ویرگول
ورودثبت نام
mj.khaleghi
mj.khaleghiکارشناسی تاریخ/ دانشجوی ارشد جامعه شناسی/ فعال سابق دانشجویی
mj.khaleghi
mj.khaleghi
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

آوای خاموش مناسک جمعی

تحولات اجتماعی ایرانیان و وضعیت سرمایه اجتماعی مذهبی
تحولات اجتماعی ایرانیان و وضعیت سرمایه اجتماعی مذهبی

پیمایش های ملی که در چندین دوره انجام شده است نشان می دهد که «سرمایه اجتماعی مذهبی» یعنی شبکه روابط و مناسبات اجتماعی که حول مذهب اتفاق می افتد روندی نزولی داشته است. نشانه های این امر را می توان در تفاوت وضعیت انجمن ها، مساجد و حسینیه های دهه ۴۰ و ۵۰ با وضعیت حال حاضر مشاهده کرد. در سال ۱۳۴۱ مجموع مساجد در ایران حدود ۳۶۵۳ باب بود که در سال ۱۳۵۲ فقط در محدوده ۲۳۳ شهر به حدود ۵۳۸۹ باب رسید. یعنی در عرض کمتر از ۱۴ سال مساجد تهران حدود ۵ برابر شده است. در تهران حداقل ۳۲۲ باب سازمان های مذهبی مانند حسینیه ها زینبیه ها مهدیه ها و...فعالیت می کردند که در سال ۱۳۵۳ در ایام محرم و رمضان حدود ۱۲۳۰۰ هیئت مذهبی تشکیل شد. بیشتر هیئت های مذهبی حول نهادهای صنفی و مشاغل مانند خیاط ها، مسگرها و یا حول هویت های قومی و شهری مانند یزدی ها و مراغه ای های مقیم مشهد وتهران شکل گرفته بود. همچنین در سال های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۴ فقط در تهران ۲۳ بانک قرض الحسنه (بانک اسلامی) تأسیس شد.

اما به خلاف سازمان ها و نهادهای مذهبی مطابق موج اول پیمایش ملی ایرانیان (۱۳۵۳) میزان عضویت در نهادهایی مانند باشگاه ورزشی، انجمن خانه و مدرسه، پیشاهنگی و شیر و خورشید بسیار اندک بود. تا جایی که ۶۷ درصد پاسخ گویان این پیمایش عضو هیچ نوع انجمن و مجمعی نبودند. با این وجود در دهه های اخیر افول حیات انجمنی در سال های اخیر دامن گروه های مذهبی را گرفت. در ابتدای سال ۱۳۸۲ حدود ۴۰ درصد پاسخ گویان در هیئت های مذهبی فعالیت داشتند ولی در سال ۱۳۹۷ به ۲۰ درصد رسیده است.

این امر به خوبی نشان می دهد که ترکیب اجتماعی جامعه ایران در طول این سال ها و گرایش های فرهنگی ایرانیان دچار تغییر و تحولاتی شده است. در این رابطه چند نکته مهم را به اطلاع خوانندگان می رسانم:

 ۱. گروه های اجتماعی نیازهای دینی متفاوتی دارند که با نوع فعالیت هایی که در محافل دینی و مذهبی ارائه می شود سازگار  نیست. برنامه های دینی بیشتر به تهییج احساسات و عواطف دینی تمایل دارند در حالی که ممکن است اقشار جدید احساس نیاز عاطفی کمتری دارند. رشد تحصیلات، فردگرایی و تغییر ذائقه های فرهنگی تحت رشد ارتباطات جهانی مانند شبکه های اجتماعی زمینه های این تغییرات است. شکل سنتی مراسمات مذهبی نمی تواند پاسخ گوی این تغییرات باشد.

۲. تا پیش از انقلاب با توجه به این که نهادها و انجمن های مذهبی حیطه غیرحاکمیتی محسوب می شد و جنبه مردمی آن آشکارتر و پررنگ تر بود حتی فعالیت های سیاسی آن محافل هم باعث نمی شد تمایل به مشارکت و حضور در این انجمن های مذهبی کمتر بشود. اما در دهه های اخیر به دلیل یکی شدن نهاد مذهب و نهاد سیاست( به معنای حاکمیت) و نارضایتی های سیاسی طبیعی است که این امر اثر گذار باشد. مخصوصاً نقش نهادهای دولتی و بودجه های فرهنگی در مراسمات مذهبی که جنبه مردمی بودن این مراسمات را به ابهاماتی در نزد افکار عمومی دچار کرده است. جهت جلوگیری از پیش داوری برخی دوستان عرض کنم که در این جا کاری به درست یا غلط بودنِ مردمی بودن مراسمات ندارم اما اینکه افکار عمومی چنین نگاهی دارند این یک واقعیت است. کاری ندارم یکی شدن نهاد دین و نهاد سیاست امری منفی است اما وجود این اثرات چه بخواهیم چه نخواهیم واقعیتی است که برای حل مسئله باید بپذیریم.

۳. همه این ها به این معنا نیست که باورهای دینی در جامعه ایران ضعیف تر شده است بلکه دیگر سنجه ها و شاخص های مربوط به پیمایش های ملی نشان می دهد باورهای دینی به نسبت قوی باقی مانده است. برای مثال پیمایش های موجود در دسترس (۱۳۷۹، ۱۳۸۲  و ۱۳۹۴) نشان می دهد که عمده ایرانیان به طور کلی معتقدند که حجاب باید رعایت شود اما به اینکه حتماْ باید به افراد بی حجاب تذکر بدهند معتقد نیستند. یا رفتارهایی مانند نماز به مناسک فردی محدود مانده است و مناسک جمعی مانند نماز جماعت یومیه کمرنگ تر شده است. همچنین همبستگی مذهبی میان اهل سنت و اقلبت های مذهبی بیشتر از شیعیان می باشد. می توان جامعه ایران را علی رغم تحولات پیش آمده همچنان جامعه ای مذهبی عنوان کرد اما میزان پابندی به مناسک جمعی کاهش پیدا کرده است به ویژه در مناسکی که دولت و سازمان های رسمی متکفل آن هستند. البته، استثناءهایی همچون اربعین وجود دارد که باید در جای دیگر زمینه ها و علت های آن را بررسی کرد و در این مجمل نمی گنجد. چه اینکه دولت و سیاست به طور کامل متکفل برخی از این مراسم نیست.

چه باید کرد؟

توصیه این راقم برای برون رفت از این وضعیت اولاً آن است که وجود ذائقه ها و گرایشهای مذهبی «دیگری» را به رسمیت بشناسیم تا بتوان با آنها ارتباط گرفت. بدیهی است که سرمایه اجتماعی بر ارتباطات اجتماعی استوار است و تا این ارتباطات شکل نگیرد، حتی دلسوزان مذهب نمی توانند به زعم خودشان مذهب را ترویج دهند و جذب داشته باشند. ثانیا، عدم دخالت دولت و نهاد سیاست در دین هست. اجازه بدهند مردم خودشان خلاقانه بروز و ظهور داشته باشند تا مناسک را از خودشان بدانند. اینگونه، اشتباهات و کج سلیقگی ها را از خودشان می دانند و نه از سیاســت و دولت! و بدون نیاز به تذکر از بیرون خودشان اصلاح می کنند.

جامعه ایرانافکار عمومیسرمایه اجتماعیجامعه شناسیمذهبی
۵
۴
mj.khaleghi
mj.khaleghi
کارشناسی تاریخ/ دانشجوی ارشد جامعه شناسی/ فعال سابق دانشجویی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید