ویرگول
ورودثبت نام
محمد آزادی طلب
محمد آزادی طلب
محمد آزادی طلب
محمد آزادی طلب
خواندن ۱۱ دقیقه·۲۵ روز پیش

نقد و رد منطقی ادعای نظام احسن خلقت

یکی از ادعاهای کلام و در کل فلسفه ی اسلامی ادعای وجود نظام احسن خلقت است . این فیلسوفان و متکلمان و الهی دانان و در کل دینداران سنتی بر مبنای متون دینی و نقلی و جهان بینی برآمده از آن که ریشه در قرآن و وحی هم دارد مدعی هستند که خداوند نظام خلقت و موجودات را علی رغم همه ی نقص ها و کاستی و شرور حاکم بر آن به بهترین شکل آفریده است و بهتر از آن دیگر امکان نداشت .در آیه ی ۷ سوره ی سجده در باب آفرینش انسان و احسن بودن کل آفریده ها چنین آمده است :

الذی احسن کل شی خلقه و بدا خلق الانسان من طین

آن که هر چه را آفرید به نیکوترین وجه آفرید و خلقت انسان را از گل آغاز کرد . آیتی

همان طور که می بینید قرآن به عنوان متن وحیانی ادعای احسن بودن یعنی بهترین بودن نه فقط نظام خلقت که کل مخلوقات را مطرح کرده است . توجه کنید که قرآن ادعای حسن و نیکو بودن مخلوقات را مطرح نکرده است که بگوییم بله آنها حسن و نیکو بوده هرچند که برخی بهتر از این می توانستند بوده و خلق شوند . بلکه ادعای احسن بودن یعنی نیکوترین و بهترین بودن را مطرح کرده است . واژه ی " احسن " در زبان عربی بر وزن " افعل " بوده و صفت مبالغه محسوب می شود .

بر مبنای همین ادعا است که این دسته از دینداران و فیلسوفان و متکلمان ادعای نظام احسن خلقت را مطرح کرده اند و مدعی اند که هر موجود برحسب لیاقتش خلق می شود ، یعنی خداوند بر حسب ظرفیت و استعداد ذاتی اشیا آنها را خلق می کند . در واقع مطابق این ادعا و باور ، این تصور غلط است که خداوند همه ی موجودات را به طور مساوی آفریده و بعد بعضی دیگر را بر بعضی دیگر برتری داده است ، بلکه صحیح آن است که هر چیز در جهان ، فقط گونه ای خاص از وجود را می توانید بپذیرد و بس ، که خداوند هم همان خلقت را به او می دهد. در واقع مطابق این باور هرچیز چنان در تمامیت کلامی آن آفریده شده است که چیزی در آن کم گذاشته نشده است . ( نظام خلقت نظام بهترین ها ، خلیل منصوری )

این دسته از متکلمان و فیلسوفان برای اثبات چنین ادعایی یعنی نظام احسن خلقت به دو دسته از براهین یعنی برهان لمی و برهان انی استناد می کنند اما هر دو دسته از این براهین دچار اشکال و فساد و مغالطه است . در واقع این براهین عقلی گذشته از اشکال دار بودن و مغالطه آمیز بودنشان با شواهد علمی و تجربی که به برکت پیشرفت های خیره کننده ی علمی و تجربی بشریت بر چشمان وی گشوده شده است در تضاد و تعارض است و واقعیت های موجود نه فقط علمی که حتی آن چه به چشم خول می بینیم نشان از بطلان و پوچی ادعای نظام احسن خلقت و جهان بینی مبتنی بر آن دارد .

اما به براهین اثبات نظام احسن خلقت و نقد منطقی آن بپردازیم . این براهین گذشته از این که به لحاظ منطقی در مواردی دچار اشکال است مبتنی بر مغالطه ی مصادره به مطلوب است . این براهین مبتنی بر پیشفرض هایی و ادعاهایی است که خود این پیش فرض ها و ادعاها در جای خود باید اثبات شوند . اما مدعیان ، این پیش فرض ها را از قبل اثبات شده فرض کرده و بعد بر مبنای این پیش فرض های اثبات نشده که خودشان اثبات شده فرض کرده اند نظام احسن خلقت را می خواهند نتیجه گیری کنند . این همان مغالطه ی مصادره به مطلوب است . مغالطه ی مصادره به مطلوب به نقل از ویکی پدیا زمانی رخ می دهد که در یک استدلال ، آشکارا یا پنهانی گزاره ای بدون شواهد کافی درست پنداشته می شود . فرم دیگر این استدلال به صورتی است که در آن استدلالی فرضی آشکارا یا نهانی مطرح می شود که خود نیاز به اثبات دارد ولی بدون ارایه ی هیچ گونه شواهدی درست و صحیح پنداشته می شود .

نمونه ی این مغالطه را از زبان مدعیان نظام احسن خلقت و صورت بندی استدلالی آنها تحت عنوان براهین لمی در زیر از زبان آیت الله مصباح یزدی می بینیم .

" به عبارتی اگر اگر خدا جهان را به بهترین نظام نیافریده باشد یا به خاطر این است که علم به بهترین نظام نداشته ، یا آن را دوست نداشته ، یا قدرت بر ایجاد آن نداشته و یا از ایجاد آن بخل ورزیده است . در حالی که خداوند از این ویژگی ها مبراست . این برهان به صورت زیر صورت بندی شده است :

الف : خداوند عالم مطلق ، خیرمحض و فیاض مطلق است .

ب : نظام آفرینش موجود ، بهترین نظام ( احسن ) است . زیرا اگر این نظام بهترین نباشد لازمه اش یکی از امور ذیل است :

۱- خدا علم به بهترین نظام نداشته است .

۲- خدا قدرت بر ایجاد آن نداشته است .

۳- خدا نظام احسن را دوست نداشته است .

۴- خدا از ایجاد نظام احسن بخل ورزیده است .

ج : هر چهار قسم تالی باطل است . چون همه ی امور چهارگانه ی فوق نقص بر واجب اند و نقص بر واجب الوجود بالذات راه ندارد .

د : نتیجه آنکه نظام موجود نظام احسن است . "

محمد تقی مصباح یزدی ، آموزش فلسفه ، ج ۲

همان طور که مشاهده می کنید این استدلال مبتنی بر مغالطه ی مصادره به مطلوب است چرا که استدلالهایی در بند " الف " و " ب " در باب خدا کرده که خود این استدلال ها در درجه ی نخست نیاز به اثبات دارد . بر چه مبنایی واجب الوجود یا خدا باید این کمالات و یا رویکرد را همگی بدون کوچکترین کاستی دارا باشد ؟ این تلقی از خدا و آفرینش وی بر مبنای کدام دلیل و استدلال اثبات شده ی عقلی صورت گرفته است ؟

در واقع اثبات اصل وجود خدا نوع الوهیت و یا آن خدا را اثبات نمی کند و تلقی ها از خدا متفاوت است و مدعی باید بتواند تلقی خاص خود از خدا را با دلیل محکم منطقی و عقلی و فلسفی و علمی نه ارجاع دادن به فلان باورش و منبع که نمی دانم دین یا وحی و یا فلان شخص که پیامبر بوده یا فلان مرجع گفته است ، بتواند اثبات کند .

خدا می تواند یک خدای نامتشخص مثل خدای اسپینوزایی و انیشتین باشد که نه علم نه قدرت و نه اراده ای اصلا ندارد اما همین خدای بی اراده و فاقد کوچکترین قدرت و علم که از جهان جدا نبوده و با جهان یکی است ، جهان را به عنوان علت العلل و واجب الوجود به جلو برده و موجب تطور و تکامل و دگرگونی و نظم آن شده است . انیشتین که یک دانشمند خداباور بود و وجود نظم مبتنی بر قوانین حاکم بر جهان را یکی از دلایل وجود خدا می دانست به چنین خدایی معتقد بود و خدای شخص وار ادیان ابراهیمی که اسلام هم چنین است رد می کرد .

اما اگر خدای نامتشخص را هم نپذیریم که دلیل چندان منطقی هم برای رد این تلقی از خدا وجود ندارد و به یک خدای متشخص با اراده و صفات انسانی مثل انسان و موجودات زنده که دارای علم و قدرت و اراده بوده معتقد باشیم باز تلقی ها از آن متفاوت است و خدای متشخص مطلق مورد ادعای ادیان ابراهیمی و دینداران سنتی پیرو آن قابل اثبات منطقی و عقلی نیست .

مثلا "دئیسم " یک تلقی از خداست که خدای متشخص ، جهان را با قوانین آن در ابتدا افریده و استارت خلقت را زده و دیگر در آن دخالت نمی نکند و فاقد تدبیر و ربوبیت است . فرگشت و خلقت فاقد هدف و غایت مندی برآمده از آن می تواند مبتنی بر این تلقی از خدا باشد .

همین طور در الهیات مدرن برای پاسخ گویی به مسئله ی شرور تلقی های جدیدی از خدا متقاوت با جهان بینی سنتی ادیان ابراهیمی است که دو تا از آن الهیات خداباوری پویشی و الهیات خداباوری گشوده است .

در الهیات " خداباوری پویشی " برخلاف ادعا و جهان بینی ادیان ابراهیمی خدا عالم مطلق و قادر مطلق نیست لذا برای همین در جهان شر و نقص و کاستی وجود دارد .

در الهیات " خداباوری گشوده " خدا هم چنان عالم مطلق و قادر مطلق و حتی خیرخواه مطلق هم به صورت بالقوه است امادر عمل و بالفعل ، خدا از بخش زیادی از این علم و قدرت مطلق خود در امر خلقت و ربوبیت صرف نظر کرده و به فعلیت نرسانده و اجازه می دهد که خود انسان و همین طور طبیعت در خلقت و طبیعت خود به جلو برود مبتنی بر همین تلقی از خدا و نوع خداباوری یعنی " خداباوری گشوده " است . برای همین ما شاهد شر و نقص هستیم . در واقع در خداباوری گشوده اگر چه خدا برخلاف دئیسم که جهان را به طور کامل رها کرده و اصلا دخالت نمی کند نیست اما از دخالت و ربوبیت الهی و همین طور علم و قدرت مطلق خود تا حد زیادی و قابل توجهی در جهان صرف نظر کرده و دخالت نمی دهد .

" فرگشت هدف مند با قرائت کیث وارد " الهی دان بریتانیایی که در آن قرائت و تفسیر برخلاف فرگشت علمی رایج که کور و بی هدف و فاقد غایت است دارای یک هدف مندی و غایت مندی در کلیات است و صرفا کور و بی جهت و بدون هیچ غایتی نمی باشد و لذا هدف مند است اما هم چنان عنصر تصادف و شانس و مقولاتی طبیعی مثل انتخاب طبیعی در این طرح دخالت دارد . به عبارتی علی رغم هدف مند بودن فرگشت در کلیت خود که برخلاف تلقی رایج و حاکم علمی مبتنی بر تصادف کور و بی هدف است اما باز بسیاری از جزئیات آن به عنوان طرح الهی برای خلقت هنوز معلوم نیست و در روند طبیعی و در خود طبیعت با مکانیسم هایش هم چون انتخاب طبیعی و جهش های تصادفی تکمیل می شود ؛ مبتنی بر همین تلقی از خدا و آفرینش و خلقت بوده که بعدا این نظریه را چون مهم است شرح می دهم .

بنابراین استدلالها و دلایل عقلی که بر مبنای آن مدعیان و فیلسوفان و متکلمان پیرو جهان بینی کلام و الهیات سنتی ادیان ابراهیمی و متون مبتنی بر آن در جهت اثبات نظام احسن خلقت و این که موجودات هر کدام در مرتبه ی وجودی خود به بهترین شکل آفریده شده اند و دیگر خدا بهتر از آنها و این عالم نمی توانست خلق کند ، می آورند جز مغالطه ی مصادره به مطلوب و لذا ادعاهایی اثبات نشده محسوب نمی شوند . این که خدا یا واجب الوجود در همه ی صفاتش مطلق است و علم و قدرت و خیرخواهی و بخشندگی و عدل آن هم به صورت مطلق دارد و اقتضای این صفات مطلق و کمال مطلقش این است که جهان را به بهترین شکل خلق کند صرفا یک تلقی و ادعای اثبات نشده ازخدا و واجب الوجود و صفاتش است . در حالی که تلقی های دیگری از خدا یا همان واجب الوجود ، هم در باب صفات وی و هم در باب نحوه و میزان دخالت و ربوبیت الهی در امر خلقت و آفرینش وجود دارد که مدعیان نظام احسن خلقت نادیده می گیرند .

قبلا در مبحث و مطلب " نقد تفکر تئولوژیک و الهیات زده و کلامی و دین پرستانه ( قسمت دوم ) ، در نقد این رویکرد به دوری بودن این نحوه تفکر پرداختم که استدلال هایش مبتنی بر مفروضات از پیش پذیرفته شده و توجیه این مفروضات است و برای مثال در این راستا همین نظام احسن خلقت و توجیه و دلیل شخص مصباح یزدی و مغالطه ی مصادره به مطلوب وی را آوردم . یک ویژگی دیگر این تفکر که در مطلب خود در نقد این نحوه تفکر پرداختم و به همین مسئله مربوط می شود این است که تفکر تئولوژیک مثل تفکرات ایدئولوژیک در معنای مضاعف سیستم ساز بوده یعنی بیش از هرچیز خواهان حفظ سیستم اعتقادی خویش است و ما این مقوله را در ادعای نظام احسن خلقت و به خصوص رویکرد پیروان فلسفه و کلام و الهیات سنتی در مبحث و مقوله ی شرور می بینیم .

لذا با توجه به توضیحات مفصلی که دادم دلایلی که مدعیان نظام احسن خلقت برای اثبات عقلی و منطقی این نظام می آورند مبتنی بر مغالطه ی مصادره به مطلوب بوده و لذا بی اعتبار و باطل بوده چون آنها صرفا می خواهند باورهای دینی و الهیاتی خود را در این راستا اثبات کنند که به لحاظ منطقی نمی توانند چون مبتنی بر مغالطه ی مصادره به مطلوب و دوری بودن استدلال هایشان و صحیح و اثبات کردن باورها و پیش فرض هایی است که خودش نیاز به اثبات دارد و باید در ابتدا به صورت جدا ثابت شود اما آنها را بی نیاز از اثبات قلمداد کرده اند. مثل ادعاهایی هم چون عالم مطلق و قادر مطلق و بخشندگی مطلق و حکیم مطلق بودن و این که خدا جهان را به صورت کاملا حکیمانه و هیچ چیز را در آن بیهوده و به تعبیر قرآن به بازی خلق نکرده و سایر این ادعاها که هر کدام باید در جای خود اثبات شود تا بتوانند بعد مبنای استدلال منطقی برای اثبات نظام احسن خلقت قرار گیرد .

بنابراین به لحاظ عقلی و منطقی ادعای نظام احسن خلقت نه فقط اثبات نشده که می تواند رد و نفی می شود .

در مباحث بعد به رد و بطلان نظام احسن خلقت با توجه به شواهد علمی و تجربی و کمالات و شرور حاکم بر جهان و آن چه که به چشم خود می بینیم می پردازم .

۰
۰
محمد آزادی طلب
محمد آزادی طلب
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید