بهبود بی پایان قلب هر تلاش برای بهبود مستمر است. چرخه دمینگ یا PDCA یکی از اولین رویکردهای رسمی برای استفاده از یک رویکرد تکراری برای بهبود فرآیندها است و امروزه هنوز به عنوان یک ابزار اساسی برای بهبود مستمر عمل می کند.
این مقاله مراحل چرخه دمینگ، مزایای استفاده از رویکرد PDCA برای بهبود، نمونهای از نحوه به کارگیری آن و برخی از بهترین روشها برای استفاده موفقیتآمیز از روش برای بهبود فرآیندها را شرح میدهد.
چرخه دمینگ (یا Plan-Do-Check-Act (PDCA)) یک تکنیک تکراری چهار مرحله ای است که برای حل مشکلات و بهبود فرآیندهای سازمانی استفاده می شود. دکتر والتر آ. شوهارت، فیزیکدان و آماردان مشهور از آزمایشگاه های وسترن الکتریک و بل، مفهوم اصلی را در دهه 1920 توسعه داد. رویکرد او یک روش حل مسئله خطی سه مرحله ای بود.
دکتر دبلیو ادواردز دمینگ، پیشگام معروف کنترل کیفیت و نویسنده کتاب 14 نقطه دمینگ، این تکنیک را در دهه 1950 رایج کرد و فرآیند سه مرحلهای خطی شوهارت را در نظر گرفت و آن را به عنوان دایره و چرخه چهار مرحلهای تکراری که امروزه میشناسیم تجدیدنظر کرد. . سپس به چرخه دمینگ معروف شد.
برنامه ریزی: در این مرحله، وضعیت فعلی را بررسی می کنید تا ماهیت مشکل حل شده را به طور کامل درک کنید. مطمئن شوید که یک برنامه و چارچوبی برای کار ایجاد کرده اید و نتایج و نتایج مورد نظر را مشخص می کنید.
انجام: شناسایی مشکل واقعی با تجزیه و تحلیل داده ها و تعریف و اجرای طرح راه حل. چرخه PDCA بر تغییرات کوچکتر و افزایشی تمرکز دارد که به بهبود فرآیندها با حداقل اختلال کمک می کند. شما باید با یک پایلوت در مقیاس کوچک شروع کنید تا اگر راه حل آن طور که انتظار می رود کار نکرد، سازمان را مختل نکنید.
بررسی: برای نظارت بر تأثیر طرح اجرا و یافتن اقدامات متقابل در صورت لزوم برای بهبود بیشتر راه حل. شما باید در حین اجرا بررسی کنید تا مطمئن شوید که اهداف پروژه برآورده شده است. پس از اتمام، یک بررسی دوم را انجام دهید تا امکان رسیدگی به موفقیتها و شکستها وجود داشته باشد و بر اساس درسهای آموخته شده، تنظیمات آتی انجام شود.
عمل کنید: راه حل ها و توصیه های خود را اجرا کنید. تصمیم بگیرید که آیا راه حل موثر است، و یا آن را در شیوه های کاری استاندارد ادغام کنید یا آن را رها کنید. اگر آن را رها کردید، باید بپرسید که از این فرآیند چه چیزی یاد گرفتهاید و چرخه را دوباره شروع کنید.
PDCA یا مدل چرخه دمینگ چندین دهه است که به دلیل مزایای بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. برخی از آنها عبارتند از:
· بهبود مستمر را تسهیل میکند: این واقعیت که PDCA یک چرخه تکراری است، کاربران را تشویق میکند تا بهبود مستمر و مستمر را دنبال کنند. نکته کلیدی این است که به تعهد رهبری نیاز دارد زیرا چرخه دمینگ یک رویداد یکباره نیست.
· انعطاف پذیری: چرخه دمینگ را می توان برای طیف وسیعی از فرآیندهای سازمانی صرف نظر از عملکرد استفاده کرد.
· ساده و در عین حال قدرتمند: مفهوم و مراحل آن آسان است. ابزارهای مورد نیاز اولیه هستند. با این حال، نتایج و راه حل های حاصل از PDCA می تواند تأثیر قابل توجهی بر سازمان داشته باشد.
نه تنها درک چرخه دمینگ و PDCA مهم هستند، بلکه برای پیاده سازی و استقرار در یک سازمان نیز مهم هستند.
سازمان ها و رهبران باید درک کنند که همه فرآیندها قابل بهبود هستند. PDCA یک ابزار عالی برای شروع سفر به سمت بهبود مستمر است.
چرخه دمینگ یک روش کاملاً مستند و اثبات شده است. وقتی یک راه حل موثر از قبل وجود دارد، نیازی به شروع از صفر و اختراع مجدد چرخ نیست.
با این روش، تغییر می تواند سریع باشد و راه حل ها به موقع اجرا شوند تا سازمان شما فوراً مزایای آن را ببیند.
یکی از مزایای چرخه دمینگ، تطبیق پذیری این فرآیند است. این می تواند در هر تعداد از مناطق کاربردی استفاده شود. به عنوان مثال، یک شرکت تولیدی بزرگ شروع به افزایش آسیب های چشمی گزارش شده توسط اپراتورهای لیفتراک در عملیات انبار خود کرد. آنها از PDCA برای شناسایی علل ریشه ای بالقوه استفاده کردند و توصیه های واضح برای استفاده از محافظ چشم مناسب اولین راه حل های اجرا شده بود.
متأسفانه، جراحات چشمی با وجود رعایت بهتر ادامه یافت. این شرکت دور دوم PDCA را با این نتیجه به پایان رساند که محافظ چشم استاندارد به درستی برای همه مناسب نیست. سومین بار در چرخه دمینگ نشان داد که وقتی اپراتورهای لیفتراک پالتهای محصول را بیرون میکشند، زبالهها از قفسهها خارج میشوند. توصیه می شود که سپرهای پلاستیکی در بالای لیفتراک قرار داده شود تا زباله ها را بگیرند.
در نهایت، دور چهارم چرخه دمینگ به این نتیجه رسید که یک عملیات تمیز کردن مداوم برای حذف و جلوگیری از تجمع زباله در قفسههای قفسهها تنها راه برای از بین بردن علت اصلی است.