سوفسط ها کسانی بودند که به حقیقت اعتقاد نداشتند و میگفتند حقیقت وجود ندارد و هرچه انسان میخواهد میتواند حقیقت باشد مثلا در دادگاه میرفتند و به دلیل مغالطه خوبی که داشتند میتونستند چیز های عجیبی را اثبات کنند مثلا در دادگاه اثبات میکنه که طرف مقابل حیوان و انقدر دلیل میاره تا خود قاضی هم کم میاره مثلا بخوام یک مثال ساده بگم ما دوتا یکی نیستیم و من ادمم درست؟ و طرف مقابل میگفت درست و بعد میگه پس تو ادم نیستی چون من ادمم ولی تو من نیستی پس حیوانی! و همین گونه ادامه میدادن و جواب می اوردن مثلا اگر شما خود طرف بودید میگفتید نه من شکل ادمم مغز دارم ولی برای همه ی این ها یک جواب می اورد و به قدری منطقی بود که کسی نمیتونست رد کنه یعنی در کمال بی منطقی منطق داشت ولی کار آنها فقط همین نبود مبگفتند که هیچ واقعیتی نیست خدا نیست حتی ریاضیاتی ساده مثل 4=2+2 هم میگفتن غلته و با دانش خود با راه های غلط و مغالطه این ها را اثبات میکردند به صورت کلی یه سوفسط مخالف یک فیلسوف است.