دانشگاه و جامعه: دو موجود بیگانه از هم

سوال این است که آیا دانشگاه های ما با جامعه پیوند و ارتباط دارند یا از هم بیگانه اند؟ جواب این است که از هم بیگانه اند. انگار دو موجود جدا از هم هستند که خیلی با هم کار ندارند. کلی دانشکده اقتصاد و استاد و دانشجوی اقتصاد داریم ولی اقتصاد ما با نرخ تورم بالا، رکود و رشد اقتصادی منفی مواجه است. دانشکده های کشاورزی و تعداد انبوهی از اساتید و دانشجویان کشاورزی داریم ولی با اینکه مشکل آب یک مشکل جدی کشور ما است، ولی انگار راهکاری برای حل این مشکل نداریم یا اینکه کشاورزی ما هنوز سنتی و غیر اقتصادی اداره می شود. بیشترین تعداد دانشکده ها و فارغ التحصیلان مهندسی را در جهان داریم ولی صنعت و تولید ما با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند. حتی در دانشگاه های دورافتاده هم رشته روان شناسی را داریم ولی مردم ما با مشکلات عمیق روان شناختی مواجهند و مثالهای متعدد دیگر.

مشکل کجاست؟ مشکل این است که دانشگاه از جامعه بیگانه است. دانشگاه، دانشجو را برای جامعه تربیت نمی کند. چون سرفصلهای درسی ما ربطی به نیازهای جامعه و بازار کار ندارند. حتما دیده اید که ممکن است یک نفر از رشته مهندسی کامپیوتر فارغ التحصیل شود ولی کار با هیچ نرم افزاری را به صورت درست و حسابی بلد نباشد. و این در خیلی از رشته ها دیگر ما هم هست.

صنعت و بازار کار ما به شدن نیاز به دانشجویان با مهارت دارد. ولی دانشگاه پاسخی به این نیاز مهم نمی دهد و دانشجو را چند سال درگیر محتواهایی می کند که کاربردی برای آنها در بازار وجود ندارد. مثلا دانشجویان کامپیوتر درسهایی دارند به نام برنامه نویسی پیشرفته، ساختمان داده ها، طراحی الگوریتم، کامپایلر یا اصول زبانهای برنامه نویسی. ولی یک زبان برنامه نویسی کاربردی را به طور کامل بلد نیستند. تئوری بد نیست ولی تئوری که به مهارت یا کاربرد منجر نشود چه فایده ای دارد؟ مثل این می ماند که فرد کلی اصول شنا کردن را به صورت تئوری یاد بگیرد ولی تنی به آب نزند و شنای واقعی را بلد نباشد. خب این تئوری به چه درد می خورد.

هدف اصلی دانشگاه در تعریف طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها، انتشار مقاله در ژورنالهای داخلی و خارجی است. برای همین موضوعاتی را انتخاب می کنند که ژورنالها می پسندند نه موضوعاتی که نیاز کشور را حل کند. بعضی وقتها موضوعات انتزاعی و عجیب و غریبی را در پایان نامه ها می بینیم که اصلا هیچ ربطی به مشکلات کشور ما ندارند و در بهترین حالت مربوط به نیازهای آینده حتی کشورهای پیشرفته باشد.

کار عجیبی که دانشگاه های ما انجام می دهند این است که مسائل کشورهای پیشرفته را وارد می کنند، بعد با هزینه های زیاد مالی و زمانی آنها را حل می کنند و جواب مسئله را از طریق ژورنالهای بین المللی به همان کشورها صادر می کنند. تازه بعضی وقتها هم برای چاپ این جوابها به این ژورنالها پول هم می دهند.

چاپ مقاله در ژورنالهای علمی بین المللی کار بدی نیست ولی جزو اولویتهای جامعه ما نیست. ما در کشورمان اینقدر مشکلات ریز و درشت حل نشده و پژوهش نشده داریم که اصلا فرصت فکر کردن به مسائل انتزاعی را نداریم.

دانشجویان دکتری و ارشد و اساتید راهنما و مشاور ما زمان و هزینه بسیار زیادی را صرف نوشتن پایان نامه و مقالاتی می کنند که برای جامعه ما خروجی به درد بخوری ندارد و این مصداق بارز اتلاف منابعی مثل زمان و هزینه است.