
ماکس وبر، فیلسوف و جامعهشناس آلمانی از دوگانه ای سخن می گوید با عنوان«اخلاق مسئولیت» و «اخلاق باور». مفهوم اول بدین معنا است که هر کس موظف است پیش از هر تصمیم یا انجام کاری از عواقب آن و از اتفاقاتی که پس از تصمیم او رخ میدهد، آگاه باشد و مسئولیتش را بر عهده بگیرد. وبر این را در تضاد شدید با «اخلاق اعتقاد» میدانست که در این چارچوب ارزشهای فرد، اعمال او را صرف نظر از عواقب آن توجیه میکنند. ماکس وبر تأکید میکرد باید اخلاق مسئولیت که بر محور عقلانیت استوار است، جای اخلاق باور بنشیند. بر این اساس بود که وی در بحبوحه هرج و مرج انقلاب مونیخ ۱۹۱۸-۱۹۱۹، هشدار فوری در مورد خطرات عوامفریبی، تعصب و رهبران کاریزماتیکی که اقناع را با قضاوت صحیح اشتباه میگیرند، داد. سخنان او در آن زمان مورد توجه قرار نگرفت، اما با حوادث امروز همچنان مرتبط هستند. وبر هشدار داد که عوامفریبان زمان او که تحت یک اخلاق مطلق (اخلاق باور) عمل میکردند، صرفاْ احساس مسئولیت میکردند. بعدها که جامعه آلمان به سمت فاشیسم و رهبری هیتلر حرکت کرد، این هشدارها عیان تر شد.
اگر بخواهیم با رویکرد وبری خوانشی از جامعه ایران و حودث پیرامون آن داشته باشیم، کار دشواری پیشرو نداریم. آنچه عیان است چه حاجت به بیان. با این وجود مرور این موارد به مثابه تلنگری برای جامعه ضروری است. همه دولت ها کم و بیش در چند دهه گذشته بر اخلاق باور متکی بودند. حتی بسیاری از نخبگان اجتماعی، سیاسی و رسانه ای نیز به این امر مبتلا بوده اند و هستند و میکوشند آنچه را که خود به آن باور دارند پیش از آنکه به آزمون درآمده باشد، به جامعه تجویز کنند. تا چه رسد به سلبریتی ها و چهره های مشهور که خود در تعمیق و توسعه این اخلاق نقش بی بدیلی داشته اند. مردم کوچه و بازار نیز از این قاعده مستثنا نیستند. این فضا را می توان مسبب خیلی از مسائل ایران دانست. از بی نتیجه بودن و شعاری بودن انتخابات گرفته تا دو قطبی های رایجی که روزانه با آن ها دست و پنجه نرم می کنیم. چنین جامعه ای است که بهسرعت از طرف قدرتهای داخلی و خارجی مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.
بارها از نبود حزب به معنای واقعی کلمه در ایران سخن رفته است. احزاب به جناح ها و قبائل سیاسی شبیه اند تا یک حزب دارای مرام سیاسی مسئولیت زا! با این وجود هیچ وقت کسی نگفته است که این می تواند ناشی از غلبه اخلاق باور و فاصله گرفتن از اخلاق مسئولیت باشد. می بینیم که در مقایسه با سال های ابتدایی جمهوری اسلامی و دولت موقت بازرگان امروزه چهره های عوام فریب بیشتر محبوبیت دارند و احزاب نیز حول این چهره ها شکل می گیرند و یا جمع می شوند.
با این اساس می توان مفهوم حزب را با رویکرد وبری باز تعریف کرد. حزب تشکیلاتی است که در قبال تصمیمات و اهداف اجتماعی خود آگاهی جمعی دارد و روح آن «اخلاق مسئولیت» است. اگر از این زاویه به مسائل سیاسی نگاه کنیم شاید بتوان به صورت بندی بهتری از مسئله ایران رسید. رخدادهای دی ماه ۱۴۰۴ را از جهتی می توان این گونه بررسی کرد. وجود احزاب واقعی می توانست مانع از این شود که اعتراضات صنفی به راحتی مورد سوء استفاده قرار گیرد و به رفتارهای غیر مدنی منجر شود. البته نمی توان گفت به طور مطلق وجود احزاب به چنین نتیجه ای منجر می شود اما دست کم می توانست به سختی مورد سوء استفاده قرار گیرد.
خوانش وبری از مسائل اخیر نشان می دهد که رفتارهای خشن به نفع هیچ طرفی اعم از له و یا علیه نظام سیاسی کنونی و همچنین آن قشری که می خواهد فارغ از دسته بندی های سیاسی اعتراض خود را بیان کند، نیست بلکه صرفا به نفع اغیار است.