ویرگول
ورودثبت نام
milad khp/ میلاد خبیری
milad khp/ میلاد خبیرینوشته‌هایی از موضوعاتی که مورد علاقه ام‌ است
milad khp/ میلاد خبیری
milad khp/ میلاد خبیری
خواندن ۲ دقیقه·۱ سال پیش

جمشید نجات و جمشید آموزگار: تجسم نیروهای تکنوکرات در ایران معاصر



در سریال "تاسیان"، شخصیتی به نام جمشید نجات حضور دارد که از نظر ظاهری، گریم و حتی ویژگی‌های شخصیتی، شباهت قابل‌توجهی به یکی از چهره‌های سیاسی معاصر خود، جمشید آموزگار، دارد. آموزگار که در دوره‌ای نخست‌وزیر ایران بود، نماینده نسل نیروهای تکنوکراتی به شمار می‌رفت که در دوره مدرن شدن ایران رشد یافتند. این شباهت، چه از نظر اسمی و چه از نظر ویژگی‌های شخصیتی، به نظر نمی‌رسد که تصادفی باشد.

در دوره‌ای که جریانات متعصب از طیف‌های مختلف، از چپ‌های کمونیست گرفته تا اسلام‌گراها و همچنین نظامیان و ارتشی‌ها، فضای سیاسی و اجتماعی ایران را تحت تأثیر قرار داده بودند، حضور جریانی که نماینده طبقه تکنوکرات و مدرن ایران باشد، بسیار کم‌رنگ به نظر می‌رسید. این جریان که تجلی آن را می‌توان در شخصیت جمشید نجات مشاهده کرد، از جمله نیروهایی بود که در هیاهوی سیاسی دهه ۵۰ شمسی و دهه ۷۰ میلادی، چندان شنیده نشد و به حاشیه رانده شد.

نیروهای تکنوکرات: نسل مدرنیست‌های ایران

جمشید آموزگار و همفکرانش متعلق به نسلی بودند که در دوران آغاز مدرن شدن ایران به دنیا آمدند و برخلاف بسیاری از سیاست‌مداران و متنفذان اقتصادی، تجربه زندگی در دوره قاجار را نداشتند. آن‌ها با ذهنیتی بازتر و دیدگاهی توسعه‌گرا، به دنبال پیشرفت ایران بودند و تحت تأثیر تجربه‌های دنیای مدرن اروپا و آمریکا، تلاش داشتند ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور را به سمت پیشرفت و توسعه پایدار هدایت کنند.

نمونه‌های این نسل را می‌توان در میان کارآفرینان بزرگی همچون برادران خیامی، رحیم ایروانی، خاندان لاجوردی، خسروشاهی و محمدصادق فاتح یزدی مشاهده کرد. این افراد برخلاف تصور و شعارهای گروه‌های چپ‌گرا، نه تنها استثمارگر نبودند، بلکه برای رفاه کارگران خود نیز اقدامات گسترده‌ای انجام می‌دادند. به عنوان نمونه، محمدصادق فاتح یزدی برای کارگرانش خانه‌های سازمانی می‌ساخت، اما متأسفانه به دست نیروهای تندرو چپ‌گرا ترور شد. این افراد نقش بزرگی در پیشرفت اقتصادی ایران داشتند، اما در میان هیاهوی سیاسی و موج شعارزدگی دهه ۵۰، صدای آن‌ها شنیده نشد.

فرصت‌های از دست‌رفته و عواقب نادیده گرفتن تکنوکرات‌ها

اگر این طبقه و نیروهای تکنوکرات فرصت بیشتری برای تأثیرگذاری در سیاست و اقتصاد ایران می‌یافتند، شاید مسیر توسعه کشور به گونه‌ای متفاوت رقم می‌خورد. اما در فضای جو‌زده و مسموم آن دوران، این نیروها به حاشیه رانده شدند و در نتیجه، کشور در مسیری افتاد که نتیجه‌اش بحران‌های بعدی شد.

مخلص کلام آنکه، شخصیت جمشید نجات در "تاسیان" می‌تواند نمادی از نیروهایی باشد که در برهه‌ای حساس از تاریخ ایران به حاشیه رانده شدند. او بازتابی از جمشید آموزگار و سایر تکنوکرات‌هایی است که می‌توانستند ایران را به سمت "دروازه‌های تمدن بزرگ" هدایت کنند، اما در گرداب ناآرامی‌های سیاسی، فرصت تأثیرگذاری خود را از دست دادند. این مسئله یادآور اهمیت حفظ و تقویت نیروهای کارآمد، توسعه‌گرا و مدرن در هر جامعه‌ای است که به دنبال پیشرفت و ثبات است.


ایران
۳
۰
milad khp/ میلاد خبیری
milad khp/ میلاد خبیری
نوشته‌هایی از موضوعاتی که مورد علاقه ام‌ است
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید