کِی بود؟:
۱. آخرین باری که قهقهه خنده زدی؟
دقیقا یادم نیست. خیلی وقتا خندهم رو به زور اگزجره میکنم، چون از ته دل نیستن، یادم نمیاد. البته وقتی خیلی شاد میشم، گریه میکنم.
۲. آخرین باری که ضجهی گریه زدی؟
تقریبا تمام این هفتهی اخیر.
۳. آخرین باری که کسی رو بغل کردی؟
هفتهی پیش مهشید رو بغل کردم.
۴. آخرین باری که به خودکشی فکر کردی؟
تا ۱۴۰۱ به جز یه دورهی خیلی کوتاه همیشه بهش فکر کردم. الان دیگه به خودکشی فکر نمیکنم. فکر میکنم چرا خدا خودش جونم رو نمیگیره؟
۵. آخرین باری که به ازدواجکردن/بچهدارشدن فکر کردی؟
هیچ وقت
مگر از سر ترس
اگر ازدواج کنم و زندگیم مثل پدر و مادرم باشه چه خاکی باید به سرم بریزم؟ من که حتی عرضهی خودکشی هم ندارم.
بچه داشتن که اصلا و ابدا
۶. آخرین باری که احساس تنهایی کردی؟
این دو هفتهی اخیر به شدت.
۷. آخرین باری که احساس کردی دورت شلوغه؟
هیچ وقت دورم شلوغ نبوده. اگرم توی جمعی بودم هستهی جمع و علت دورهمی خودم نبودم.
البته تولدهام هستن که همیشه بهم حس بیکفایتی میده.
۸. آخرین باری که داد زدی سرِ کسی؟
اول هفته
صحبت با پدر از یک به ۲ نمیرسه، همیشه آخرش با داد و دعوا تموم میشه.
۹. آخرین باری که به یه نفر فحش دادی؟
به همون پدر، در خلوت با برادرم.
در حد احمقِ بیشعور.
۱۰. آخرین باری که احساس پوچی و بیهدفی کردی؟
همیشه از زمانی که یادم میاد زندگی بیمعنی بوده.
۱۱. آخرین باری که احساس کردی بدبخت و فلکزدهای؟
دو هفتهی اخیر بیشتر از گذشته.
۱۲. آخرین باری که عاشقشدی(کاملاً دنیایی!)؟
هیچ وقت.
۱۳. آخرین باری که به خودت افتخار کردی؟
هیچ وقت.
۱۴. آخرین باری که احساس کردی چقدر بدردنخور و بیعرضهای؟
همیشه.
۱۵. آخرین باری که حس مفیدبودن و کارآمدی بهت دست داد؟
هیچ وقت.
۱۶. آخرین باری که از خط قرمزت رد شدی؟
خودم هیچ وقت هیچ خطی برای هیچ چیزی تعیین نکردم. چون از زمانی که به دنیا اومدم در محاصرهی خطوط زیادی بودم که دیگه نمیشد خطی بینشون تعیین کرد.
۱۷. آخرین باری که یه حال به خودت دادی؟
اصولا یاد گرفتم از این کارا نکنم.
۱۸. آخرین باری که شاد و سرزنده شدی؟
تابستون ۹۸، بعد از دو تا کارگاه خوب.
پ ن: جواب دادن بهشون راحت بود، شد یه پست.
ممنون از کریپتون.
۱۱ شب ۸ بهمن ۱۴۰۴