در بسیاری از مواقع پیش میآید که کاری به نتیجه مورد نظر میرسد و کاری دیگر به نتیجه مدنظر نمیرسد. مدام زندگی در این کش و قوس است و ما نیز مدام کارهایمان، اهدافمان، تفکراتمان و به نوعی تمام زندگیمان را در این بستر پیش میبریم. بستری که از نوع استمرار و تداوم است. تداوم لازمه به نتیجه رسیدن هر هدفی است. به نوعی زندگی در بستر این موضوع (استمرار) قرار دارد. برای اثبات این موضوع کافیست از خود بپرسیم که کدام کار به نتیجه رسیده و در آن استمرار نداشته ایم؟
این مقدمه کوتاه و جستاری را به یک طرف میگذارم و به موضوع مدنظر این کانال میروم که همان سیاست اجتماعی است. در پاسخ به این سوال که چرا برخی سیاست های رفاهی به شکست انجامیدهاند و برخی دیگر موفق شدهاند لازم است به این موضوع اندیشیده شود. یعنی به این بیندیشیم که عوامل اجرایی و نظارتی برنامه تا چه حد استمرار داشتهاند. هر برنامه رفاهی چونان سیستمی است که اگر بر آن نظارت نباشد سوخت محرک آن تمام میشود و این نظارت در بستر استمرار و حفظ نظم برای رسیدن به نتیجه حاصل میشود.
استمرار تنها یک فاکتور از عوامل بسیاری است که برنامه های رفاهی را میتوانند به نتیجه یا به شکست برسانند. بنابر این لازم است مدام بر روی خودمان از جهت استمرار در امور متمرکز باشیم.
دانشجوی سیاست اجتماعی اگر در مطالعه، بررسی برنامه های، اخبار مربوطه و فهم مسایل اجتماعی استمرار نداشته باشد نمیتواند به راهی در سیاست اجتماعی برسد که هدف است، مانند جراحی میشود که اگر با ابزار جراحی آشنا نباشد جراح نمینامندش و نمیدانندش.
ابزارهای دیگر کدامند ؟