی می‌گذراندند و به تبلیغات سنتی، توجه چندانی نمی‌کردند.

مدیران شرکت آوا، در ابتدا تلاش کردند تا با این تغییرات مقابله کنند و به روش‌های سنتی خود ادامه دهند. اما آن‌ها به‌سرعت متوجه شدند که این کار، بی‌فایده است و آن‌ها باید خود را با شرایط جدید وفق دهند.

آن‌ها به این نتیجه رسیدند که باید از ساختار سنتی دستور-کنترلیفاصله بگیرند و به سمت سازمانی منعطف و پاسخگو حرکت کنند. آن‌ها باید بتوانند به‌سرعت، به تغییرات بازار واکنش نشان دهند و از هر برهم‌کنشیبا مشتریان، برای ایجاد ارتباطی بهتر استفاده کنند.

در جستجوی ساحل امن

این پنج طوفان، نشان می‌دهند که دنیای بازاریابی، همواره در حال تغییر و تحول است و شرکت‌هایی که نتوانند خود را با این تغییرات سازگار کنند، محکوم به شکست خواهند بود.

برای بقا و پیشرفت در این اقیانوس پرتلاطم، شرکت‌ها باید:

  • چشم‌اندازی روشن داشته باشند و بدانند که به کجا می‌خواهند بروند.
  • استراتژی‌های دقیقی را برای رسیدن به اهداف خود تدوین کنند.
  • تاکتیک‌های مناسبی را برای اجرای استراتژی‌های خود به کار گیرند.
  • ارزشی منحصربه‌فرد را به مشتریان خود ارائه دهند.
  • روابطی پایدار و معنادار با مشتریان، کارکنان، شرکا و جامعه برقرار کنند.
  • سازمانی منعطف و پاسخگو داشته باشند که بتواند به‌سرعت، به تغییرات بازار واکنش نشان دهد.
  • فرهنگ نوآوری و یادگیری را در سازمان خود نهادینه کنند.

با رعایت این اصول، شرکت‌ها می‌توانند نه‌تنها در برابر این طوفان‌های سهمگین مقاومت کنند، بلکه می‌توانند از آن‌ها به‌عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت خود استفاده کنند و به ساحل امن موفقیت دست یابند.

پژوهشگر،مدرس و مشاور کسب و کار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید