ویرگول
ورودثبت نام
محمد حسن آزاده
محمد حسن آزاده
محمد حسن آزاده
محمد حسن آزاده
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

باز کن پنجره را

🕋 باز کن پنجره را 🕋

شربتی آر که این سینه ی ویران کُنَد آرام

شربتی،یکه سواری،دل من در هوس دیدن او زار نشسته

نفسم تنگ از این آتش و خاکسترِ خسته

دل من در هوس نور سر کوچه نشسته

باز کن پنجره شاید که بتابد پسر نور

باز کن پنجره تا خیمه زند نورِ علیٰ نور بر این قلبِ شکسته

۴
۰
محمد حسن آزاده
محمد حسن آزاده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید