ویرگول
ورودثبت نام
ایمان کیائی
ایمان کیائی
ایمان کیائی
ایمان کیائی
خواندن ۲ دقیقه·۹ ماه پیش

عقیده چگونه شکل می‌گیرد؟ آیا هر عقیده‌ای قابل احترام است؟


سه مرحله رو میشه برای شکل‌گیری یک عقیده در نظر گرفت. اول تجربه زیسته، دوم تحقیق و شناخت، سوم قضاوت عقلانی.


عقاید ما در خلاً شکل نمی‌گیرن؛ اتفاقات و مسائلی که در طول زندگی باهاشون مواجه می‌شیم، همون تجارب زیسته ما هستن که باعث به وجود آمدن خیلی از عقاید ما میشن. این تجارب زیسته، آدم رو به سمت مطالعه و تحقیق بیشتر سوق میده؛ مطالعه‌ای که از اشتیاق آدم برای بیشتر دونستن درباره اون پدیده نشات می‌گیره. بعد از مطالعه و تحقیق، و در پی اون شناخت، در مرحله آخر آدم به عقل خودش استناد می‌کنه و سپس در مورد پدیده قضاوت می‌کنه. همین قضاوت‌ها هستن که عقاید ما رو شکل میدن.


حالا از دلِ این فرآیند، سه دسته آدم بیرون میاد: دسته اول آدم هایی هستن که اون سه مرحله (تجربه زیسته، تحقیق و شناخت، قضاوت عقلانی) رو تمام و کمال بهشون بها میدن و ازشون نهایت بهره رو جهت شکل دادن به عقایدشون میبرن. این دسته با کمک این سه مرحله به عقیده خودشون شکل میدن. خُب واضحه این دسته از آدما در جامعه، اقلیت رو تشکیل میدن.


دسته دوم کسانی هستن که از مرحله اول عبور می‌کنن (البته این مرحله اجتناب ناپذیر محسوب میشه و همه آدما باهاش، چه بخوان چه نخوان، درگیر هستن)، اما از مرحله دوم سَر می‌پرن و وارد مرحله سوم میشن! یعنی مرحله اول (تجارب زیسته) به جای اینکه اشتیاق تحقیق و شناخت به وجود بیاره، بیشتر میل به قضاوت رو در اونها تشدید می‌کنه؛ قضاوتی که دیگه عقلانی محسوب نمیشه، چون بر پایه تحقیق و شناخت کافی نیست. عقل همچین آدمی کاملاً زیر سوال قرار داره؛ یعنی هیچ چیز جدی‌ای به نام عقیده در این آدم شکل نمی‌گیره.


دسته سوم رو هم آدمایی شکل میدن که مرحله اول باعث شکل‌گیری مرحله دوم، یعنی تحقیق و شناخت در اون‌ها شده، اما اصلاً سراغ آخرین مرحله، یعنی قضاوت عقلانی نرفتن. این جور آدم‌ها معمولاً تکرارکننده عقاید کسانی هستن که برای تحقیق در مورد همون تجربه‌های زیسته به سراغ‌شون رفته بودن. به عنوان مثال، هر حرفی که فلان فیلسوف یا فلان نظریه پرداز معروف زده رو، به خاطر ثقل و سنگینی اسم شون، قبول و متعاقباً تایید و تکرار کنم و اون حرف یا نظریه رو از فیلتر عقل خودم عبور ندم. اینجاست که این آدم میشه مَثَلِ «کسانی که کتاب هایی بر دوش دارند». یعنی در حقیقت اینجا عقیده دیگران به عقیده ما شکل نمیده، بلکه همون رو منعکس می‌کنه. و یا ممکنه بعدش از تحقیق‌های انجام‌داده، تفسیر به رای بکنم. همچین آدم‌هایی، چه حاملان کتاب و چه مفسران به رای، به هیچ وجه نمی‌تونن صاحب یک عقیده باشن. با این اوصاف، برای عقاید دسته دوم و سوم نمیشه احترامی قائل شد. (البته اسم «عقیده» رو با تسامح باید بر روی حرف‌های این دو دسته گذاشت، چون همون‌طور که اشاره شد، اصلاً چیزی به نام «عقیده» در اون‌ها شکل نمی‌گیره.)

اظهار نظرقضاوت
۲
۰
ایمان کیائی
ایمان کیائی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید