ویرگول
ورودثبت نام
unknown
unknown
unknown
unknown
خواندن ۲ دقیقه·۱۸ روز پیش

نوشته بیستم

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
وقت بخیر

امروز هم درگیر خرید های عروسی بودم بیشتر اما یکی از رفقا ازم خواست تا چند دقیقه ای رو با هم صحبت کنیم و فقط این رو گفت که حالش خوب نیست.

نمیدونم چرا خیلی از اطرافیان احساس راحتی با من میکنن و درباره چیز هایی با من صحبت میکنن که لزومی نداره. مثل همون خانومی که دیروز ازش گفتم. چرا باید حتی گاهی بزرگتر ها از من مشورت بخوان؟؟
گاهی فکر میکنم که شاید اینم بعدی از غیر عادی بودنه منه.

... زنگ زد و همون اول کار پیشنهاد دادم که تماس تصویری بگیریم. اینجوری هم میتونستم چهره اش رو بعد از مدت ها ببینم و هم اینکه بهتر از حالش با خبر بشم.
پشت تلفن صداش خیلی ترکیده بود و وقتی تماس تصویری گرفتیم چهره اش ترکیده تر.

گفتش که خیلی سر در گمه و نمیدونه که باید چیکار کنه.
دوتا موضوع کلی داشت. اول تصمیمش برای آینده شغلیش و برنامه ریزی برای زندگی. دوم تصمیمش برای ازدواج با دختری که قبلا توی صحبت هامون جسته گریخته درباره اش صحبت کرده بودیم.
بنده خدا فکر میکرد که احتمالا مشورت با من میتونه گزینه خوبی برای تصمیم گیری درباره آینده اش باشه. از خیلی چیزا حرف زدیم. مهاجرت، ادامه تحصیل کنار کار کردن، ادامه تحصیل برای مهاجرت تحصیلی، آموزش دیدن توی چند تا حوزه ترند که میشناختیم و ... .

درباره ازدواج هم صحبت کردیم. از طرفی داشت با دختری که دوستش داره صحبت می کرد که بتونن به یه جامع برسن و از طرف دیگه مجبور بود که خونواده اش رو طوری بپزه که قبول کنن لزومی نداره از فامیل دختر بگیره و شاید لازم باشه بعد از ازدواج توی یه شهر دیگه زندگی کنن و ... .

خیلی خسته بود، از همه چیز و همه کس.

بهش پیشنهاد کردم که بره سمت تراپی. اما حوصله اون رو هم نداشت. ازش خواستم که کمتر خودش رو اذیت کنه بهم وقت بده تا درباره این همه سر درگمی فکر کنم و بیشتر بخونم. یکی دو تا لینک که فکر میکردم براش مفید باشه رو هم براش فرستادم و گفتم که چکشون کنه، اگر باهاش حال میکرد به خوندشون ادامه بده.

امیدوارم هر چه زود تر بتونم بهش کمکی بکنم.

این روز ها بر خلاف اینکه دارم بیشتر کتاب میخونم، کمتر ایده برای صحبت کردن و نوشتن دارم. فکر میکردم که بتونم درباره کتاب هایی که میخونم یا خاطرات کودکیم بتونم بنویسم. اما دستم برای نوشتن کار نمیکنه و ذهنم بسته است. شاید روز های آینده بهتر و بیشتر بنویسم.

میدونم که میدونید این متن ها برای اینکه توسط کسی خونده بشه نوشته نشدن.

1404.02.17
-MJ-

روز نوشترفیق
۶
۰
unknown
unknown
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید