اگر نمایشنامه ۵۰ صفحهای "کیت هرمان" نوشته آنه لپر آلمانی به دستتان برسد بعید میدانم بتوانید بیشتر از ۵ صفحهاش را بخوانید. متنی سراسر بیربط، پرت و پلا و فاقد معنا. اسم قشنگی هم رویش گذاشتهاند: پست مدرن! گویی هر کسی میتواند از راه برسد و مهملات ذهنیاش را روی کاغذ بریزد و بعد اگر کسی اعتراض کرد بگوید این پست مدرن است. پشت فلسفه قشنگی هم پنهان میشوند: مخاطب در تفسیر و برداشت آزاد است. متنی مینویسند فاقد هرگونه خط داستانی و فاقد هرگونه هیجان بعد میگویند بازیگر در نوع بیان و مخاطب در نوع برداشت آزاد است. خب پس نقش شمای نویسنده چیست؟! در ادامه بخشی از این نمایشنامه را میآورم و قضاوت را به عهده خودتان میگذارم:
کیت: از همین حالا به زغال سنگ میخندیم
ایرمی: اما وقتی یه مدت نشستیم و بعد از نشستن خسته شدیم تلفن میزنیم باشه مادر مگه نه بعد به اون جوان زنگ میزنیم.
ایرمی: تو دیوانه اسبهای سیاه هستی
کیت: تو مسئول نور هستی و مارتینی مسئول موزیک
ایرمی: اون امروز نمیخواد
کیت: اونجا هنوز شکلات هست.
باورش سخت است اما عین ۵۰ صفحه به همین منوال پیش میرود. به عقیده من پست مدرن بلایی است که به جان هنر افتاده و در تمام هنرها شاهدش هستیم خطی بر تابلو میکشند و میگویند نقاشی پست مدرن. کلمات بیربط را به هم میچسباند و میگویند شعر موج نو. فیلمی بی سر و ته میسازند و میگویند ژانر فلان. اینها ابتذال است. من تا ابد طرفدار سبک کلاسیک در هر چیزی هستم