چطور نفرتم از عرب‌ها را کنار گذاشتم؟

ما آدم‌ها بدون علاقه به نژاد و ایدئولوژی خاصی به دنیا می‌آییم. در مدرسه‌ها شستوشوی مغزی می‌شویم و به آریایی اصیل، داعشی، جهادی و . . . تبدیل می‌شویم. بعضی‌ها تغییری نمی‌کنند و با همان عقاید می‌میرند یا بخاطرشان کشته می‌شوند. اگر فقط یک دلیل داشتم که به خودم افتخار کنم؛ این است که بارها توانستم عقاید کهنه خودم را تغییر بدهم. من تعصب ملی و مذهبی خودم را کنار گذاشتم و برای خودم زندگی آرام‌تر و زیباتری ساختم. شاید از نظر بعضی‌ها یک سیب‌زمینی بی‌رگ باشم، با خود برچسب بی‌وطن و خائن و فلان و بهمان حمل کنم؛ ولی این برای من برتری است.

در نوجوانی، با مطالعه چند کتاب درباره تاریخ ایران پیش از اسلام، به سمت نژادپرستی هدایت شدم. کمی بعد یک صفحه فیسبوک، به اسم ایران آریایی ساختم و شروع کردم به انتشار پست‌های کوروش‌پرستی و عرب هرچه باشد مرا دشمن است! با پان‌ترک و پان‌عرب می‌جنگیدم و آرزو داشتم برگردم به زمان ساسانیان. آرزو داشتم هزار و پانصد سال به عقب برگردم! آن زمان همه چیز عالی بود و من یک ایرانی مغرور و وطن‌پرست بود. پارسی سره می‌نوشتم و اصلاً حاضر نبودم آمریکایی باشم.

خوشبختانه همیشه از نعمت صدای مخالف برخوردار بودم و به‌خاطر همین صداهای مخالف اجازه ندادم که مغزم شسته شود. این طبیعی است که اگر کسی فقط عقاید خودش به گوشش خورده باشد، فکر می‌کند عقیده‌اش حقیقت مطلق است. عقاید هندوها واقعاً احمقانه است ولی از دید خودشان تنها حقیقت جهان است. یک بخش دیگر چسبیدن به یک عقیده نگاه تعصب‌آمیز به عقاید مخالف است. زمین‌تخت‌گراها و مخالفان فرگشت با این فرض که حرف دانشمندان و علم مدرن اشتباه است به بحث با یک طرفدار علم می‌روند. من دانستم که در زمان حمله اعراب به ایران جنایات جنگی فجیعی رخ داد. همچنین می‌دانستم که جمعیتی از عرب‌ها در ایران سکنی گزیدند و در جمعیت ایران حل شدند. این دقیقاً به این معنا است که خون آریایی من با مقداری خون عرب درآمیخته! من خودم هم یک ایرانی-عرب هستم‌ (البته با آزمایش دی‌ان‌ای چیزهای جالب‌تری پیدا می‌شوند.) پس تنفر از اعراب در‌واقع مثل تنفر از خودم است. اصلاً مهم نبود چون هنوز ایران هست و اتفاقاً عرب‌های خوزستان مردم خوب و میهن‌پرستی هستند. هنوز به ایرانی بودن خودم افتخار می‌کردم. مردمی که داخل خم بسته روی نقشه هستند دوست منند و بقیه هم آدم معمولی! (به جز عرب‌ها) ایران باید پیشرفته‌ترین کشور دنیا باشد و باید برگردیم به دوهزار و پانصد سال پیش. البته که نمی‌خواهیم به چندهزار سال پیش یا حتی نیم قرن پیش برگردیم، راه به سوی آینده باز است و اتفاقاً راه بهتری هم هست.

یکی از جالب‌ترین افرادی که می‌شناسم یووال نوح هراری تاریخ‌دان و نویسنده کتاب‌های انسان خردمند و انسان خداگونه است. اولین بار که اسم ایشان به گوشم خورد زمانی بود مشغول تماشای گفت‌وگوی تِد یک ساعته ایشان با موضوع جهان‌گرایی در مقابل ناسیونالیسم بود. صحبت‌های بسیار جالبی در مورد کشورها شد و تأثیر مهمی روی من گذاشت. بعضی از هم‌وطنان من شاید به خون من تشنه باشند؛ در حالی که می‌توانم فارق از نژاد و جنسیت و مذهب، دوستان بسیار خوبی در بین عرب‌ها داشته باشم. چرا باید اوقات خودم را با نفرت تلخ کنم؟

 دبی یکی از زیباترین و پیشرفته‌ترین شهرهای جهان
دبی یکی از زیباترین و پیشرفته‌ترین شهرهای جهان

عرب‌های در طی چهل سال بیابان‌های خود را با استفاده درست از پول نفت و منابع تبدیل به یکی از زیباترین و ثروتمند ترین کشورهای جهان کردند. عربستان سعودی به تازگی اصلاحات بسیار خوبی در پیش گرفته و در حال تبدیل شدن به یک کشور مدرن و پیشرفته است. در بسیاری از کشورهای عربی در سال ۲۰۱۱ بهار عربی شکل گرفت که دیکتاتورها را از تخت پایین کشیدند. حالا این یک ملت دوست‌داشتنی و قابل احترام است. نمی‌توانیم به‌خاطر اجدادشان ازشان متنفر باشیم.

فارغ از دیدگاه نژادی و عقیدتی جهان آرام‌تر و بهتر خواهد بود. نژادپرستی در زمان کودکی من باعث شد که بعد از زنگ تاریخ دبستان دوستان پارس خودم را جمع کنم و با مادها (بچه‌های تهران و شهرهای شمالی) بجنگیم. نژادپرست‌ها به اندازه همان بچه‌های دبستانی هستند. نمی‌توانیم به‌خاطر اجدادشان ازشان متنفر باشیم. نمی‌شود از لحاظ روانی و اخلاقی سالم باشیم و به‌خاطر دماغ بزرگ کسی ازش بدمان بیاید.


در یک ظهر گرم تابستانی این پست رو نوشتم. همون طور که قبلاً اشتباه می‌کردم، ممکنه هنوز هم در حال اشتباه باشم و اصلاً متوجه نباشم که از حقیقت دور شدم. بیایید راجع بهش صحبت کنیم.