سلام
بعداز دفاع از پایاننامه، چند ماهی رو در خونه بلاتکلیف بودم و حتی گمان میکردم دچار افسردگی پسادفاع شدم. ازطرفی جستوجوها برای کار، همیشه به کارت پایان خدمت میرسید و ازطرفِدیگه جامعهٔ ما به یه دانشآموختهٔ علوم انسانی - هرچند که او رتبه برتر باشه - نیازی نداشت.
مدتی با همین اوضاع و احوال گذشت تا اینکه به این نتیجه رسیدم که باید به حرفِ برایان تریسی گوش کنم و سربازیام رو قورت بدهم.

اینگونه شد که راهی پادگان آموزشی شدم و اولین تجربهٔ بعداز دانشگاه رو به دست آوردم که آن چیزی نبود جز حقوق ۲،۲۰۰،۰۰۰تومانی ازطرفِ نیروی زمینی ارتش و بیمهٔ نیروهای مسلح. این حقوق و بیمه تا پایان خدمت در خرمآباد همراهم موند؛ اما در خرمآباد زندگی، یه درس دیگه هم بهم داد. در اونجا من مطمئن شدم که حجم سنگین کتابهایی که خوندم و فعالیتهایی که برای علوم سیاسی کردم، در جامعه هیچ ارزشی نمیسازه. در عوض، من یه مهارت ساده داشتم و هنوز هم دارم که با همان مهارت میتونم ارزشآفرینی کنم.

وقتی خدمت رو تمام کردم، بازهم بلاتکلیفی گریبانگیرم شد. کارت اومد، اما کار نه. پس اولین رزومهم رو ساختم و برای آکادمی همراه اول. میدونین بعدش چی شد؟ شکست خوردم.
توی خدمت، وقت گذاشتم و کتابی به نام دنیای جوانی رو خوندم. این کتاب از معدود کتابهایی هست که واقعاً من رو تغییر داده. از این کتاب یاد گرفتم که بیستوهشتسالگی برای من مرز بین پیری و جوانی هست و اگه نجنبم، حاصلی از زندگیم نبردم.

بعد از پایان خدمت تغییر سبک زندگیم رو جدی گرفتم؛ پس با کمک تراپیست عادتهام رو تغییر دادم؛ با مطالعه کمالگراییم رو شکست دادم؛ با رژیم غذایی توی ۱۲۰ روز، ۸ کیلوگرم وزن کم کردم؛ مهارتهام رو گسترش دادم و رزومهم رو بهتر کردم؛ همزمان برای فرصتهای شغلی بیشتری رزومه فرستادم. بالأخره هم تلاشهام نتیجه داد.
دقیقاً در ۸بهمن۱۴۰۳ به اولین استخدام زندگیم رسیدم. بعد در همون ماه اولین پروژهٔ حرفهای رو به دست گرفتم و دقیقاً در ۵اسفند۱۴۰۳ اولین دستمزدم رو گرفتم. با خودم عهد بستم با اولین دستمزدم کاری کنم که در خاطرم بمونه؛ پس بخشی از اون را ازطرف بابا - که هرچه دارم از همت اوست - تقدیم به کارِخیر کردم.
میگن ابنسینا در جوانی کتاب مابعدالطبیعهٔ ارسطو رو خوند، اما موفق نشد اندیشههای ارسطو رو درست و عمیق درک کنه. پس ۳۹ مرتبهٔ دیگه هم این کتاب رو خوند، اما بازهم در هر مرتبه تغییری احساس نکرد. بعدها اتفاقی کتابی به دستش رسید که شرح مابعدالطبیعه بود. ابنسینا با خوندن این کتاب موفق شد کتاب ارسطو رو بهخوبی بفهمه.

پس اگه کاری رو شروع کردی و موفقیتی به دست نیاوردی، قرار نیست با تلاش بیشتر موفق بشی. شاید نیاز باشه درموردِ راهحلت تجدیدنظر کنی.