ویرگول
ورودثبت نام
kimia mousavikalager
kimia mousavikalager۲۶ ساله، در حال کشف اینکه کی‌ام… یا شاید در حال ساختنش.
kimia mousavikalager
kimia mousavikalager
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

بین خواستن و عمل نکردن

۲۶ سالمه و راستش دلم می‌خواست خیلی چیزها رو بنویسم… اما نمی‌نویسم. نه اینکه حرفی نباشه، اتفاقاً هست، زیاد هم هست. فقط یه ترسی هست… ترس از اینکه مثل همیشه، همه‌چی فقط توی ذهنم بمونه و هیچ‌وقت بهش عمل نکنم.

من از اون آدم‌هام که بارها به خودش قول داده و بارها هم زیرش زده. عجیب اینجاست که هنوز از این بدقولی‌ها خسته نشدم. هنوز یه جایی ته دلم امید هست. هنوز هم برای چیزهایی که می‌خوام، تلاش می‌کنم… یا حداقل فکر می‌کنم که می‌خوام تلاش کنم.

گاهی حس می‌کنم خیلی از چیزهایی که الان هست، تقصیر خودمه.
تقصیر جایی که ایستادم، تقصیر ناامیدی‌هام…
و بدترش اینه که یه صدای منطقی هم توی ذهنم هست که همینو تأیید می‌کنه.

اما چیزی که بیشتر از همه ذهنمو درگیر می‌کنه اینه:
اگه می‌دونم، اگه می‌فهمم… پس چرا عمل نمی‌کنم؟
چرا هیچ‌چیز تغییر نمی‌کنه؟

مسیر برام مبهم نیست. حتی خیلی وقت‌ها واضح هم هست.
ولی خودم… انگار مبهمم.
یه‌جوری که انگار گم شدم، یا شاید یه جایی از زندگیم جا موندم.

راستش رو بخوام بگم، هنوز یه بخش بزرگی از من توی هجده‌سالگی مونده.
با اینکه ۲۶ سالمه، اما انگار از یه جایی به بعد، رشد نکردم.

با این حال، هنوز برای خودم هدف دارم.
خیلی زیاد نیستن، شاید فقط دو تا…
اما برای من مهمن. واقعی‌ان.

و شاید تمام چیزی که الان می‌تونم بگم اینه که
من هنوز کامل گم نشدم…
اما هنوز هم کاملاً خودمو پیدا نکردم.

یه جایی بین خواستن و عمل نکردن،
بین امید داشتن و دوباره عقب کشیدن،
ایستادم… و هنوز نمی‌دونم این بار قراره فرق کنه یا نه.

امیدبینتلاش
۱۶
۱
kimia mousavikalager
kimia mousavikalager
۲۶ ساله، در حال کشف اینکه کی‌ام… یا شاید در حال ساختنش.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید