چطور شانس سکته قلبی را 13 برابر (نه 13 درصد) کاهش دهیم؟

چه هیولایی قادر است، احتمال حمله قلبی شما را 13 برابر بیشتر کند؟

در تحقیقات جدیدی که در 18مین کنگره سالیانه قلب در آفریقای جنوبی ارائه شد، تنش‌های کاری، شانس حمله قلبی شما را 6 برابر افزایش می‌دهند.

برای مطالعه مقاله اصلی به زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید

6 برابر؟ به خاطر تنش‌های کاری؟

پس آن هیولا چیست؟ هیولای 13 برابری؟

اگر حدس شما تنش‌ها و استرس‌های مالی نیست، حدس اشتباهی زده‌اید. این هیولا، دقیقا تنش‌هایی است که به واسطه نگرانی‌های پولی بر ما وارد می‌شود.

حالا می‌دانید فاجعه کجاست؟

آمریکا همیشه برای ما ایرانی‌ها، نوعی از بهشت برین اقتصادی بوده است. و فکر می‌کنیم جایی است که رفاه و استاندارد زندگی به مراتب بهتری از ایران دارد. (و البته که دارد)

اما طی مطالعات انجام شده، مشخص شد که در کشور آمریکا، 72 درصد از بزرگسالان، حداقل یک بار در ماه گذشته، دچار تنش پولی شده‌اند. 22 درصد هم گزارش کرده‌اند که در ماه گذشته، دچار استرس شدید پولی شده‌اند.

حالا فکر کنید که اگر چنین تحقیقاتی در ایران رخ دهد، چه آماری به دست خواهد آمد؟ 

وقتی در آمریکای رویایی (که بسیاری برای رفتن به آنجا سر و دست می‌شکنند) این هیولا وجود دارد، چقدر جد بزرگ او در کمین ما نشسته است؟

بزرگ‌ترین خطر در کمین طبقه متوسط است نه طبقه ضعیف

بسیاری از افراد در ایران نیازمند نان شب هستند؟ به سختی امورات خود را می‌گذرانند. اما اگر سالهاست که در این شرایط زندگی کرده‌اند، دو برابر شدن قیمت گوشت روی زندگی آنها اثری ندارد. چون آنها از قبل هم گوشت نمی‌خوردند.

اما

اگر درآمد و حقوق کارمند و یا کسی که در طبقه متوسط بوده و رفاه نسبی داشته، کاهش یابد، اگر مجبور شود، استانداردهای زندگی خود را کم کند، اتفاق بدی در شرف رخ دادن است.

فرض کنید که شما کارمندی هستید که به دلیل کاهش درآمد شرکت یا کم شدن ساعت‌های اضافه کاری، 500 هزار یا یک میلیون تومان از حقوق شما کم شده است. این کاهش به همراه تورم دست در دست هم داده‌اند تا هزینه و درآمد شما در یک نقطه سر به سری شکننده قرار بگیرند.

  • هر بار که زمان بازپرداخت اقساط بانکی می‌رسد نگران هستید
  • زمان پرداخت اجاره نگران می‌شوید
  • برای هزینه مدرسه فرزندتان نگران می‌شوید
  • اصلا نگران آینده مبهم مالی هستید

حالا شما نگرانی بیشتری دارید یا کسی که از قبل هم گوشت و مرغ نمی‌خورده است؟

قطعا شما.

قطعا هیولای نگرانی، در حال گستراندن چتر خود روی زندگی این انسان است.

مهم‌ترین نشانه تنش مالی که به خوبی بررسی نشده باشد

من روزانه پیام های مختلفی را در تلگرام یا از طریق ایمیل می‌گیرم که مخاطبین من از استرس‌های پولی خود می‌گویند.

اکثر افراد (بیش از 80 درصد) دلیل این تنش‌های مالی را کمبود درآمد می‌دانند. (که بسیار درست)

این سناریو را تصور کنید (زندگی علی در 8 پرده):

  1. علی کارمندی است با 10 سال سابقه کار که در تهران زندگی می‌کند
  2. درآمد ماهیانه او 4 میلیون تومان در ماه است
  3. امروز در هنگام چرخیدن در سایت‌های خبری به این خبر می‌رسد که خط فقر در تهران 6 میلیون تومان است و حداقل 50 درصد مردم زیر خط فقر زندگی می‌کنند. همین خبر اولین تنش را به او وارد می کند. 
  4. حالا فرض کنید که او باید اقساط بانک مسکن و بانک ملی را دهم و چهاردهم هر ماه پرداخت کند
  5. فرزندش به مدرسه غیرانتفاعی می‌رود
  6. موعد اجاره نزدیک است
  7. و البته به یاد این می افتد که مدتهاست هیچ تفریح و مسافرتی در زندگی نداشته است
  8. و ماه آینده باید برای فرزندش جشن تولد بگیرد

حالا لطفا خودتان،علی را دریابید (البته اگر علی خودتان نیست)

علی در فکر و غصه فرو می‌رود که چرا درآمد او کم است؟ با خودش فکر می‌کند که اگر تنها 2 میلیون به حقوق ماهیانه او اضافه می‌شد، بیشتر مشکلاتش حل شده بود.

اما چطور؟

  • شرکت آنها که عمرا، حقوق کسی را اضافه کند. آن هم در این شرایط
  • برای کار دیگری هم که تخصص ندارد
  • پس‌اندازی هم ندارد که به دنبال شغلی با درآمد بیشتر برود و پی یکی دو ماه بیکاری را به تنش بمالد

هیولا بزرگ‌تر می‌شود

این فکر و خیال صرفا هیولای تنش و استرس را بزرگ‌تر کرد. علی الان خشمگین است. خشمگین از این دنیای بی‌رحمی که بدون اختیار وارد آن شده و هر روز تنش بیشتری را به زندگی او وارد می‌کند. تنها رفتار او این است که یا این خشم و تنش را فرو بخورد یا آنکه آن را بر سر دیگران بریزد.

و هر دو انتخاب او صرفا به بزرگ‌تر شدن هیولا کمک می‌کند.

علی جطور می‌تواند احتمال سکته قلبی خودش را 13 برابر بیشتر نکند؟

البته که راه دیگری هم هست.

اینکه تمرکز خود را روی چیزی بگذارد که دو مشخصه زیر را داشته باشد

  1. بیشترین نگرانی واقعی 
  2. توانایی بیشترین تاثیر روی آن

فرض کنید که علی با چنین مقاله‌ای روبرو شده و تصمیم می‌گیرد تا نگرانی‌های پولی خودش را فهرست کند:

  • اگر نتونم اجاره بدهم
  • اگر مجبور بشم فرزندم را بگذارم مدرسه دولتی
  • اگر اقساط عقب بیفته
  • اگر بیکار بشوم
  • اگر نتونم گوشت و میوه بخرم
  • اگر مشکلات مالی باعث بشه رابطه با همسرم خراب بشه
  • اگر فروشم کم بشه
  • اگر اضافه کار را قطع کنند

و هر مورد دیگری که به ذهنش می رسد.

اگر شما هم نگرانی‌های پولی و مالی دارید و فکر می‌کنید که مانند بختک روی زندگی شما افتاده‌اند، همین مراحل را انجام دهید:

روی یک کاغذ جدولی با چهار ستون بکشید.

در ستون اول تمام نگرانی‌های پولی و مالی خودتان را فهرست کنید. حداقل 10 دقیقه برای آن وقت بگذارید.

در ستون دوم به آنها از 1 تا 10 امتیاز دهید. نگرانی که امتیاز بالاتری می‌گیرد باید

  1. مشخص باشد و کلی گویی نباشد
  2. شانس وقوع آن در 3 ماه آینده بالا باشد (چه جالب، 3 ماه آینده در آستانه نوروز 98 هستیم)
  3. نگرانی بزرگ‌تری باشد

در ستون سوم دوباره به آنها از 1 تا 10 امتیاز دهید. امتیاز بالاتر به این معناست که من برای تغییر آنها اختیار بیشتری دارم. به بیان دیگر روی آنها موثرتر هستم.

در ستون چهارم، اعداد به دست آمده از ستون 2 و 3 را با هم جمع کنید

الان کاملا مشخص شده که باید روی چه کاری متمرکز شوید.

طبق آمار، بیشتر از 80 درصد افرادی که همین مقاله را مطالعه کرده یا فایل صوتی ان را می‌شنوند، این کار ساده را که کمتر از ده دقیقه زمان می‌برد را، انجام نخواهند داد.

شما جزئی از کدام دسته‌اید؟

فکر می‌کنید که مطالعات مربوط به سکته قلبی اشتباه است؟

یا شاید استرس مالی ندارید؟

ضمانت 100 درصدی

من تضمین می‌کنم که اگر این کار را انجام دهید، 100 درصد حال شما بهتر خواهد شد. حال بهتری که اگر با اقدام همراه شود، رو به بهبودی خواهد رفت. 

سوال اینجاست که آیا حاضر هستید همین کار کوچک را انجام دهید؟

کاملا درست است.

من کاملا با شما موافقم.

همه کتاب‌ها و سایت‌های اینترنتی پر از چنین توصیه‌هایی هستند. اما من باور دارم اینکه شما در حال خواندن این مقاله هستید، اصلا شانسی و تصادفی نیست. 

آیا

  • این نگرانی های مالی
  • ترس از نداشتن پول
  • ترس از به هم خوردن رابطه به خاطر پول

در شما وجود دارد یا نه؟

اگر وجود دارد همین الان این کار ساده را روی یک تکه کاغذ انجام داده و موردی را که بیشترین امتیاز را به دست می آورد را بنویسید.

با آن چه کار کنید؟

خیلی ساده، تا مقاله بعدی صبر کنید تا ادامه کار را بخوانید.

ضمنا اگر فرد مهمی در زندگی شما هست، این مقاله را برای او هم ارسال کنید شاید کمک بزرگی به او کرده باشید