هزاران کتاب در مورد آنچه برای موفقیت در کسب و کار لازم است ، و هزار کتاب دیگر در مورد دستیابی به موفقیت در زندگی نیز نوشته شده است. شما می توانید هزار مقاله دیگر در وب پیدا کنید که در مورد این موضوع بحث می کنند ، و هزار مقاله دیگر فردا نوشته خواهد شد. با چنین موضوعی گسترده و چیزهای زیادی که می تواند در خوشبختی ما نقش داشته باشد ، دشوار است که آن را به یک لیست کوتاه از چیزهایی که هرکسی می تواند بخواند و در زندگی خود به کار گیرد ، خلاصه کنیم.
با این حال ، در میان آن هزاران کتاب و مقاله ، در میان افسانه ها و داستانهای بیشمار ، برخی از موضوعات مشترک را پیدا خواهید کرد. شما اصولی در مورد ما به عنوان یک انسان پیدا خواهید کرد که بسیاری از ما به آنها فکر می کنیم اما هرگز به اندازه کافی برای دستیابی به آنها تلاش نمی کنیم. شما در مورد ایده آل ها و تصمیماتی خواهید شنید که همه ما آرزو می کنیم آرزوی آن را داشته باشیم ، اما اغلب آنها را درک نمی کنیم. در اینجا ده مورد از مواردی وجود دارد که در میان داستان کسانی که در تجارت (و در زندگی) به موفقیت دست یافته اند خواهید یافت - کدام ها را در حال حاضر دارید و به کدام نیاز دارید؟

آیا می خواهید بدانید چرا موفقیت در کسب و کار از نظر جامعه چنین موفقیتی دلهره آور محسوب می شود؟ در حالی که موانع آشکاری برای رویارویی وجود دارد ، یکی از بزرگترین چالش ها غلبه بر ترس از ورود به یک تجارت در وهله اول است. اکثر مردم در تمام طول روز در مورد راه اندازی یک کسب و کار موفق در حالی که تماشای ساعت در کارهای روزمره خود را تماشا می کنند. دلیل اینکه آنها هیچ وقت از امنیت حقوق خود دست بر نمی دارند این است که آنها از چیزهای ناشناخته ای که در راه اندازی یک کسب و کار ایجاد می شود می ترسند. اگر می خواهید خود را از آن جمعیت جدا کنید ، باید یاد بگیرید چگونه ترس های خود را مدیریت کنید. نگران نباشید ، شما تنها نیستید. وقتی کارم را رها کردم تا کارم را شروع کنم ، در خارج از شغل روزانه حقوقم دو برابر حقوقم در داخل کار هشت ساعته خود می گرفتم. من هنوز آن ترس بزرگ از شکست را داشتم.
با این حال ، این تنها ابتدای راه برای کسانی است که می خواهند در تجارت واقعا موفق باشند. غلبه بر ترس و شروع کار نجیب است ، اما آزمایش های واقعی یک کارآفرین بی باک ثابت خواهد بود ، از شروع گفتگو در میکسر شبکه ، درخواست فروش در یک معامله بزرگ ، قطع رابطه با شریکی که باعث آسیب به سرمایه گذاری و شاید ترسناک ترین حالت - تماشای شکست یک تجارت (برای هنری فورد دو بار پیش از طراحی خط مونتاژ معروفش اتفاق افتاد!) کسی که می تواند به طرز فجیعی شکست بخورد و نترسد که گرد و خاک خود را از بین ببرد و بارها و بارها تلاش کند آنها موفق هستند واقعاً بی باک است
در حال حاضر ، طبق گفته سایت های موفقیت مردم همیشه در مورد چگونگی ایجاد یک نام تجاری تجاری معروف در یک زمان در زیرزمین یا گاراژ شخصی صحبت خواهند کرد ، آنقدر که به نوعی تصور رمانتیک شده است که رفتن از ثروتمند به ثروت همان چیزی است که واقعاً یک کارآفرین واقعی را مشخص می کند. به واقعیت بیشتر مشاغل موفق تجاری نمی تواند از حقیقت دورتر باشد - اگر می خواهید به آن برسید ، به پول احتیاج خواهید داشت. با این حال ، این لزوما به این معنی نیست که هنگام شروع کار باید مقدار زیادی از آن را داشته باشید ، اما مهمتر اینکه بدانید چگونه امور مالی کار می کند و چگونه از پول خود برای رشد در هوشمندانه ترین راه استفاده کنید.
روبرت کیوساکی بیشتر به خاطر آموزش جهان به اهمیت نقش سواد مالی در زندگی کارآفرینان موفق مشهور است. کسانی که از حقوق تا حقوق و دستمزد زندگی می کنند نیز کسانی هستند که زندگی خود را با بدهی ها پر می کنند - پرداخت ماشین و خانه ، کارت های اعتباری و سایر چیزهای مادی که برای آنها هزینه دارد. با این حال ، کسانی که از نظر مالی سواد دارند ، اهمیت ساختن دارایی ها را درک می کنند - عواملی که به جای آنها درآمد کسب می کند. هنگامی که یک ستون دارایی مثبت را شروع کردید ، می توانید نحوه کسب درآمد بیشتر از طریق سرمایه گذاری را بیاموزید. برای اینکه یک کارآفرین موفق باشید باید بدانید که چگونه پول بگیرید و آن را برای خود کار کنید.
هنگامی که ترس های خود را مهار کرده و جهشی را برای راه اندازی یک کسب و کار ایجاد کرده اید ، سفر رهبر شدن را از قبل آغاز کرده اید. همانطور که به زودی در مورد آن بحث خواهیم کرد ، موفقیت نهایی شما در نحوه کمک به دیگران برای یافتن موفقیت خود تأثیر زیادی دارد. بسیاری از ما کارآفرینان موفقی را روی پایه نگه می داریم ، درست مانند طرفداران فوتبال که یک مدافع وسط ستاره یا گیرنده بزرگ را در نظر می گیرند. با این حال ، همیشه تیمی وجود دارد که این افراد رهبری می کنند و در نهایت منجر به موفقیت آنها می شود. شما باید بیاموزید که چگونه در سطحی پیشرو باشید تا بتوانید دیگران را تشویق کنید تا در کار شما به شما بپیوندند ، به آنچه تبلیغ می کنید اعتقاد داشته باشند یا برای محصول یا خدمتی که ارائه می دهید به شما پول بدهند.
به این معنی که همه افراد موفق در تجارت باید مدیر عامل ، چهره شرکت یا شخص "مسئول" باشند. وقتی گوگل شروع به رشد کرد ، بنیانگذاران شرکت مدیرعامل موفقی را در اریک اشمیت آوردند تا وارد شرکت شده و شرکت خود را اداره کند - آنها مهندس بودند نه مدیر عامل. توانایی رهبری یک تیم یا رهبری توده ها گاهی اوقات به داشتن کاریزما و پیام مناسب منجر می شود تا افراد مناسب را وادار به انجام کارهایی کنند که باید انجام شود تا کل کار فقط کار کند. یک سرباز بزرگ ممکن است در هدایت نیروهای در میدان مهارت داشته باشد ، اما کل جنگ را مدیریت نکند. یک طراح شگفت انگیز محصول نیز ممکن است فروشنده ای بد باشد. اما یک رهبر بزرگ کشف می کند که بهترین کار را در کجا انجام می دهد و نقطه ضعف آنها کجاست و می داند چه کسی را کجا قرار دهد تا مطمئن شود که شرکت آنها یکی از موفقیت های واقعی است.
یکی از بزرگترین چالش هایی که مانع از دستیابی کارآفرینان به خواسته هایشان می شود ، درک این است که با فرصت هایی که در طول راه در اختیار آنها قرار می گیرد ، "چه کنند". در اینجاست که اهرم به چنان مفهوم مهمی تبدیل می شود که افراد برای شروع به کار نیاز به درک آن دارند و به نوعی ذهن خاص نیاز است که در موقعیت هایی برای پیدا کردن ارزش در یک رابطه یا شرایط جدید ، "خارج از چارچوب" فکر کند. همان افرادی که برای ترک شغل روزانه خود بسیار ترسیده اند ، همان افرادی هستند که نمی دانند چگونه از دارایی ها و روابط خود در زندگی استفاده کنند. از سوی دیگر ، یک کارآفرین موفق ، دائماً در حال یافتن راه هایی برای ایجاد سود و فرصت های جدید است.
ضرب المثل ساده "وقتی زندگی به شما لیمو می دهد ، لیموناد درست کنید" یک مثال عالی برای استفاده از اهرم برای پیشبرد تجارت شما است. بسیاری از مردم لیموناد را درست کرده و خود آن را می نوشند. یک کارآفرین واقعی لیموناد درست می کند و آن را به کسانی که لیمو ندارند می فروشد ، و از سود آن برای خرید لیموترش یا رفتن به مشاغل دیگر استفاده می کند. در حالی که امروز یک چهره سیاسی دوقطبی است ، دونالد ترامپ یک مثال عالی از کارآفرینی است که بارها و بارها از اهرم برای به دست آوردن قطعات مهم املاک و مستغلات و یا انجام معاملات سودآور تجاری استفاده می کند. او را دوست داشته باشید یا از او متنفر باشید ، کتاب او The Art of the Deal یک منبع عالی در مورد این است که چگونه اهرم می تواند فردی فوق العاده را موفق کند.
ما قبلاً در مورد اینکه چگونه رهبر شدن یکی از مهمترین ویژگیهایی است که فرد برای "حرکت زنجیره ای" در بازی کسب و کار نیاز دارد صحبت کردیم. برای دستیابی به بزرگی به عنوان یک رهبر ، باید تیمی از افراد معتقد به مأموریت داشته باشید تا بتوانید به جلو حرکت کنید. آنجاست که جمع آوری یک تیم بزرگ از شرکا نقش مهمی را در هر تجارت سودآور ایفا می کند. بسیاری شروع به کار می کنند و کلاه بسیاری بر سر دارند ، اما یک کسب و کار تنها در صورتی می تواند پیشرفت کند که تنها یک منبع انرژی ، الهام بخش و ارزش واقعی عرق برای روشن نگه داشتن چراغ وجود داشته باشد
همانطور که در درک معنای موفقیت هم در تجارت و هم در زندگی خواهیم دید ، "صاحب مشاغل" واقعی کسی است که برای راه اندازی و ماندن کسب و کار نیازی به بخشی از عملیات روزمره نداشته باشد. سودآور کتاب کلاسیک "اسطوره الکترونیکی" یک داستان عالی است که نشان می دهد بسیاری از افراد سعی می کنند یک کسب و کار را به تنهایی انجام دهند (و شکست می خورند). در عوض ، شما باید از مهارتهای رهبری استفاده کنید و دیگران را ترغیب کنید تا مهارتهای خاص خود را بکار گیرند و آنها را به عنوان یک تیم برای سود بیشتر شرکت به کار گیرند. این فقط شامل کارکنان نمی شود ، بلکه شامل دانستن این است که با چه کسانی دست می دهیم ، چگونه مشارکت های استراتژیک ایجاد کنیم و چگونه از این اهرم نفوذی که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم استفاده کنیم تا دیگران را متقاعد کنیم که علاقه ای به سرمایه گذاری شما دارند. و هنگامی که به سطح خاصی از موفقیت رسیدید ، وقتی آن را با همه کسانی که در دستیابی به آن کمک کرده اند به اشتراک بگذارید ، احساس بزرگتری خواهد داشت.
تا کنون ما برخی از مهمترین مفاهیمی را که برای دستیابی به موفقیت در کسب و کار باید بدانید بحث کرده ایم - اما چگونه می توانید موفقیت واقعی را دقیقاً توجیه کنید؟ آیا این پول است یا فروش یا تأثیر اعمال شما بر محیط اطراف شما است؟ در نهایت موفقیت واقعی در تجارت تنها در صورتی اهمیت دارد که موفقیت در زندگی برابر باشد و همه اینها با داشتن نگرش درست نسبت به آن شروع می شود. هیچ کس به کسانی که ثروتمند هستند اما از دنیایی که در آن زندگی می کنند متنفر است اهمیتی نمی دهد. همه داستان ابینزر اسکروج را می دانند ، پیرمرد خسته ای که تمام پول جهان را داشت اما هیچ کاری جز ایجاد بدبختی برای دیگران انجام نداد.
برای داشتن یک زندگی واقعاً شاد و کامل ، مهم است که بدانید واقعاً چه چیزی مهم است و ارزش هایی را در مورد کارهایی که می توانید هر روز انجام دهید تا آن جهان به واقعیت تبدیل شود ، توسعه دهید. مطمئناً بسیاری از افرادی که اقدام به راه اندازی یک کسب و کار می کنند می خواهند به سطح خاصی از استقلال مالی دست یابند. اما وقتی ثروت ها بالاخره به دست می آیند ، با آنها چه می کنند؟ کسانی که این نگرش را دارند که پول به این معناست که می توانند چیزهای بیشتری بخرند تا خود را برتر از دیگران بدانند ، هرگز در زندگی خود موفق نخواهند بود. کارآفرینانی که تمرکز می کنند.