ویرگول
ورودثبت نام
محمد لهاک
محمد لهاکأَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ۖ
محمد لهاک
محمد لهاک
خواندن ۴ دقیقه·۸ روز پیش

میراث «تانگو»؛ چرا مروژک هنوز نویسنده‌ای معاصر است؟

فصل دهم

میراث «تانگو»؛ چرا مروژک هنوز نویسنده‌ای معاصر است؟

هر اثر هنری، دیر یا زود از آزمون زمان عبور می‌کند. بسیاری از نمایشنامه‌هایی که در زمان انتشارشان با استقبال فراوان روبه‌رو شدند، امروز تنها برای شناخت تاریخ تئاتر خوانده می‌شوند. آن‌ها به اسناد یک دوره تبدیل شده‌اند، نه آثاری زنده. اما «تانگو» از این قاعده مستثناست. این نمایشنامه هنوز در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود، روی صحنه می‌رود و موضوع پژوهش‌های تازه قرار می‌گیرد. این ماندگاری را نمی‌توان تنها با مهارت در نمایشنامه‌نویسی یا جایگاه ادبی اسلاومیر مروژک توضیح داد؛ علت اصلی آن است که پرسش‌های بنیادین اثر هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند.

مروژک نمایشنامه‌ای درباره یک حکومت یا یک ایدئولوژی خاص ننوشت. اگر چنین بود، «تانگو» با پایان جنگ سرد اهمیت خود را از دست می‌داد. آنچه او به تصویر کشید، سازوکاری است که در هر جامعه‌ای، با هر شکل از قدرت، امکان ظهور دارد. هنگامی که سنت اعتبار خود را از دست می‌دهد، اما ارزش تازه‌ای نیز جایگزین آن نمی‌شود؛ هنگامی که آزادی از مسئولیت جدا می‌شود؛ هنگامی که زبان دیگر توان ایجاد تفاهم ندارد؛ و هنگامی که روشنفکری بیش از آنکه واقعیت را بشناسد، درگیر ساختن نظام‌های ذهنی خود می‌شود، جامعه به مرحله‌ای می‌رسد که قدرت، بدون نیاز به استدلال، جای خالی معنا را پر می‌کند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «تانگو» این است که از هرگونه نوستالژی نیز فاصله می‌گیرد. مروژک هرگز نمی‌گوید گذشته بهتر بوده است. او نه مدافع سنت است و نه مبلغ مدرنیته. گذشته در جهان او نیز مملو از کاستی‌هاست و آینده نیز تضمینی برای رهایی انسان ندارد. آنچه اهمیت دارد، توانایی جامعه در حفظ تعادلی شکننده میان آزادی و مسئولیت است. این تعادل، نه با بازگشت به گذشته حاصل می‌شود و نه با انکار کامل آن؛ بلکه از دل گفت‌وگو، نقد مستمر و پذیرش محدودیت‌های انسانی شکل می‌گیرد.

از منظر درام‌نویسی، «تانگو» نمونه‌ای کم‌نظیر از پیوند اندیشه و کنش است. بسیاری از نمایشنامه‌هایی که می‌کوشند مسائل فلسفی را مطرح کنند، به تدریج از حرکت بازمی‌مانند و به مناظره‌هایی طولانی تبدیل می‌شوند. در مقابل، مروژک اجازه نمی‌دهد اندیشه جای درام را بگیرد. هر ایده‌ای در رفتار شخصیت‌ها آزموده می‌شود و هر گفت‌وگویی پیامدی نمایشی دارد. همین ویژگی است که سبب شده است «تانگو» نه فقط متنی برای مطالعه، بلکه متنی برای اجرا باقی بماند.

با این حال، باید از یک سوءبرداشت رایج نیز پرهیز کرد. گاه در نقدهای معاصر، «تانگو» به اثری تبدیل می‌شود که گویا تمام پاسخ‌های بحران جهان مدرن را در اختیار دارد. چنین برداشتی با روح نمایشنامه ناسازگار است. مروژک بیش از آنکه پاسخ دهد، پرسش می‌آفریند. او به مخاطب هشدار می‌دهد، اما برای او نسخه نمی‌نویسد. این پرهیز از قطعیت، یکی از مهم‌ترین دلایل ارزش ادبی اثر است. نمایشنامه‌های بزرگ معمولاً با پاسخ‌های قطعی ماندگار نمی‌شوند؛ با پرسش‌هایی ماندگار می‌شوند که هر نسل ناچار است دوباره به آن‌ها بیندیشد.

در ارزیابی نهایی، «تانگو» را باید در کنار مهم‌ترین نمایشنامه‌های اروپای پس از جنگ جهانی دوم قرار داد؛ نه صرفاً به دلیل نوآوری‌های فرمی، بلکه به سبب عمق نگاهش به انسان. مروژک نشان داد که استبداد، هرج‌ومرج و فروپاشی اجتماعی، پیش از آنکه پدیده‌هایی سیاسی باشند، پدیده‌هایی فرهنگی و اخلاقی‌اند. جامعه‌ای که توان حفظ گفت‌وگو، مسئولیت و اعتماد متقابل را از دست بدهد، دیر یا زود با همان بحرانی روبه‌رو خواهد شد که خانواده نمایشنامه تجربه می‌کند.

از این منظر، «تانگو» اثری درباره شکست نیست؛ اثری درباره مسئولیت است. مسئولیت فرد در برابر جامعه، مسئولیت نسل‌ها در برابر یکدیگر و مسئولیت اندیشه در برابر واقعیت. شاید بزرگ‌ترین دستاورد مروژک نیز همین باشد که نشان می‌دهد هیچ تمدنی صرفاً با قدرت نظامی یا بحران اقتصادی سقوط نمی‌کند. فروپاشی از جایی آغاز می‌شود که انسان‌ها دیگر نتوانند بر سر ابتدایی‌ترین اصول همزیستی به توافق برسند.

در پایان، اگر بخواهیم «تانگو» را تنها در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت که این نمایشنامه نه ستایش نظم است و نه ستایش آزادی؛ بلکه هشداری است درباره لحظه‌ای که هر یک از این دو، دیگری را به کلی نفی کند. مروژک از مخاطب نمی‌خواهد جانب یکی را بگیرد، بلکه او را دعوت می‌کند تا درباره نسبت پیچیده میان آزادی، مسئولیت، اخلاق و قدرت دوباره بیندیشد.

همین ویژگی است که «تانگو» را به اثری کلاسیک تبدیل کرده است. کلاسیک نه به معنای کهنه، بلکه به معنای متنی که هر بار خواندن آن، افق تازه‌ای برای فهم انسان و جامعه می‌گشاید. آثار بزرگ، پاسخ‌های نهایی ارائه نمی‌کنند؛ آن‌ها کیفیت پرسیدن را تغییر می‌دهند. «تانگو» نیز از همین جنس است؛ نمایشنامه‌ای که با پایان یافتن آخرین رقص، گفت‌وگوی واقعی با مخاطب را آغاز می‌کند.

منابع منتخب

- ، ترجمه‌ها و نسخه اصلی لهستانی.

- .

- .

- آثار و مقالات پژوهشی درباره تئاتر لهستان، نمایشنامه‌های مروژک و نقدهای منتشرشده در مجلات تخصصی مطالعات تئاتر و ادبیات تطبیقی.

جمع‌بندی نهایی مقاله

«تانگو» را نمی‌توان تنها نمایشنامه‌ای سیاسی، ابزورد یا خانوادگی دانست. این اثر در نقطه تلاقی فلسفه، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و درام قرار می‌گیرد. مروژک نشان می‌دهد که بحران‌های سیاسی، پیش از آنکه در ساختار حکومت‌ها پدیدار شوند، در زبان، خانواده، فرهنگ و شیوه اندیشیدن انسان‌ها شکل می‌گیرند. به همین دلیل، «تانگو» همچنان اثری معاصر است؛ زیرا مسئله اصلی آن نه تاریخ لهستان، بلکه وضعیت انسان در مواجهه با آزادی، نظم و قدرت است.

بحران اقتصادیجنگ جهانیجنگ سردقدرت نظامی
۰
۰
محمد لهاک
محمد لهاک
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ۖ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید