ویرگول
ورودثبت نام
Mhds mantegh
Mhds mantegh
Mhds mantegh
Mhds mantegh
خواندن ۳ دقیقه·۳ ماه پیش

مرز، جدایی یا اتحاد

امروزه هنر نگهداری و پاسداری از یک‌ارزش و یک سیره و روش درست‌، متخصصان و بزرگان زیادی را میطلبد تا برای حفظ آن بکوشند و حتی آن را ارتقاء بدهند .

مرز : واژه ای که در ادبیات این کشور و این ملت ریشه دوانده و یک نوع تعصب بین ما و کشور های همسایه ایجاد کرده است، تجربه ی ۸ سال جنگ تحمیلی که بنا داشت از مرزهایمان به ما تحمیل شود ولی نگهداری شد و حالا ارزش او چندین برابر شده است و اهمیت آن را دوچندان کرده و هر ایرانی و آریایی را بر نگهداری و ایستادن برای حفظ آن تا پای جان پیش میبرد .

حال چرا مرز ؟ مگر وقتی انسان را آفریدند و با یکدیگر کنار هم نشاندند، مرز به این دقیقی داشتیم ؟ و یا اینکه مرز را قبل از کشورهایمان ساخته اند که اینقدر برایمان اهمیت دارد ؟

اولین نقطه ای که برای تعریف و معرفی مرز به سراغ آن رفتم، فرهنگ لغت فارسی معین بود، ایشان در تعریف و معنای مرز واژه های مملکت و کشور را به کار برده است و از نظر یک استاد ادبیات مرز به مملکت اطلاق می شود، یعنی آن خط و نقاط جداسازی یک منطقه از یک منطقه ی دیگر و تمام حاصل داخل آن خط کشی ها مملکت یک ملت یا یک فرد محسوب می‌شود، با وجود این تعریف، گمان می‌کنم دیگر نباید به دیوار خانه ها، پرچین ها، زمین های زراعتی مرز گفته شود مگر اینکه به خانه ها، ویلا ها، کشتزار ها مملکت گفته شود، در این صورت میتوان توجیه منطقی داشت که از یک کلمه به معنای واقعی آن استفاده کرد، که از ما مردم غریبه به ادبیات بعید است.

لغت نامه‌ی دهخدا تعریف نزدیکتری از مرز دارد که با افکار و پیشینه‌ی فکری ما همسویی دارد و می توان آن را هضم کرد؛ مرحوم دهخدا در تعریف مرز به خط فاصل میان دو کشور اشاره میکند. اکثریت، رسانه ها، مردم، کارشناسان و رجل سیاسی در تعریف کلمه، به همین بسنده میکنند و شاید فقط همین را پسند می کنند. اگر ماهم بخواهیم از مرز یک تعریف واحد و رسمی داشته باشیم میتوانیم حد فاصل میان دو کشور را مرز بنامیم و در این صورت است که میتوانیم برای آن تعریف جغرافیایی، علمی و سیاسی مطرح کنیم‌، در ضمن به آخرین حد و نقطه‌ی قلمروی یک سرزمین که شامل نقطه ی زمینی، دریایی ، هوایی و زیر زمینی می شود هم مرز میگویند.

مرز ها برای ما نشانگر حاکمیت است، نشانگر مقدار خدمت رسانی، حکمرانی حاکم و سلطنت پادشاهان است، مرزها به حاکمان و پادشاهان و رهبران یک مملکت یادآوری میکند که شما قانونا، رسما باید تا این حد به مردم سرزمینت خدمت کنی، بله ... حاکمیت راه پر پیچ و خم و خطرناکی است، اینکه تو حاکم باشی و یک نفر از بالا دستانت (مردم کشورت) شب گرسنه سر به زمین بگذارد و بخوابد، تو مسئول میشدی، تو به نداشته های یک پدر مسئولی و همچنین به داشته های یک پدر دیگر ... شاید لفظ مرز را بر این باور ساخته اند که حاکمانی از طرف خداوند مبعوث شوند که به مردم داخل مرزهایشان خدمت کنند و همین نقطه ی عطف و قوت مرزبندی است، هر قلمرو برای یک خدمتگزار .

در قسمت قبل به تعریف مرز پرداختیم و به این نکته هم اشاره کردیم ‌که رایج ترین و رسمی ترین نوع تعریف از مرز، خط فاصل میان دو کشور را می توان نامید و برای این تعریف دلایلی هم بیان کردیم ...

حالا برای مشخص سازی انواع مرز به همان تعریف باز میگردیم و به این نتیجه می رسیم که در زبان بین الملل هم اگر به دنبال یک تعریف واحد باشیم به همان تعریف رسمی خودمان میرسیم پس اجازه داریم که‌ به خط فاصل میان دو کشور ، مرز بین المللی و رسمی بگوییم و آنهارا ریشه یابی و تحلیل کنیم .

مرز بین المللی به دو بخش تقسیم شده و از آن ها به عنوان مرزهای طبیعی و غیر طبیعی یاد میشود ، که برای آشنایی بیشتر هرکدام را به اقتضاء توضیح خواهیم داد.

هرکدام به اقتضا توضیح خواهیم داد .

مرز
۵
۱۹
Mhds mantegh
Mhds mantegh
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید