به جای گاز گرفتن داشبورد، پشت فرمان بنشینید

فرمان زندگی را در دست بگیرید
فرمان زندگی را در دست بگیرید



در هنگام سواری با اتومبیل، بیشترین اضطراب شما در چه زمانی رخ می‌دهد؟

رانندگی با سرعت بالا یا در میان ترافیک زیاد، کار تنش‌آلودی است.

فرض کنید که یک روز بهاری است و به دعوت یکی از دوستان خود برای گذراندن آخر هفته در شمال، در حال رفتن به سمت چالوس هستید.

دوست شما گواهینامه پایه یک دارد و با ب ام و 2018 خود شما را سوار کرده و راه می‌افتد.

به محض خروج از کرج، ترافیک شروع می‌شود.

قطاری از خودروها ایجاد شده و هر از چندی یک راننده فرصت‌طلب، از این صف بیرون زده و کمی خودش را جلو می‌کشد.

دوست شما هم جزء همان راننده‌هاست.

هر بار که از صف خارج می‌شود، اضطراب تمام وجود شما را می‌گیرد. به ویژه اگر نزدیک پیچی باشید که پشت آن نامعلوم است.

مهم نیست که دوست شما 20 سال است که گواهینامه پایه یک دارد یا اتومبیل او گواهی 5 ستاره از انجمن ایمنی اروپا را گرفته است. هر سبقتی در جاده پر پیچ و خم چالوس، شما را نگران می‌کند.


با هر بار تند رفتن، سبقت گرفتن و گاز و ترمز او، عضله‌های شما منقبض شده و خون در رگ‌های صورت شما دویده و دستگیره در را محکم‌تر می‌گیرید. هر چند که او سال‌های سال سابقه رانندگی در جاده را دارد اما این اضطراب به شکلی ناخودآگاه در وجود شما شعله کشیده و قادر به کنترل آن نیستید.

آدرنالین جای نورواپی‌نفرین را می‌گیرد

اگر سنسورهایی برای اندازه‌گیری اضطراب شما و دوستتان نصب شده باشد، کاملا مشخص است که جنس اضطراب شما کاملا جای خود را با هم عوض کرده است. حالا او نگران تصادف است و شما هیجان رانندگی دارید

همه افراد به کرات این موضوع را تجربه کرده‌اند.

سپردن فرمان به دیگری در هر زمینه‌ای منجر به اضطراب می‌شود حتی اگر تمامی شواهد نشان دهد که آن دیگری، از ما راننده بهتری است.


چرا باز هم انسان تمایل دارد که فرمان را به دیگری بسپارد؟

فرار از تصمیم گیری

ما باید بین این دو کار دردناک،

یعنی رانندگی و ترس و اضطراب یکی را انتخاب کنیم.

یا باید تصمیم های مهمی در زندگی گرفته یا باید اضطراب و نگرانی و ترس ناشی از سپردن فرمان به راننده دیگری را بپذیریم

ولی کار درست کدام است؟

نمی دانم

چون کاملا بستگی به شرایط شما دارد

اما

اگر همین الان با فکر کردن به آینده، دچار اضطراب مالی می شوید، فرمان زندگی پول شما در دستان فرد دیگری است.


اهمیت ماجرا این است که این سپردن فرمان به دیگری می تواند کاملا ساخته و پرداخته ذهن ما باشد

اضطراب های زیر را در نظر بگیرید

دلار 3 برابر شد و ارزش زندگی من یک سوم شد (آیا می توانید با عدد و رقم این موضوع را اثبات کنید؟)

گرانی بیداد می کند و شاید تا تابستان آینده، برنج و روغن و رب گوجه فرنگی و .... نایاب شود

شرکت در دو ماه گذشته قرارداد جدیدی نداشته و شاید ظرف 3 ماه آینده نیروها را تعدیل کرده و من هم کارم را از دست داده و نتوانم اجاره خانه را پرداخت کنم.


راه حل غلبه بر این ترس اضطراب آور چیست؟

فرمان زندگی را در دست بگیریم. خودمان پشت فرمان ماشین پولی خودمان بنشینیم.

آیا کار ساده ای است؟

نه

آیا منکر تورم و گرانی و رکود می شویم؟

البته که نه. نادیده گرفتن آنها حماقت است.




چطور می توانیم فرمان زندگی پولی خودمان را در دست بگیریم؟

در مقاله قبلی راجع به این نوشتم که داشتن 10 میلیون تومان پول نقد، مقدار زیادی از اضطراب واقعی (نه ترس توهمی از آینده) از زندگی بسیاری از ما را کم می کند.

در این مقاله به آن از جنبه دیگری نگاه می کنم.

ترس و اضطراب ناشی از آن با یک خوراک مخصوص بزرگ و بزرگ تر می شوند

زمان

بله نگرانی شما هر چه زمان بیشتری را بخورد، بزرگ تر شده و در نهایت تبدیل به هیولایی خواهد شد که فقط باید از دست آن فرار کرد.


با کشتن زمان، راه تغذیه این هیولا را ببندیدو بلافاصله برای آن کاری کنید حتی اگر کار بزرگی نیست

وقتی که این هیولا متوجه شود که برای آن برنامه ای طراحی کرده اید کوچک و کوچک تر شده و به جای اضطراب ناشی از یک موجود موهوم به تنش و هیجان ناشی از برنامه ریزی و محقق کردن آن بر می گردد.

داستان به همین سادگی است اما اجرای آن نیاز به کمک دارد و اگر شما هم درگیر چنین مسئله ای هستید و نیاز به کمک دارید، اینجا را کلیک کنید.

تنها یکی از نتایج کلیک کردن روی لینک بالا، کنترل اضطراب است و دو پاداش فوق العاده دیگر نیز در انتظار شماست.