ویرگول
ورودثبت نام
سید علی میرسلیمی
سید علی میرسلیمی
سید علی میرسلیمی
سید علی میرسلیمی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

اندیشه دلبازی

من مست مِیِ نابم، از حاشیه بیزارم

هر روز و شبم روشن، چون مستم و هشیارم

از غصه و غم دورم،هر لحظه به خود شادم

خوشحالم و بیدردم، بیخوابم و بیدارم

شور و شعف و شادی، در بزمِ رها وافِر

بیهوش ز خود گشتم، بی سر شده سردارم

در غائله میجویم، خود راه رهایی را

درگیر نباید شد، آزاد ز پندارم

دنیا همه پر غصه، اینجا نَسِزَد مانَم

در خویش سفر کردم، بر خویش نظر دارم

در کیشم و بی کیشم، بی غمزه و طنازم

بی سایه و بی دودم، در باغ و به گلزارم

چون باد و نسیمم من، بر خوانِ ضمیرم من

اندیشهٔ دلبازی،  در خانه ی خَمّارم

صد بوسه زنم دستش، هر کس که  مرا آموخت

باعث شده این خس را، چون سرو چمنزارم

درویش شوم سرخوش، دلخوش به سرانجامم

یک جرعه اگر نوشم، از باده ی دلدارم

عشق واقعی
۰
۰
سید علی میرسلیمی
سید علی میرسلیمی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید