
زبان، وسیلهای برای رساندن معنیها است. زبانهای ما انسانها، معنیها را با روشهای گفتاری و شنیداری، نوشتاری و خوانداری، بدنی (مانند زبان بدن و زبان اشاره) و دیداری میرسانند.
میگویند «انسان هنگامی اهمیت یک چیز را میفهمد که آن چیز را از دست بدهد». اکنون تصور کنید انسانها، زبانها را از دست بدهند! این تغییر چه واکنشی دارد؟ چه چیزهایی را از دست میدهیم؟
توانایی گفتوگو، توانایی خواندن کتابها، توانایی نوشتن و خواندن این پست، اصلاً توانایی استفاده از فناوریهای دیجیتال مانند اینترنت، و حتی توانایی فکرکردن!؟ درباره مورد آخر مطمئن نیستم، اما من از زبان در بخش خودآگاه مغزم استفاده میکنم و بدون زبان دچار یک کمبود بزرگ خواهم شد!
استفاده از زبان، هزینه دارد؛ هزینهاش مصرف زمان و انرژی است. اگر برای رساندن یک معنی، از یک واژه استفاده کنید، زمان و انرژی کمتری استفاده کردید در مقایسه با اینکه همان معنی را با یک عبارت چندواژهای برسانید. برای نمونه، در زبان فارسی بهجای عبارت «آخرین سالی که گذشت» میتوانیم از واژه «پارسال» استفاده کنیم. بهترین زبان در زمینه استفاده، زبانی است که با کمترین هزینه، بیشترین معنی درست را برساند. استفاده از زبان یک پیشنیاز دارد و آن، یادگیری زبان است.
یادگیری زبان نیز، هزینه دارد. مقدار دشواری و هزینه یادگیری زبان دوم، به زبان نخست (زبان مادری) هر شخص وابسته است. برای نمونه، یادگیری زبان عربی برای یک فارسیزبان عادی، بسیار سادهتر از یادگیری عربی برای یک انگلیسیزبان عادی است.
اما بهطور میانگین، یادگیری زبانی سادهتر است که در آن، واژههایی که معنی همانند دارند، همانندیهای دیگری نیز داشته باشند؛ یا بهعبارت دیگر، استثناهای کمتری داشتهباشند. برای نمونه، دو واژه «کنش» و «واکنش» که معنی همانند دارند، نوشتار و گفتار همانند نیز دارند. در نمونهای دیگر، دو واژه «شیر» که یک حیوان وحشی است و «شیر» که یک نوشیدنی مفید است، معنی ناهمانند دارند، اما در نوشتار و گفتار برابر هستند.
مواردی مانند نمونه نخست خوب هستند و مواردی مانند نمونه دوم بد هستند؛ زیرا افزون بر این که یادگیری زبان را دشوارتر میکنند، در استفاده از آن نیز میتوانند ابهامافزایی کنند و معنیهای نادرست را برسانند.
بنابراین بهترین زبان، زبانی است که یادگیری و استفاده از آن، کمهزینهتر از زبانهای دیگر باشد.
زبان فارسی، زبان نخست بسیاری از ما ایرانیان و زبان رسمی کشورمان است. نمیتوانم قاطعانه بگویم این زبان، بهترین زبان است؛ ولی میتوانم قاطعانه بگویم که فاصلهاش تا بهترین زبان، کمتر از فاصلهاش تا بدترین زبان است. این فاصلهها تغییرپذیر هستند؛ آنها تابع روش استفاده ما از زبان هستند.
در نوشتارهای بعدی، به آشنایی با تعدادی از مفاهیم زبان فارسی خواهیم پرداخت و سپس روشهایی برای کاهش فاصله زبان فارسی تا بهترین زبان را بررسی خواهیم کرد.