چرا زنان مدرن نسبت به زنان نسل های قبلتر خود ناشادتر هستند؟ [1] تا همین اواخر، یعنی در قرن اخیر، فرهنگ قدیمی مردم، چه در ایران و چه در جهان، در رابطه با انسانها و مخصوصاً در رابطه با زنان، در بسیاری از موارد ناعادلانه بود. جامعه سنتی برای زنان لزوماً بهشت نبود. خیلی از زنان در آن سیستم قربانی ازدواج بد، خشونت، وابستگی مالی، پنهانکاری مردان، و نبود حق انتخاب بودند. اثرات همین بیعدالتی، به صورت خشم در جامعه، به چیزی مانند فمینیسم افراطی منجر شد.
اینکه این سنتها ناعادلانه بودند و نیازمند تصحیح، جای بحث ندارد اما چگونگی اصلاح چرا. اینکه بگوییم سنت بدیهایی داشت، پس هر چیزی که ضد سنت است پیشرفت است، اشتباه هولناکی است. همانطور که در جامعههای مدرن مشاهده میکنیم، خیلی از ارزشهای مدرن ضد سنت، عملاً فقط شکل جدیدی از بیرحمی و بیعدالتی هستند که با لباس آزادی، همان زخمها را به پیکره انسانها وارد میکنند.
به عنوان مثال، روابط آزاد قبل از ازدواج را در نظر بگیرید. در خیلی از خانوادهها، واقعاً ازدواج اجباری به معنی زور فیزیکی نبود، مخصوصاً در دهههای اخیر در جامعههای شهرنشین ایرانی. روش ازدواج بیشتر این بود که جامعه یک مسیر روشن میداد: آشنایی در قالب خانواده طی چندین جلسه، مشاوره، خواستگاری، ورود خانوادهها، نامزدی و سپس ازدواج. سکس هم بیرون از ازدواج مشروعیت نداشت. این چهارچوب محدودیتهایی داشت و دارد؛ مثلاً برخی از ناسازگاریها در آن آشناییهای کوتاهمدت به چشم نمیآیند و گاهی سالها زمان برای بروزشان نیاز است. اما یک مزیت بزرگ داشت و دارد، و آن اینکه رابطه جنسی را از تعهد، خانواده، آبرو و مسئولیت جدا نمیکرد. برخی پژوهشها نیز نشان دادهاند که تعداد بیشتر شرکای جنسی پیش از ازدواج، با ریسک بالاتر طلاق همبستگی دارد؛ هرچند این همبستگی را نباید ساده و مکانیکی به معنی علت قطعی گرفت [1]. همچنین درباره همباشی پیش از ازدواج نیز پژوهشها و گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد این پدیده همیشه آن «آزمون منطقی رابطه» که در تصور عمومی وجود دارد نیست و در برخی دادهها با بیثباتی بیشتر ازدواج همراه بوده است [2].
مشکل اصلاح جدید، از جمله شعار «زن، زندگی، آزادی»، این است که میگوید: «پوشش آزاد، رابطه آزاد، بدن آزاد، انتخاب آزاد.» تا اینجایش قابل فهم است؛ اما بعد ناگهان بازار، شبکههای اجتماعی، پورن، اپهای دوستیابی، رقابت زیبایی، جلب توجه، و فرهنگ «همهچیز باید سکسی باشد» سوار آن میشوند، و این تا حدی طبیعت این مسئله است. نتیجه این میشود که آزادی از کنترل نهادهای سنتی درمیآید و میافتد دست بازار، میل، نگاه و قضاوت مردم. اینجا آدم میگوید: خب این هم آزادی خالص نیست؛ فقط ارباب عوض شده است. قبلاً عرف و خانواده فشار میآوردند، حالا الگوریتم، نگاه جنسی و رقابت اجتماعی فشار میآورند؛ آن هم خیلی شیک و با لبخند.
به ناگهان مردان و زنانی که تا چند دهه پیش دغدغه تربیت فرزند، روابط اجتماعی باکیفیت، رشد شخصی، پیشرفت و سلامت داشتند، سر از باشگاه بدنسازی برای بزرگتر کردن این بخش بدن و کوچکتر کردن آن بخش دیگر، کلینیکهای زیبایی، فروشگاههای لباس برند و... درمیآورند تا در این بازار بزرگ رقابت جنسی، اصطلاحاً به حاشیه رانده نشوند؛ و بخش بزرگی از این روند ناخودآگاه است. مطالعات مرتبط با شبکههای اجتماعی نیز نشان دادهاند که مقایسه مداوم ظاهر با دیگران، مخصوصاً در محیطهایی مثل اینستاگرام و شبکههای تصویرمحور، میتواند با نارضایتی از بدن و فشار روانی مرتبط باشد [3].
وقتی سکس از تعهد جدا میشود، قدرت چانهزنی در بازار رابطه عوض میشود. مردانی که جذابتر، بیپرواتر یا فرصتطلبترند، میتوانند رابطه بدون تعهد بیشتری بگیرند. بخشی از زنان هم برای عقب نماندن از رقابت، استانداردهای خودشان را پایین میآورند یا تظاهر میکنند که «برای من هم مهم نیست.» ولی خیلی وقتها مهم است. بعد، وقتی مردهای عادیتر هم میبینند تعهد دیگر پاداش اجتماعی سابق را ندارد، آنها نیز نسبت به زنان بدبینتر یا منفعلتر میشوند. نتیجهاش میتواند این باشد که همه آزادترند، اما کمتر به هم اعتماد میکنند. آزادی زیاد میشود، امنیت کم میشود. انتخاب زیاد میشود، آرامش کم میشود.
به طور کلی بعید است با این تحول اجتماعی، نهایتاً زنان شادتر از زنان یک نسل قبلتر از خود شوند؛ حداقل نه به اندازهای که گفتمان آزادی جنسی وعده میدهد. بعضی زنان از بسیاری از محدودیتهای سنتی خلاص میشوند و این برایشان بهتر است. اما با این روند، آزادی جنسی میتواند تبدیل شود به بازاری که در آن مردان بدون تعهد دسترسی جنسی میگیرند و زنان باید برای حفظ توجه، زیبایی، جوانی، دردسترس بودن و اصطلاحاً “cool بودن” رقابت کنند. در چنین وضعی، خیلی از زنان در این بازی احساس قدرت نمیکنند، بلکه احساس مصرفشدن، مقایسهشدن، تعویضپذیر بودن، و نهایتاً بیامنیتی میکنند. در کنار این مسئله، مصرف گسترده پورن نیز میتواند انتظارات جنسی و عاطفی را تغییر دهد و در برخی پژوهشها با کاهش رضایت جنسی یا رابطهای همراه دانسته شده است [4].
بنابراین باید بین دو چیز فرق اساسی گذاشت: آزادی پوشش و جنسیسازی پوشش. آزادی پوشش یعنی زن یا مرد مجبور نباشد طبق دستور حکومت، خانواده یا، چه میدانم، قبیله لباس بپوشد. این تا حدی خوب است. اما جنسیسازی پوشش یعنی ارزش اجتماعی آدم، مخصوصاً زن، بیش از حد به نمایش بدن، جذابیت جنسی، و تحریک نگاه دیگران گره بخورد. این دیگر لزوماً رهایی نیست. شاید بتوان گفت که حتی شکل جدیدی از اسارت است؛ اسارت در جلب توجه، اسارت در ویترینی که همیشه باید بهترین نسخه ممکن را ارائه دهد.
این حجم از فشار و رقابت شاید در مورد بازار آزاد تجارت، در برخی موارد، منجر به رشد و پیشرفت شود؛ ولی وقتی خود انسان به عنوان کالا در این بازار قرار میگیرد، هزینههای روحی و روانی سرسامآوری خواهد داشت [5] . برای آزادی، ناچار به پذیرش بخشی از ناهمگونی در سیستم هستیم، چون جامعه با دستور برنمیگردد. این موجی هم که آمده چندین عامل دارد: از اینترنت گرفته تا مهاجرت، سریالها، پورن، اینستاگرام، بحران اقتصادی، بیاعتمادی به نهادهای سنتی، و خشم از اجبار مذهبی، همه با هم قاطی شدهاند. خیلیها هم چون از اجبار زده شدهاند، هر چیزی را که ضد اجبار باشد فوراً «رهایی» میبینند، حتی اگر خودش بعداً زخم بسازد اما نباید و لازم نیست از جنسیشدن جامعه خوشمان بیاید، فقط چون دلایل آن برای ما قابل درک است، یا چون نویز و اعوجاج را در یک سیستم دینامیکی مثل جامعه میپذیریم. قطعاً در هر جامعه و هر زمانی، بددهنی، بیتعهدی، رابطههای بیچهارچوب، یا مصرفی شدن بدن انسان، پدیدههایی قابل دفاع نیستند.
[1] Stevenson, B., & Wolfers, J. (2009). The paradox of declining female happiness. American Economic Journal: Economic Policy, 1(2), 190-225.
[2] Smith, J. (2023). Re-Examining the Link Between Premarital Sex and Divorce. Archives of Sexual Behavior.
[3] Stanley, S. M., & Rhoades, G. K. (2023). What’s the Plan? Cohabitation, Engagement, and Divorce. Institute for Family Studies.
[4] Jiotsa, B., et al. (2021). Social Media Use and Body Image Disorders: Association between Frequency of Comparing One’s Own Physical Appearance to That of People Being Followed on Social Media and Body Dissatisfaction. International Journal of Environmental Research and Public Health.
[5] Hatch, S. G., et al. (2023). Web-Based Relationship Education and Pornography Consumption: Effects on Sexual and Relationship Satisfaction. Journal of Couple & Relationship Therapy / related open-access review literature.