ویرگول
ورودثبت نام
مانی جهانپور
مانی جهانپور
مانی جهانپور
مانی جهانپور
خواندن ۳ دقیقه·۱۱ روز پیش

سقوط امپراتوری

نویسنده: مانی جهانپور

دبیر شورای مشاوران نسل زد

اگر از نسل من بپرسی که در روزهای جنگی، اخبار را از کجا دنبال می‌کردی، پاسخ نه لزوماً نام یک شبکه تلویزیونی و نه حتماً یک روزنامه وزین است. حقیقت این است که ما کمتر مخاطب رسانه‌های رسمی هستیم؛ ما شکارچیان روزنه حقیقت در میان توفان اخبار هستیم. در جریان جنگی که چهل روز به طول انجامید، یک گزاره بیش از هر زمان دیگری عیان شد؛ عصر مرجعیت رسانه‌های دولتی و حتی خصوصی جریان اصلی به سر آمده است و تاج حکومت روایت بر سر انسان رسانه‌ها گذاشته شده؛ همان کاربران توییتر و اینستاگرامی که حالا دیگر برای میلیون‌ها نفر، از نیویورک‌تایمز معتبرترند. برای نسل ما در همه جای دنیا که با حقیقت‌های مصلحتی بزرگ شده، شک به روایت رسمی یک غریزه است. در طول این جنگ، ایالات متحده و شخص ترامپ، تمام توان خود را نه فقط بر میدان جنگ که بر میدان رسانه گذاشتند.

اما نتیجه چه بود؟ در آمریکا، FCC تهدید کرد که مجوز شبکه‌هایی را که روایت دولت از جنگ را پوشش نمی‌دهند، لغو می‌کند. ترامپ شخصاً نیویورک‌تایمز و وال‌استریت ژورنال را روزنامه‌های پست خواند و آن‌هارا به خیانت متهم کرد. این اوج استیصال است، وقتی صاحب قدرت نمی‌تواند ذهن مردم را تسخیر کند، به حذف تریبون متوسل می‌شود. اما در عصر گوشی‌های هوشمند، خفه کردن صدا ممکن نیست. نظرسنجی‌ها نشان داد اعتماد به رسانه‌های جریان اصلی در آمریکا به زیر 30 درصد سقوط کرده است.

شکاف میان بالاترین و مردم عادی چنان عمیق شده که دیگر هیچ عبارت رسمی‌ای نمی‌تواند از آن عبور کند. در ایران نیز داستان مشابه است؛ جایی که مخاطب می‌داند تصاویر تلویزیون، تنها سایه‌ای کمرنگ از واقعیت خیابان‌ها و آسمان‌هاست. علت این چرخش نسلی فقط بی‌اعتمادی نیست که سرعت و خامی آگاهانه است. در این جنگ، ما شاهد فاجعهبارترین اتفاقات بودیم، اما نه از لنز دوربین‌های حرفه‌ای که از صفحه‌های لرزان موبایل. اینفلوئنسرها و کاربران عادی در توییتر و اینستاگرام و بله و روبیکا تبدیل به شاهدان اصلی شدند. یکی از نکات تراژیک و البته گویای این دوران، همین پدیده بود. درحالی‌که دولت‌ها با میلیون‌ها دلار هزینه به دنبال تولید محتوای دروغین نابودی ایران با هوش مصنوعی بودند، کاربران عادی در لحظه، راکت‌های عبوری ایران از آسمان را فیلم می‌گرفتند و پوچی کلام آن‌هاروشن می‌شد. درست است که در این میان سوداگران کلیک هم کم نبودند؛ بودند اینفلوئنسرهایی که از ترس جنگ و فرار سرمایه گذاران میلیاردها تومان درآمدزایی کردند، اما از میان همین هیاهو، چهره‌هایی بیرون زدند که جای خالی خبرنگاران مستقل میدان دیده را پر کردند.

وقتی شبکه‌های خبری در حال بحث بر سر گمانه‌زنی های سیاسی هستند، آن کاربر ناشناس که صدای انفجار را می‌گذارد، برای من نوعی تبدیل به منبع می‌شود. این عصر، عصر رسانه‌های ضدانحصار است؛ جایی که یک تحلیلگر مستقل در کانال بله می‌تواند از تحلیل‌های آبکی و سانسور شده ژنرال‌های بازنشسته در استودیوهای میلیارد دلاری برج‌های نیویورک معتبرتر باشد. این واقعه، صرفاً یک اپیزود گذرا نیست، بلکه یک فرآیند پیش‌رونده است. ما اکنون وارد دوران پساحقیقت از نوع وحشیانه‌اش شده‌ایم، جایی که هوش مصنوعی می‌تواند فیلم حمله به برج‌های دوبی را جعل کند و پنتاگون هم می‌تواند واقعیت جنایت حمله به مدرسه را انکارکند.

در این میدان مین اطلاعاتی، انسان رسانه صرفاً یک میانبر نیست، یک ضرورت شده است. نتیجه این فرآیند برای ما دانشجویان و نسل بیدار، پذیرش یک مسئولیت تاریخی است، ما دیگر تماشاگر صرف نیستیم، بلکه هر یک تبدیل به یک اتاق خبر کوچک شده‌ایم. در این جنگ، فهمیدیم که بقای حقیقت نه در محافظت از نهادهای کهنه و ناکارآمد رسانه‌ای که در شبکه‌های مجازی اعتماد نهفته است.

شاید نهادهای رسمی رسانه‌ای هرگز به شکوه سابق بازنگردند، زیرا ما دیگر گمان نمی‌کنیم حقیقت از بالا به پایین دیکته شود؛ ما حقیقت را در لحظه، در میان پست‌ها، استوری ها و توییت‌هایی می‌سازیم که از دل خطر بیرون می‌آیند. این پایان اعتبار رسانه‌های سنتی نیست، این طلوع عصر جدیدی از آگاهی است؛ عصری که در آن، هر شهروند اگر چشمانش را باز نگه دارد، می‌تواند دیده‌بان تاریخ باشد.

منتشر شده در روزنامه اعتماد - به تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۵

شبکه‌های مجازیرسانهخبرگزاری
۰
۰
مانی جهانپور
مانی جهانپور
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید