مروری بر شخصیت پسر اینترنت (Aeron Swartz)

سلام به همه دوستان عزیز امیدوارم خوب باشید، امروز میخواهم براتون از شخصیت Aeron Swatz (ارون سوارتز) پسری که لقب پسر اینترنت رو بهش دادند. اما واقعا ارون کی بود؟

ارون که از سه سالگی خوندن رو یاد گرفته بود و از همون دوران کودکی علاقه بسیار زیادی کتاب خوندن داشت و زمانی هم که به مدرسه رفت قشنگ یه چند سالی از سن اش جلوتر بود از همون کودگی با کامپیوتر آشنا شده بود و کم کم برنامه نویسی هم یاد گرفته بود 13 سالش بود یک دایره المعارف درست میکنه دقیقا در سال 1999 چند سال قبل از این که ویکی پدیا ساخته بشه!! اما چون سن اش هم کم بوده زیاد جدی اش نگرفتند و بعدش دستگاه ATM درست میکنه!!! ارون واقعا فلسفه اینترنت رو درک کرده بود و واقعا میدونست آینده اینترنت به کدوم سمت پیش میره در مورد استاندارد ها و مساله ها همیشه نظریه میداده و جالب تر این که وقت ارون 14 سالش بوده تو پروژه RSS که خیلی هامون باهاش خاطره داریم همکاری داشته و قسمت های اصلی این پروژه رو به عهده ارون بوده و خیلی جدی قسمت های زیادی اش رو توسعه میده و با افراد بزرگی چون ریچارد استالمن در موضوع آزادی نرم افزار و کلا حقوق کپی رایت هم همکاری داشته.

ارون سمت چپ کنار ریچار استالمن
ارون سمت چپ کنار ریچار استالمن

و تو حل بعضی از مشکلات هم همیشه همکاری داشته این نکته رو هم بگم ارون چون از سنش خیلی بیشتر میدونسته برای همین با مدرسه زیاد میانه خوبی نداشت و حتی یک سایت هم با موضوع براندازی نظام آموزشی راه اندازی کرد.


کمی بریم جلوتر

ارون تو سن 18 سالگی بوده که وب سایت infogami رو راه اندازی میکنه که با استیو هافمن و الکس اوهانیان که اون موقع Reddit رو راه اندازی کرده بودند در بین 2005 تا 2006 ادغام میشوند و همه به یک سهم دریافت میکنند. که در سال 2006 شرکت وایرد میاد Reddit یک جا میخره به ارزش چند میلیون دلار ولی ارن قصه ما هنوز 20 سالش هم نشده بود و میلیونر شده بود!!

اما گفتیم از میلیونر شدن کلا ارون شخصیت جالبی داشته همیشه یه تیشرت و شلوار جین تنش میکرد و حتی تو یه آپارتمان کوچیک زندگی میکرد درگیر ظاهر نمایی نبود و شخص جالبی داشت مثلا خیلی چیزها رو با هیاهو شروع میکرد اما آخرش رو رها میکرد میرفت یا رانندگی بلد نبود از ظرف شستن خوشش نمیومد، و اصلا اهل میوه خوردن هم نبود

ارون که اون موقع مدیر عامل Reddit بوده یکم سر به هوا میشه و بیخیال میشه برای همین از شرکت اخراج میشه و اون روز یه پستی تو وبلاگ اش مینویسه که در مورد خودکشی و این جور چیزها صحبت میکنه که کلا خودش رو تو نوشتن خالی کرده بود.

کم کم ارون تصمیم میگیره به تحصیل ادامه بده و میره دانشگاه MIT و بعد از مدتی از دانشگاه خوشش نمیاد و رشته اش رو عوض میکنه و وارد حقوق میشه کلا ارون آدم منطقی و علاقه زیادی به فلسفه و حقوق داشته و تصمیم میگیره حقوق بخونه.

توی دانشگاه ارون از یه چیزی میرنجید و این چیزی نبود جز انحصار طلبی مقالات و فروختن آن ها و از این که کلی پول به عنوان مالیات از مردم گرفته میشد و با اون پول ها هزینه های تحقیقاتی و دانشگاهی انجام داده میشد اما توسط شرکت دیگه ای سالانه میلیون ها دلار از این مقالات به فروش میرسید و ارون رو به شدت درگیر کرده بود و چون شخصیتی آزادی طلب بود و کلا اعتقاد داشت با وجود اینترنت اصلا کپی رایتی وجود نداره و همه باید دسترسی آزاد به اطلاعات داشته باشند.

ارون تو دانشگاه متوجه باگ سرورهای دانشگاهی میشه یه برنامه ریزی میکنه و سرور رو هک میکنه و تمام 2 میلیون مقاله رو دانلود میکنه و روی هارد اش ذخیره اما چون تحت نظر بوده و بهش شک کرده بودند دستگیر میشه خلاصه یه چند سالی درگیر بوده و این حرف ها و حتی شرکته هم زیاد به ارون فشار نمیاره اما دولت آمریکا برای این که ارون رو نمادی کنه که بقیه بترسند و همچین حرکتی نزنند براش پرونده سازی میکنند و سعی میکنند که بندازنش زندان و حکمی براش مینویسن به مدت 7 سال زندان و 1 میلیون دلار جریمه تعریف میکنند.

تصویری از آرون که در حال هک کردن سرور های دانشگاه بوده
تصویری از آرون که در حال هک کردن سرور های دانشگاه بوده

اما ارون نه به پول فکر میکرده و نه دزدی بلکه به دنبال حق همه ی مردم بوده و میخواسته اون مقالاتی که همه نیاز به یادگیری اش رو دارند رو به دست بیاره و در اختیار همه قرار بده و نه دنبال پولی بوده و نه چیزی و حتی یک کمپین طراحی میکنه که سانسور اینترنت رو حذف کنه لایحه ای به اسم SOPA/PIPA با فشار مردم حذف میکنه و حتی تو زمان کمپین ارون شرکت هایی مثل ویکی پدیا، فایرفاکس، ردیت و خیلی از شرکت های بزرگ باهاش همکاری میکنند تا بگن که از سانسور اینترنت مخالف هستند و آخر هم موفق میشند و این لایحه برای همیشه حذف میشه.

تصویری از ارون سوارتز که در حال سخنرانی برای مردم بوده که از حق آزادی اطلاعات دفاع میکردند
تصویری از ارون سوارتز که در حال سخنرانی برای مردم بوده که از حق آزادی اطلاعات دفاع میکردند

تا این که این اواخر فشار زیادی از دولت آمریکا به ارون میاد و حکم قطعی رفتن به زندان اش هم صادر میشه یک روز ارون وقتی صبح به دوست دخترش که همکارش هم بود میگه تو برو آفیس من هم میام تو آپارتمان خودش رو حلق آویز میکنه و به زندگی اش پایان میده.

بعد از مرگ آرون سوارتز تمام مردم مرگش رو تقصیر دولت آمریکا میدونند و حتی آرون رو عنوان نمادی از آزادی خواه اینترنت در اعتراضاتشون نمایش میدهند و در روز مرگ آرون هکرها هم به احترام آرون چندین سایت قضایی رو هک میکنن و پیام تسلیت خودشون رو سایت ها میذارند و بعضی از دوست داران دیگه آرون هم تمام مقالاات هک شده رو دانلود میکنن و به صورت رایگان تو یه سایت میذارند و ترافیک سایت MIT رو برای چند ساعتی به وب سایت خودشون منتقل میکنند.


برای اطلاعات بیشتر من دو تا منبع خوب بهتون معرفی میکنم یکی اش پادکست چنل بی که در مورد ارون سوارتز پادکست 144 دقیقه ای تولید کردند که آقای علی بندری خیلی خوب تو پادکست اش توضیح داده


و دومی هم مستند خوب The Internets own Boy که مستند خیلی خوب در مورد ارون سوارتز ساخته شده.