در دنیای پرشتاب و رقابتی امروز، بسیاری از والدین با دغدغهی رشد صحیح و موفقیت فرزندشان دستوپنجه نرم میکنند. دغدغهای ارزشمند، اما اگر بدون آگاهی و ظرافت همراه باشد، ممکن است به جای رشد واقعی، باعث شکلگیری یک «نسخه ویرایششده» از فرزندمان شود — فرزندی که خودش نیست، بلکه حاصل ترکیبیست از توقعات، مقایسهها، تقلیدها و اضطرابهای پنهان ما و جامع اطرافش!
اما چطور میتوان به فرزند کمک کرد که خودش باشد؟!
نه آنچه دیگران میخواهند، نه آنچه جامعه دیکته میکند و نه آنچه ما بهعنوان والد ایدهآل در ذهن داریم؟
به بیان بهتر چه کنیم تا فرزندانمان آنچه هستند بشوند، نه آنچه ما میخواهیم؟
در این مقاله تلاش دارم کمی ذهنمان را در این باره بازتر از قبل کنم...

هویت سالم، در بستری شکل میگیرد که در آن کودک یا نوجوان احساس امنیت، شنیدهشدن، پذیرفتهشدن و آزادی در انتخاب تجربه کند. این فضا دقیقاً نقطهایست که نقش والد به عنوان کوچ (مربی) اهمیت پیدا میکند.
کوچ بودن یعنی:
– بهجای قضاوت، شنیدن
– بهجای جهتدهی، سؤال پرسیدن
– بهجای کنترل، همراهی کردن
در چنین فضایی، فرزند فرصت مییابد تا علاوه بر ما، با خودش نیز گفتوگو کند، از خودش بپرسد، خودش را بسازد و با عزتنفس رشد کند.
شناخت استعدادهای فرزند (اعم از منطقی، خلاقانه، کلامی، حرکتی، هنری و...) یک گام مهم است، اما کافی نیست.
بعد از کشف استعداد، نحوهی برخورد والدین با آن تعیین میکند که این استعداد و توانایی شکوفا یا خاموش میشود.
کودکی که دائماً در معرض فشار، مقایسه یا توقعات خارج از دایرهی علایق و استعدادهایش قرار دارد، حتی با داشتن استعدادهای عالی، ممکن است به تدریج از خودش فاصله بگیرد.
با استفاده از تکنیکهای سادهی کوچینگ در زندگی و مسیر فرزندپروری، میتوان فضایی برای کشف، گفتوگو و شکلگیری هویت مستقل فراهم کرد — بدون نیاز به ابزارهای پیچیده یا تخصص روانشناسی.
در ادامه، چهار تمرین کوچینگ ساده اما عمیق را تقدیم میکنم که میتوانند در زندگی روزمرهات، همین هفته اجرا شوند:
سؤالهایی که جواب بله یا نه ندارند و فرزند را به فکر وامیدارند:
«اگه میتونستی یه چیز تو مدرسهات رو عوض کنی، چی بود؟»
«آخرین باری که از چیزی خوشت اومد ولی انجامش ندادی، کی بود؟ چرا؟»
در یک گفتوگوی ساده، فقط گوش بده. پیشنهاد نده. اصلاح نکن. قضاوت نکن.
فقط بگو: «دوست دارم بیشتر برام بگی...»
هفتهای یک بار چیزی که در رفتار یا شخصیت فرزندت دیدی، با لحن تحسینآمیز بهش بگو:
«دیدم با اینکه ناراحت بودی، دوباره برگشتی و کاری رو تموم کردی. به این کارت واقعا افتخار کردم.»
از فرزندت بپرس:
«اگه قاشق اختراع نشده بود، چطوری غذا میخوردیم؟»
«اگه دنیا فقط دو رنگ داشت، تو کدومها رو انتخاب میکردی؟ چرا؟»
این تمرینها، گفتوگوهایی عمیق میسازن. و گفتوگو، دروازهی ورود به دنیای درونی فرزند ماست.
📌 یادمان باشد:
ما قرار نیست فرزندمان را «بسازیم»؛
ما فقط باید فضایی بسازیم تا او بتواند خودش را بسازد.
در آخر توصیه جدی دارم تا برای آشنایی بیشتر و بهتر با این مسیر رشد حتما سری به سایت، کانال و صفحه آپارات مؤسسه پرورش استعداد قلمستان بزنید، چرا که محتوای ویژهای در این خصوص تقدیم محضر شما شده است.
--> کانال قلمستان در پیامرسان ایتا
--> وبسایت رسمی مؤسسه پرورش استعداد قلمستان
