نامه خسرو(سعید) به شیرین، دردنامه اشتباهات یک ملت بود، رگبار حسرت ها و ای کاش ها، آوار تصمیمات غلط فردی و جمعی، سیل سوءتفاهمها، مجال ندادن به هم نشینی، هم صحبتی برای درک بهتر و دیدی وسیعتر، فرصت ندادن به ادامه رویای خوش، ادامه رنگهای شاد، ادامه خندهها، ادامه آبی، رنگ آبی.
دیگر چیزی به عقب برنگشت، تا سرخِ خون و ارتجاع سیاه، آتشی را حلقه کنند که زیرین و زبرین در آن بسوزند و ماهیهای سیاه بر خاک. تا آبی رنگ ببازد.
نامه خسرو(سعید) به شیرین، تاسیان بود.