این کار به چه دردی میخورد؟
در سالهای اخیر، شاید هیچ پرسشی به اندازه این جمله کوتاه بر سر هنر، ادبیات و علوم انسانی آوار نشده باشد: «این کار به چه دردی میخورد؟»
پرسشی که در ظاهر ساده است اما در عمق خود جهانبینی خطرناکی را پنهان کرده است؛ جهانبینیای که ارزش هر چیز را تنها با میزان سودآوری، کارکرد اقتصادی و بازده فوری آن میسنجد.
کتاب «این کار به چه دردی میخورد؟» نوشته نوچو اردین، پاسخی است به همین پرسش.
اردین در این کتاب از چیزی دفاع میکند که شاید امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند دفاع باشد: بیفایدگیِ ضروری.
او یادآوری میکند که بسیاری از مهمترین دستاوردهای بشری زمانی خلق شدهاند که انسان به دنبال سود نبوده است. شعر، موسیقی، تئاتر، فلسفه، ادبیات و حتی بخش بزرگی از دانش بشری، ابتدا از کنجکاوی، تخیل و میل به فهم جهان زاده شدهاند، نه از نیاز بازار.
نویسنده با استناد به اندیشه متفکران و نویسندگان بزرگ نشان میدهد که خطر اصلی دوران ما، نابودی فرهنگ نیست؛ بلکه تقلیل فرهنگ به کالا است.
در بخشی از کتاب، این اندیشه بارها تکرار میشود که هرگاه جامعهای از خود بپرسد «هنر چه فایدهای دارد؟»، در واقع در حال فراموش کردن این نکته است که انسان فقط برای تولید، مصرف و رقابت آفریده نشده است.
شاید بتوان مهمترین ایده کتاب را اینگونه خلاصه کرد:
آنچه ظاهراً بیفایده به نظر میرسد، اغلب همان چیزی است که به زندگی معنا میبخشد.
تئاتر نمونه روشنی از همین موضوع است. هیچ نمایشی گرسنگی را از بین نمیبرد. هیچ شعر یا رمانی خانهای نمیسازد. هیچ قطعه موسیقی بدهی بانکی را پرداخت نمیکند. اما همه اینها کاری انجام میدهند که هیچ ماشین، کارخانه یا نظام اقتصادی قادر به انجامش نیست: آنها به انسان کمک میکنند خودش را بشناسد.
اردین در جای دیگری از کتاب به اندیشهای نزدیک میشود که پیشتر آلبر کامو نیز مطرح کرده بود؛ اینکه ارزش زندگی را نمیتوان صرفاً با کارکرد آن سنجید. همانطور که عشق را نمیتوان با معیار سود اندازه گرفت، هنر نیز خارج از منطق معامله و منفعت قرار میگیرد
خواندن این کتاب برای هنرمندان، بازیگران، نویسندگان و فعالان فرهنگی از این جهت اهمیت دارد که یادآور میشود دفاع از هنر، دفاع از یک حرفه نیست؛ دفاع از بخشی از انسانیت است.
امروز که بسیاری از فعالیتهای فرهنگی ناچارند برای اثبات حقانیت خود مدام از آمار فروش، تعداد مخاطب و میزان درآمد سخن بگویند، کتاب نوچو اردین ما را به تأملی عمیقتر دعوت میکند:
اگر روزی همه چیز فقط به دلیل سودمند بودن ارزشمند شود، چه بر سر چیزهایی خواهد آمد که زندگی را قابل زیستن میکنند؟
شاید پاسخ نهایی کتاب همین باشد:
هنر به درد هیچ چیز نمیخورد؛ و دقیقاً به همین دلیل،
برای انسان ضروری است.برای انسان ضروری است.