
نویسنده: مانی جهانپور
ساعت ۷ صبح یکشنبه ۳ تیر برای ضبط مستند نسل زد همراه با دکتر مسعود پزشکیان در یک استودیو جمع شدیم. پیش از ورود او، فضای صحبتها مثبت نبود و همان ناراحتیها و دلخوریهایی که خارج از استودیو در جامعه بود، در جمع ما هم وجود داشت و این مسئله در حدی بود که انتظار داشتیم فضای گفتوگوی ما با دکتر پزشکیان به سمت تندی بکشد. اما با ورود او فضا تغییر پیدا کرد؛ با او احساس راحتی کردیم. او گویی آشنای قدیمی همهمان بود. برخلاف بسیاری از مقامات سابق و فعلی کشور که حتی دقیقهای نمیتوان تحملشان کرد، میتوانستیم شفاف اعتراض و ناراحتیمان را به او بگوییم و او هم بدون توهین و تکذیب حرفها را بشنود، و پاسخ بدهد. شاید بسیاری از پاسخهایش قانعکننده و کافی نبود اما میفهمیدیم که نمیخواهد سوالات ما را بیجواب بگذارد. ما حس نمیکردیم که او از روی ناچاری آنجا نشسته است؛ او واقعا ما را دوست داشت و ما هم این را درک کردیم و متقابلا دوستش داشتیم. با کاپشنهایش شوخی کردیم و با شوخطبعی دوستداشتنیاش پابهپای ما به شوخی ادامه داد.
مجتبی چندتا از میم هایی که برایش ساخته بودند را به او نشان داد، کیف کرد! ما احساس میکردیم با یک دوست و معتمد برخورد داریم. در همان آغاز پیش از شروع ضبط به او گفتم: «راه سختی در پیش دارید»، پاسخ داد: «قطعا همینطوره، اما برای کشور تا آخر می ایستیم.» از او پرسیدیم اگر پیروز نشدید چی؟ گفت «جاهای دیگه کار میکنیم تا بتونیم کشور را درست کنیم؛ مهم منافع کشور و مردم هست که از این وضعیت دربیایند.» او نیامده بود تا برنامهای ضبط کند، نمایشی اجرا کند و برود؛ واقعا آمده بود تا باهم گپ بزنیم و در کل آن نزدیک به ۴ ساعتی که مشغول ضبط بودیم، لحظهای احساس غریبگی یا راحت بودن نکردم و به اندازه یک دورهمی دوستانه صمیمی از آن لذت بردم. کلیدواژهای که مدام به کار میبرد: حق با شماست. ما را زیرسوال نبرد، درک و سواد ما یا عمق مسائلی که مطرح کردیم را زیرسوال نبرد؛ نگفت به سن شما نمی خورد، شما هنوز آنقدر بلد نیستید، سابقه اجرایی ندارید. مسئولانه ایستاد و هرچه میدانست و به آن معتقد بود گفت؛ شفاف اشتباهات و خطاهای گذشته خودش و همنسلان و همکارانش را پذیرفت و از مسیر و راههای اصلاح آن اشتباهات گفت. استوار بود و مطمئن؛ نه به پیروزی در انتخابات، بلکه به باورها و مسیر شخصی خودش.
در هنگام استراحت میان کار، نزدیک به ۱۰ دقیقه با او صحبت کردم. گفتم شما را انسان صادق، شفاف، پاکدست و شریفی میدانم، چگونه در سیستم دولتی ایران که سرشار از فسادهای متنوع و حتی عرفی است میتوانید کار کنید؟ یا باید بایستید و جمعش کنید، یا آغشته شوید یا کنار بروید. کدام مسیر شماست؟ گفت که باید ایستاد و جمعش کرد اما نه با روشهای از رده خارج این دوستان! با شیوههای علمی مورد تأیید کارشناسان و شیوههای تجربه شده و متداول جهان؛ به سوابق کشورها نگاه کنیم و کارهای موفق مشابه را الگو بگیریم و استفاده کنیم. درباره همنسلها و دوستان خودم، درباره طیف رقیب، اقتصاد و البته یک مسئله مهم هم فرصت یافتم با او کوتاه صحبت کنم که در فرصت دیگر آن را شرح میدهم. وقتی از کنارش بلند شدم، به او گفتم: «آقای دکتر، تکلیف من با شخصیت دکتر پزشکیان روشن شد».
آن آرامش و اطمینان او، استوار بودن بر اصول اخلاقی و فکریاش، و صداقت و شفافیتش من را جذب او کرد. در سه هفته کارزار انتخاباتی؛ من و دوستانم برای او و در اصل برای ایران هرقدر زمان و توان که داشتیم و میتوانستیم، گذاشتیم و از هیچ کاری که فکر میکردیم میتواند اثرگذار باشد، دریغ نکردیم. آن گروهها که در طیفهای مختلف داخلی و خارجی، با تحقیر، تهدید، توهین، و با متشنج کردن فضا و تحتفشار گذاشتن همیشه تلاش میکنند مردم را از مسیر رشد و توسعه و تعادل و زیست در کنار هم خارج کنند و به نوبه خودشان پیروز میدان شوند، با پیام و پاسخ روشن ملت مواجه شدند؛ این رفتارهای تنشزا و هدفمند و این تندرویها (از هرگونه) انتخاب و مسیر عموم مردم ایران نیست. مردم ایران، چه کسانی که رأی دادند و چه کسانی که رأی ندادند، توهین و تحقیر و تهدید را مسیر درست و مطلوب زیست اجتماعی نمیبینند. فرهنگ کهن مردم بزرگ ایران، همواره الگوی ملتها و کشورهای گوناگون بوده و هست و انتخاب و رواج مسیری که همراه با تندروی و تنش باشد، در دایره بزرگ و همه شمول این فرهنگ نمیگنجد.
پیروزی دکتر مسعود پزشکیان در انتخابات ۱۵ تیر، امیدبخش و شادیبخش بخش بزرگی از مردم ایران بود؛ حتی از کسانی که حاضر نبودند به دلایل روشنی پای صندوق رأی بیایند، پیام امید به آینده و روشنی شنیدهام. پزشکیان به آن عبارت مشهوری که در پایان همه سخنرانی هایش میگوید اعتقاد قلبی دارد: «خاک پای مردم ایران». امیدوارم خداوند به او توانی اعطا کند و او را حفاظت کند تا در برابر مشکلها و سختیها، ناامیدیها، کارشکنیها و آزار و اذیتها و سنگاندازیها استوار بماند و بایستد و همچون همیشه زندگیاش، در برابر ملت ایران سربلند باشد. در پیام پیروزی دکتر مسعود پزشکیان حرف مهمی گفته شد که اعتقاد دارم پیمان او با ملت ایران است: «تنهای تان نمیگذارم، تنهایم نگذارید!»
منتشر شده در روزنامه اعتماد - به تاریخ چهارشنبه ۱۰ امرداد ۱۴۰۳