هفت دلیل برای دوست نداشتن سیاست‌مدارها

جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، توسط گروهی به اسم سیاست‌مدار اداره می‌شود. تصمیماتشان روی همه چیز حتی روی زندگی عاشقانه ما هم اثر می‌گذارد! سیاست‌مدارها بر همه چیز تأثیر می‌گذارند، از بودجه پروژه‌های تحقیقاتی تا شروع جنگ‌ها، تقریباً تمام چیزهای حیاتی در دست سیاست‌مدارهاست. خواسته یا ناخواسته بعضی از تصمیماتشان زندگی همه ما را حتی برای نسل‌ها خراب می‌کند.

از بخت بد، هر سیاست‌مدار تعدادی طرفدار دارد که او را به چشم یک شبان یا یک فرشته نجات می‌بینند. یکی از دوران آن خدا بیامرز می‌گوید و دیگری منتظر حرکتی از ترامپ است. عده دیگری هم هر روز رهبری که زندگی‌شان را تبدیل به ویرانه کرده را ستایش می‌کنند. (کره شمالی رو می‌گم)

یک‍| قدرت انسان را فاسد می‌کند.

این یک جمله معروف است:«قدرت فساد می‌آورد.» هرچه شخص قدرتمندتر باشد این فساد نمود بیشتری می‌یابد. البته قدرت گاهی برای مقاصد اجتماعی و گاهی هم برای مقاصد فردی به کار می‌رود. امیدواریم مسئولان از قدرتشان برای مقاصد اجتماعی استفاده کنند؛ ولی دیده نشده که کسی بگوید «رئیس‌جمهور سابق کشور در فقر و بی‌خانمانی زندگی می‌کند.» منظورم این است که در هر حال آن‌ها جیب خودشان را پر می‌کنند.


دو| آن‌ها بدترین تصمیمات را می‌گیرند.

تصمیمات بد سیاست‌مداران برای مردم عادی شده. دیگر کم‌تر کسی می‌پرسد چرا بودجه نظامی چند برابر بودجه تحقیق و توسعه دیگر کارهای مفید است؟ چرا سیاست‌مداران با رژیم‌های توتالیتر مدارا می‌کنند تا قدرتمندتر شوند؟ حقیقت این امر این است که سیاست‌مداران هم انسان‌اند و انسان هم موجود اشتباه‌گری است. اما مشکل اصلی این‌جا است که خلبان‌ها و پزشکان هم انسان‌اند ولی آیا حق اشتباه دارند؟ تعداد اشتباهات مردم عادی به اندازه اشتباهات (اگر همه کارهایشان را به پای خطای انسانی بگذاریم!) سیاست‌مداران می‌رسد؟ نه!

سه‍| رزومه خوبی ندارند.

استادی داشتم که حرف جالبی می‌زد: هر چه ستم‌گر و زورگو در تاریخ دیده می‌شود از طبقه اشراف است و هرچه علم و معرفت و خوبی است هم از ما رعیت‌ها است. در عوض حکام ستم‌گر، ما دانشمند و حکیم تربیت کردیم. در عوض اسکندر و داریوش و فتحعلی شاه، ما بوعلی، ابن هیثم، سعدی و حافظ تربیت کردیم. رزومه ما مردم بسیار بهتر از اشراف‌زادگان است. (به طور کلی)

چهار| اختیاراتشان زیاد از حد است.

آن‌ها اختیارات جالبی دارند. در شوراهای مسخره‌شان قانون‌هایی وضع می‌کنند تا زندگی خودشان را بهتر کند، نه مردم! بودجه پروژه‌های علمی را تعیین می‌کنند (اغلب بر اساس این که فلان پروژه علمی چقدر برایشان سودآور است.) و برای افراد مفید جامعه مشکل درست می‌کنند.

اختیارات آن‌ها به اندازه‌ای است که حتی می‌توانند به نحوه لباس پوشیدن ما هم گیر دهند. (رضا شاه رو می‌گم) در اقتصاد دخالت کنند و در زندگی شخصی مردم، با استفاده از امکاناتشان سرک بکشند. آن‌ها به جلادان و آدم‌کش‌ها پول می‌دهند. شکنجه می‌کنند و هزاران مکافات می‌آفرینند.

پنج‍| برایشان مهم نیست.

آغازگر همه جنگ‌ها، سیاست‌مداران و حاکمان بوده‌اند. آن‌ها جنگ را شروع می‌کنند و مردم بهایش را می‌پردازند. برای هیچ یک از جنگ‌افروزها مهم نیست که پدرانی پسران خود را خاک می‌کنند و زنانی بیوه می‌شوند؛ تنها، هدف آن‌هاست که مهم است و مردم فقط مثل سرباز شطرنج‌اند.

علاوه بر جنگ، چالش اصلی جهان ما یعنی تغییرات اقلیمی به طرز مضحکی به تصمیمات دیوانه‌ای مثل ترامپ بستگی دارد. در تمام این سال‌ها، خرابی محیط زیست و سیاره ما به مدیریت سیاست‌مداران مربوط است. انگار که فقط آن‌ها صاحب سیاره آبی‌اند و برای اهدافشان کم‌ترین ملاحظات را دارند.

شش‍| دروغگواند.

سیاستمداران از هر ابزاری برای تحمیق مردم استفاده می‌کنند. از استفاده ابزاری از دین گرفته تا وعده‌های انتخاباتی. آن‌ها برای برنده شدن در انتخابات وعده‌های رنگینی می‌دهند که حتی تخم‌مرغ آب‌پز هم برای رأی دادن به آن‌ها تطمیع می‌شود. آن‌ها پیش از انتخابات می‌خواهند:« اونچنان رونق اقتصادی که کنند...» که بعد از انتخابات قیمت ارز داخلی چند برابر کاهش یابد.

سیاست بازی کثیفی است و به نظر می‌رسد بزرگ‌ترین کلاهبرداران دنیا، کسانی که مردم را فریب می‌دهند هم از همین قشر باشند. این یک کار شرافتمندانه نیست.

هفت‍| خودشان را برتر می‌دانند.

چرا آن‌ها حقوق زیادی می‌گیرند و در کاخ‌ها یا ساختمان‌های مجلل زندگی می‌کنند؟ چرا جلوی پایشان فرش قرمز پهن می‌شود و حالتی خداگونه دارند؟ با خودبزرگ‌بینی تمام، آن‌ها بر دنیا حکم‌رانی می‌کنند و فکر می‌کنند که کار درست را انجام می‌دهند. آن‌ها یک مشت بچه لوس و ننر هستند :)


و در آخر

سیاست‌مداری شغل حساس و خطرناکی است. این شغل به قدری خطرناک و حساس است که انسان‌ها از پس آن بر نمی‌آید و اگر هم از عهده انسانی برآید؛ لازم به نظر نمی‌رسد.

این نوشته باید زودتر و با حوصله بیشتری نوشته می‌شد؛ اما لازم بود الان منتشر شود. اگر با من مخالفید به من کمک کنید تا استدلالم را اصلاح کنم و اگر موافقید، خوشحال خواهم شد اگر چیزی به این نوشته اضافه کنید.