ویرگول
ورودثبت نام
معصومه کرم پور
معصومه کرم پورخوندم و می خونم و عاشق خوندن هستم ولی ، ، ، ارزشمندترین چیزا رو از خود زندگی یاد گرفتم ، وقتی گوشامو تیز کردم !
معصومه کرم پور
معصومه کرم پور
خواندن ۱ دقیقه·۹ ماه پیش

اگر باور کردی ، راه حل پیداش میشه !

تو سریال پایتخت شبی که خرس وارد اتوبوس شد و دست یک نفر رو زخمی کرد و دستش خونریزی کرد ، پسرم های های گریه می کرد ، گریه گریه که خرس گازش گرفت ! من و پدرش مرتب می گفتیم که دروغ بود اون خرس نبود که ، ی آدم بود که لباس خرس پوشیده بود ، مامان جان این فیلم بود . اما گریه های پسرم بند نمیومد ! نیم ساعت داشت گریه می کرد و میگفت دیتش حالا چی میشه و من و پدرش هم هرچی توضیح می دادیم قبول نمی کرد .

من فکر کردم که همش داریم میگیم که دروغه ، که فیلمه ، که اون خرس نبود که اون زخم نبود و بچه هم قبول نمیکنه به خودم گفتم چطوره ما هم باور کنیم که راست بوده و دستش زخمی شده ! بد به پسرم گفتم الان با اتوبوسه می برنش درمانگاه دکتر دستشو پانسمان میکنه خوب میشه !

نگام کرد و دیگه ساکت شد ، گریه ش کلا قطع شد ! !

اومد محکم بغلم کرد و گفت مامان خوب میشه ؟

گفتم آره دیگه ، الان می برنش دکتر !

برای خودم هم خیلی جالب بود ! تو زندگی واقعی هم همینه ، تا درد رو باور نکنی درمون پیدا نمیشه !

تا مشکل رو قبول نکنی راه حل پیدا نمیشه !

راه حلمشکلمشکلات
۱۲
۲
معصومه کرم پور
معصومه کرم پور
خوندم و می خونم و عاشق خوندن هستم ولی ، ، ، ارزشمندترین چیزا رو از خود زندگی یاد گرفتم ، وقتی گوشامو تیز کردم !
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید