ویرگول
ورودثبت نام
Alireza Shahbazi
Alireza Shahbaziمن عاشق گیم و کتاب و موزیک و انیمه ام و صد البته نوشتن. و چه بخواید چه نخواید باید باهام همراهی کنید. چون میخوام مُخِتون رو تیلیت کنم و کاملا اجباری افکارمو باهاتون به اشتراک بگذارم??
Alireza Shahbazi
Alireza Shahbazi
خواندن ۸ دقیقه·۵ سال پیش

گیم و تجربه شخصی شما:چه قدر برای این تجربه احترام قائلیم؟

چه قدر به تجربه گیمینگ احترام میگذارید؟ و چه قدر سازندگان احترام قائلند؟

فرض کنید سوار قطار هستید
و به سمت مقصدی نامعلوم حرکت میکنید
ترسیده اید
یا هیجان زده؟
سعی میکنید از منظره لذت ببرید؟
یا به رسیدن فکر می‌کنید؟
پیاده شدن مهم تر است یا سوار شدن؟
(خدا را شکر کنید دنیای واقعی این شکلی نیست وگرنه این سفر ممکن بود آخرین سفر عمرتان باشد)

یک حس خوب
یک حس خوب


اما متن پیش رو درباره گیم و تجربه سفر شما در دنیای آن است
سفری معمولا جذاب با
شخصیت اصلی داستان، که در اکثر اوقات خسته از یک ماجراجویی دیگر است(مخصوصا اگر نسخه دوم از بازی باشد)
و در بعضی مواقع حتی نمیداند که سازندگان، چه جهنمی برایش تدارک دیده اند.
اما خب
چه کاری از دستش ساخته است
شما پول داده اید و او هم باید دهنش سرویس شود
که شما با زجر کشیدن کاراکتر کمی حذ کنید و خودتان را قهرمانی تصور کنید که هرگز نبوده اید، نیستید و شاید نخواهید بود.

هنوزم فکر میکنی یه قهرمانی؟
هنوزم فکر میکنی یه قهرمانی؟


اما دست آخر این تجربه شماست که مهم است
سازنده ها اگر خیلی با مرام باشند و در اجرای یک پروژه خلاقانه و بعضا سنگین کلی عرق بریزند
شما برایشان تره هم خرد نمی‌کنید
چون شرکت های معروفی وجود دارند که انجام بازی های تکراری آنها از واجبات است(خودتان بگویید چه شرکت هایی، با دلیل و منطق برایم کامنت کنید)
حالا جواب بدهید
به انجام یک بازی تکراری که هر سال با تغییری کاملا جزئی عرضه میشود اقدام میکنید؟
یا سختی ها و پیچیدگی بازی های جدید و خلاقانه را تحمل میکنید؟
فرمول نچسب مدرن وارفِر 2 را ادامه میدهید؟
یا به دنبال یک شوتر متفاوت میگردید؟
برای بار هزارم نقش آفرینی های استودیو های معروف را بازی میکنید؟
یا به رشد استودیو های کوچکتر کمک میکنید؟

دارک سولز سخت است؟یا شما راحت طلب شدید؟
دارک سولز سخت است؟یا شما راحت طلب شدید؟


واقع بین باشیم
همه ما اهل این کار نیستیم، بهتر است بگوییم بیشتر ما اهل این کار نیستیم.
چون راحت طلب شدیم
و همین گیمر های راحت طلب و بی حوصله(بهتر است بگوییم ناگیمر ها،کلمه عجیبی است) باعث سود کمپانی اکتیویژن و تنسنت هستند و نظر هایشان درباره طولانی بودن ویچر 3 منجر به کوتاه شدن کمپین سایبرپانک میشود.
شرکت ها را به خاطر تاخیر در عرضه و یا پایان بندی نامناسب تهدید میکنند.
هر سال بدون استثنا بازی های بنجل و کپی شده را میخرند.
و حتی زحمت امتحان سبک های جدید را به خود نمیدهند و اگر هم بخواهی قانعشان کنی می‌گویند :خب دوست ندارم، سلیقه من اینجوری است.
و اگر سوال کنی که تجربه اش کرده اند میگویند:نه،ولی به نظرم فلان است و بهمان.
تمام اینها منجر به کور شدن خلاقیت سازندگان جدید و قدیمی میشود و از طرفی آنها را به سمت کپی کردن از فرمول های موفق تجاری سوق میدهد.
همین اعمال شنیع منجر به تعطیلی استودیو های خلاقی مانند ویسرال گیمز(سازنده سری دِد اسپیس) میشود تا امروزه دیگر شاهد بازی جدیدی از این مجموعه نباشیم.
چرا؟ چون فروش قسمت اول و دوم این سری خوب نبود و الکترونیک آرتز مجبور شد کمی کال آو دیوتی و مکس پین وارد بازی کند تا این دفعه شاید فروشش بیشتر شود.

ترس کشنده نیست بلکه لذت بخش است.قسمت اول و دوم Dead Space مخصوص شماست اگر به دنبال یک شاهکار در سبک ترسناک میگردید.
ترس کشنده نیست بلکه لذت بخش است.قسمت اول و دوم Dead Space مخصوص شماست اگر به دنبال یک شاهکار در سبک ترسناک میگردید.



شرکت کپکام هم به لیان کشتی کج یاد داد
تا با زامبی ها حرکاتی را بزند که هنوز در مسابقات این ورزش قفل است.

سری بازی های Castlevania و MGS و Silent Hill هم به امان خدا رها شده اند چون کونامی از دستگاه های قمار بیشتر از ساختن گیم پول در می آورد.
همه چیز باید ساده شود،چون گیم دیگر هنر نیست بلکه تجارت است.
گیمر راحت طلب ممکن است خسته شود و از شدت سخت یا پیچیده بودن بازی آن را رها کند.
خب تا اینجا کمی قضیه روشن شد و به بعضی ها بر خورد(شرمنده ولی حقیقت تلخ است)
حالا شرکت بیچاره بازی سازی، آنها چه چیزی گیرشان می آید؟
یک فروش بسیار کم،نمره کم منتقدان خوابالو و بی حوصله(شاید باور نکنید اما خیلی از منتقدان بازی و یا فیلم را حتی تجربه هم نمیکنند و کیلویی نمره میدهند، طبق صحبت های زنده یاد علی معلم درباره منتقدین فیلم و سریال در جشنواره های بزرگ جهانی)
توبیخ از سمت کارفرمایان و کوبیده شدن از سمت گیمر هایی با فاز نامشخص.
پس شرکت سازنده تصمیم میگیرد به شما باج دهد
اگر سخت و پیچیده و سنگین دوست ندارید مشکلی نیست.
اصلا گور بابای منظره و مبدا و مقصد،
این قطار پنج ستاره است،برای شما کافی نیست؟
میان پرده های طولانی تر، گیم پلی رقیق تر و کشت و کشتار بیشتر
این کافی نیست؟
برای خیلی ها کافی است
قرار داشتن قسمت پنجم مجموعه GTA و COD و عناوین فوتبالی Konami و EA در جدول پرفروش ترین بازی های سال نشان دهنده همین موضوع است.
که نه سازنده و نه حتی ما دیگر به خودمان احترام نمی گذاریم و سازنده هم تصمیم به ادامه همین روش میگیرد.

اگر به یادگیری علاقه ای ندارید مشکلی نیست،با پول هم میشود یادگیری را خرید!!!
اگر به یادگیری علاقه ای ندارید مشکلی نیست،با پول هم میشود یادگیری را خرید!!!


البته این بی احترامی چند نمونه دارد که به آن میپردازیم

1-شما به خودتان احترام نمیگذارید،پس سازنده به شما درس میدهد

بگذارید یک مثال بزنم:

بازی Spec ops the line
اثر شاهکار استودیو یاگر دولوپمنت را به یاد می آورید؟
اثری که با یک شکست تجاری و متای ناجوانمردانه 76 مواجه شد.
تغییر و تحولی که این بازی در شیوه داستان نویسی برای بازی ها بوجود آورد را نمیتوان نادیده گرفت.
داستانی عمیق، درگیر کننده و روانشناختی که اینبار شما را در نقش یک ناجی قرار نمیدهد.
این بار شما نقطه تاریک بازی هستید و اینبار اعمال شما بیشتر از اعمال دشمنان زیر سوال میرود
و مهم تر از همه شما به منظره فکر نمیکنید،بلکه فقط میخواهید به پایان و مقصد برسید.
درست مثل گیمر های راحت طلب،کاپیتان واکر، نه تنها به سفر و نحوه رسیدن اهمیتی نمیداد بلکه فقط میخواست ماجرا تمام شود
به هر قیمتی که شده
درست مثل روزمرگی های خودمان.
این بازی قدم هایی بزرگ برای مسخره کردن رفتار سمی گیمر ها برمیدارد
و از طرفی بخش تاریک و کلیشه پسند گیمر را خرد میکند
و کلیشه های سیاسی و اخلاقی، (مانند آمریکا همیشه قهرمان است و شما همیشه نجات دهنده اید و نمیتوانید بد باشید)را در هم میشکند
همان کاری که بقیه شرکت ها از انجام آن میترسند
مبادا شما از آن ها متنفر شوید
ودیگر بازی هایشان را نخرید.
اگرچه این بازی منجر به تعطیلی استودیو یاگر شد.
اما اثری که میخواست را به جا گذاشت.
اِسپِک آپس سفری پر درد و رنج و مقصدی ترسناک دارد اما پس از اتمام سفرتان خیلی چیز ها یاد گرفته اید و با خودتان میگویید به خطرش می ارزید.

میخواستی چیزی رو حس کنی که نیستی...
میخواستی چیزی رو حس کنی که نیستی...


2-سازنده به شما توهین میکند:
در شاهکار بودن سه گانه مس افکت هیچ شکی نیست
این بازی ترکیبی زیبا از داستان سرایی فوق العاده قوی، شخصیت پردازی نزدیک به واقعیت و گیمپلی جذاب است
اما مس افکت به نظر خیلی از افراد، پایانی درخور و شایسته این مجموعه ارائه نمیدهد
اما سفری شگفت انگیز و پر از اتفاقات تلخ و شیرین است.

اگر این سه گانه را بازی نکنید،نصف عمرتان بر فناست!!!
اگر این سه گانه را بازی نکنید،نصف عمرتان بر فناست!!!


و صد البته شاید تصمیم سازندگان از ایجاد چنین پایان بندی در بازی یاد شده
فقط ایجاد یک پایان متفاوت و به دور از ذهن بوده است(پایان بندی دور از ذهن را یکی از انگل های امروزی رسانه فیلم و سریال نیز میدانم)
و در اینجاست که شعور مخاطب به بازی گرفته میشود.
اگر در فیلم The Game اثر دیوید فینچر فهمیدیم همه چیز سرکاری است
این مشکلی نبود.
اما در اثری مانند مس افکت که تمام انتظارات ما و گفته های خودش را رسما زیر پا میگذارد نمیتوان چنین حرفی زد
چون عملا یک توهین به شعور مخاطب است.
سه گانه مس افکت تاثیری از جنس منظره های سبز و تازه ی مسیر کوهستانی قطار دارد.
قطاری که به شهری دود گرفته و سیاه وارد میشود
و تصورات شما را از پایان این سفر زیبا خراب میکند.

صد ها انتخاب مختلف در این سه گانه،دست آخر به سه انتخاب غیر منطقی منجر میشود.
صد ها انتخاب مختلف در این سه گانه،دست آخر به سه انتخاب غیر منطقی منجر میشود.


3-به یکدیگر احترام نمیگذارید:

در روی دیگر این چند وجهی
مسئله هیت کردن و ابراز نظر های بیخود و بیجا را داریم

بازی ها و فیلم های زیادی وجود دارند که به علت دعوا و کشمکش طرفداران و حتی منتقدین بیسواد به آنچه شایسته اش بودند نرسیدند وحتی هرگز دیده نشدند.
مسئله هیت کردن و ابراز تنفر از یک بازی که هرگز آن را تجربه نکرده ایم،امروزه به معضل بزرگی تبدیل شده است
جنگ احمقانه بین طرفداران سونی و مایکروسافت را بیاد آورید
هر دو طرف نه به یک اندازه
اما به یک شکل یکدیگر را اذیت میکنند
هر دو سعی در کوبیدن بازی هایی را دارند که حداکثرشان آن را هرگز تجربه نکرده اند
(مخصوصا افرادی که گیم را از نسل هشتم و به تازگی شروع کرده اند،یا افرادی که فیلم های زیر 2000 را قدیمی و غیر قابل تماشا میدانند)

چگونه حق قضاوت به خود میدهید وقتی عناوین انحصاری پلتفرم مقابل را تجربه نکرده اید؟؟؟
چگونه حق قضاوت به خود میدهید وقتی عناوین انحصاری پلتفرم مقابل را تجربه نکرده اید؟؟؟


افرادی که حتی حاضر به تجربه و یا حتی تحقیق در مورد بازی های پلتفرم رقیب هم نیستند.
و فقط رگباری هیت میکنند و نظر های بیجا میدهند(بازی های زیادی سر این مساله نابود شدند)
جوامع سمی طرفداری نیز باعث ایجاد دشمنی و دلخوری های مجازی میشود

این مساله حتی درباره انیمه و صنعت سینما و سریال های شرقی هم صدق میکند

مثل اینکه ندانستن و نظر دادن به نوعی مریضی تبدیل شده است و از همه بدتر اینکه داشتن این مریضی شما را باحال و همه چیز دان نشان میدهد.

باید دانست که رفتار سمی یک جامعه مجازی،نماینده آن جامعه خواهد بود و به غیر از ایجاد دشمنی و تنفر نسبت به یکدیگر نتیجه ای در بر نخواهد داشت(هر چقدر بدتر رفتار کنیم نه تنها کسی به جامعه ما جذب نخواهد شد،بلکه این کشمکش تا ابدیت ادامه خواهد داشت)


در پارت دوم به صورت تخصصی به مسئله تجربه سالم و یونیک از گیم میپردازم و موانع این تجربه را برایتان خواهم گفت.

پایان بخش اول

گیم
۳
۰
Alireza Shahbazi
Alireza Shahbazi
من عاشق گیم و کتاب و موزیک و انیمه ام و صد البته نوشتن. و چه بخواید چه نخواید باید باهام همراهی کنید. چون میخوام مُخِتون رو تیلیت کنم و کاملا اجباری افکارمو باهاتون به اشتراک بگذارم??
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید