داستانی به نام جوگیری - روایت این روزهای اسنپ

خیلی زیاد در موردش شنیدیم که میگن ما ایرانی ها خیلی جوگیریم یهو همه چیز رو از یاد میبریم و سریع واکنش نشون میدیم در حالی که چند روز دیگه دوباره به همون روزهای عادی برمیگردیم و چند بروز بعد از همون خواننده ای که بلاکش کردیم و زیر پست اش فوش دادیم آهنگ اش رو پلی میکنیم، یا همون بازیگری که سوژه شد و حسابی بهش بد و بیراه گفتیم با اشتیاق میریم فیلم جدید اش رو تو سینما میبینیم. همیشه جوگیر بودیم و با احساسات و بدون هیچ فکری تصمیم هایی رو گرفتیم که تاثیر گرفته از جو خاصی بود و کلا عاشق تحریم هستیم یه روز سایپا رو تحریم میکنیم یه روز دیگه اسنپ رو!! اما واقعا چرا!!! یکم واقعی تر فکر کنیم اسنپی که 7 میلیون کاربر داره و همین قشر توییتر فارسی که 30 هزار نفر هستندبا فرض این که همه اسنپ رو پاک کنن واقعا چیزی از اسنپ کم نمیشه اینجا میخواهم یه تکیه از توییت نیما شفیع زاده رو بزارم که باهام هم نظر بود که منبع این آمار هم هستش.


اما داستان از چه قرار بود؟

چند وقت پیش یک خانومی اسنپ میگیره و از قضا حجاب ایشون کامل نبوده و راننده به خانم تذکر میده که حجاب اش رو رعایت کنه (که واقعا به ایشون ربطی هم نداشته) اما خانم میگه نه شما به حجاب من چیکار دارید، راننده بهش برمیخوره و خانم را تو بزرگراه پیاده میکنه!! البته کار خیلی زشتی کرده و این خانم هم تو توییتر این داستان رو توییت میزنه.

این توییت حسابی پخش میشه و همه میان از اسنپ این چه وضعشه امنیت ندارند خانم ها دیگه نمیتونن به راحتی از اسنپ استفاده کنند و خب الان اسنپ وارد یه بحران خیلی جزئی میشه (به قوانین جمهوری اسلامی احترام بگذارد یا به حقوق کاربرهاش بابت رفتاری بدی که انجام شده)

خیلی راحت اسنپ میتونست یه توییت ساده بزنه که این بررسی میشه و تمام ته تهش داخلی حل میشه.

اما یکهو اسنپ یه بیانیه میده که اصلا نیازی نبوده همچین بیانیه ای رو صادر کنه که اونم به شرح تصویر زیر بود:

تو این شرایط اسنپ وارد یک بحران جدی میشه و با جمله "رعایت قوانین شرکت از راننده قدردانی میشود" دیگه شرایط برای اسنپ خیلی بدتر شد و این نکته رو هم بگم که برای این که جلوگیری از کسب و کار نشه اسنپ این بیانیه رو داده اما آخه چرا یعنی خودشون با خوندن این بیانیه عصبانی نمیشدند؟ این جوری روابط عمومی که تو 12 ماه سال داره حقوق میگیره و کار زیاد مهمی در اکثر اوغات نداره و به شدت در مدیریت بحران نیاز میشه میاد یه بیانیه ای میده که حسابی یک کسب و کار تو بحران جدی قرار میگیره.


بگذریم اما تازه بحران اسنپ وارد فاز جدیدی شد که خانومی که توییت زده بود که با من این رفتار رو داشتند یک توییتی زد که همه تعجب کردند و این توییت این خانم هست.


همانطور که میبینید این خانم یکهو یه توییتی میزنه که انگار با اسلحه رفتند جلو این خانم و گفتند بنویس این چیزی که رو کاغذ هست رو بنویس!!! اما باز اگه این خانم این توییت رو فقط میزد میشد یه کاریش کرد اما باز وضعیت بحرانی تر شد.

این بار اسنپ اومد توییت این خانوم رو ریتوییت کرد و گفت اش ببینید این خانم از کرده خودش پشیمونه!! و با این ریتوییت من نمیدونم روابط عمومی میدونستند بدتر میشه وضعیت!! یا رفته بودند مسافرت تیم فنی داشت کارهای روابط عمومی رو انجام میداد!! که توییت اسنپ هم این پایین هست:

و با توییت اسنپ کاربرها حسابی خشمگین شدند و وارد فاز بحران جدی پاک کردن اسنپ از تلفن هاشون شدند که با هشتگ #تحریم_اسنپ شروع به توییت کردن اسکرین شات از پاک کردن اپلیکیشن بودند.

البته من با توییت اول خیلی موافقم :)
البته من با توییت اول خیلی موافقم :)


و این موج کم کم وارد اینستاگرام شد و بعضی ها استوری گذاشتن که تحریم کنیم و حتی مسیح علی نژاد هم در مورد تحریم اسنپ گذاشت.


در آخر میخواهم نتیجه گیری کنم با وضعیتی که در اول اتفاق افتاد میتونست اسنپ یه معذرت خواهی ساده بکنه و با راننده هم یک جور دیگه رفتار کنه اما با بیانیه ای که کاربران رو ناراحت کرد و بعدش توییت نا امن اتفاق افتاد و کاربران حس کردند اطلاعات آن ها داره به دست ارگان های دولتی افتاده طوری که وضعیت هی بد و بدتر میشد و به نظرم این اتفاق مقصر اصلی روابط عمومی اسنپ بوده و این که به قول معروف ما ایرانیا هنوز مدیریت بحران بلد نیستیم و دوست داریم شرایط رو بدتر کنیم نظر شما چیه؟ برام کامنت بزارید.