نشستی خونه و حوصله تم سر رفته ، یکدفعه ی دوست قدیمی زنگ میزنه بیا بریم باغ فلانی همه چی هست صفا کنیم ، ، به چه فرصت خوبی ، پا میشی میری و می بینی ای دل غافل ، چه چیزایی تو دنیا بوده و من ازشون حتی خبرم نداشتم ! دختربچه های کم سن و سال ! غذاهای عجیب غریب ، آدم های پولدار و معروف که همه اونجا جمع هستن ، همه هم از این خوراکی ها و لذت ها استفاده می کنن ، تو هم واسه اینکه کم نیاری یا نمی دونم شایدم بخوای واقعا تجربه کنی ، تنی به آب می زنی ، ، ،
عجب روزی بود و عجب خاطره ای ،
اما خوب ، احتمالا هر چیزی ارزش تجربه کردن نداشته باشه !
راستش خیلی نمی ارزه که هر جا و برای هر کسی زیپ شلوار آدم باز بشه !
یک وقتی می بینی با فیلم و عکس های همین مهمونی ها تهدیدت می کنن به اینکه باید فلان کارو انجام بدی ! اون وقت تو هم واسه اینکه آبروت نره مجبور میشی هر چی خواسته بودن رو انجام بدی حتی اگه جنگ با یک کشور دیگه باشه اونم بدون دلیل !
خلاصه اینکه مراقب زیپ شلوارتون باشین :)