😷 خداوندِ سکوت 😷
بگذار بگویند و بگویند و بگویند
ما خسته ی تهمت و طرفدارِ سکوتیم
بگذار بگویند که ما خوب و شما بد
ما مردمِ بد حبس ، به زندانِ سکوتیم
بگذار بگویند ؛ جهان زیرِ پرِ ماست
ما پرپرِ چنگالِ شغالیم ؛ خداوند سکوتیم
بگذارتو را سُخره کند؛ قومِ ریاکار
ما خونِ جگر خورده به زندانِ سکوتیم
بگذار عدو تیرِ حسادت زند از کین
ما کشته ی صد طعنه و مرغانِ سکوتیم
این شهرِ پر از مردمِ پر لودگیِ زشت
ناچار که تبعیدیِ این شهر سکوتیم
ما جمله گرفتارِ سگِ حالِ شغالان
لیکن به خموشی سرِ حالیم و سکوتیم
سرودم اول آبان ۱۴۰۴
محمد حسن آزاده