کمی بت بشکنیم: مقدمه

ما ایرانی‌ها علاقه زیادی به داشتن قهرمان داریم. این‌که فلان دانشمند که فلان را کشف کرد، ایرانی بود یا این که فلان شاهنشاه پارسی بود که نخستین بار جوانمرد بود؛ به راستی حس خوشایندی دارد. ما خودمان را از همه بهتر می‌دانیم. نه فقط ما، بلکه همه اقوام (در گذشته) به نوعی خودشان را بهترین قوم و نژاد می‌دانستند. یونانیان، آتن را مرکز عالم می‌دانستند. یهودیان معتقد بودند که تنها قوم برگزیده از طرف خداوندند و... این به آن‌ها اعتماد به نفس می‌داد. حقیقت این‌است که نه آتن در مرکز دنیا قرار داشت و نه یهود قوم برگزیده خداوند بود. همه این افسانه‌ها زاییده تخیلات آتنی‌ها و اورشلیم‌نشین‌ها بود.

برگردیم به سرزمین خودمان، جایی کوروش خوبی مطلق است و ایران ساسانی، خودٍ خودٍ آرمانشهر! اینجا تعداد زیادی قهرمان ناشناخته داریم‌ (از مریم میرزاخانی که تازه بعد از وفاتشان فهمیدیم که بودند تا کامران وفا که بعید می‌دانم به اندازه نصف امیرحسین مقصدلو شناخته شده باشد.) و تعداد بیشتری قهرمان (مثلا دکتر حسابی) که ده‌ها و شاید صد‌ها برابر بزرگنمایی شدند.

در این مجموعه نوشته‌ها، تصمیم گرفتم از شخصیت‌هایی که تبدیل به بُت شدند بنویسم. مطمئنم که بعضی طرفداران خشمگین و سینه‌چاک این عزیزان، خواهر و مادر بنده را مورد عنایت قرار خواهند داد که البته ما زیر سبیلی رد می‌کنیم. :)