ویرگول
ورودثبت نام
محمد زمانی
محمد زمانیCommunity Manager at Blue-White Coworking Space / خود او، اوییِ او، بی الف و واو؛ و الف و واو را در اوییِ او مجال نه.
محمد زمانی
محمد زمانی
خواندن ۲ دقیقه·۶ ماه پیش

به چه می‌ارزد آدمی؟

۵ شب یا ۶ شب شده که نه خوب خوابیدیم، نه بدون استرس باهم حرف زدیم نه راحت همو نگاه کردیم. اما خوب نگرانِ هم بودیم و هستیم. نگران ایران.

واقعا حوصله سانتی‌مانتال بازی و شعر گفتن و اینا رو هم ندارم. باید قبول کنیم که شرایط خاصه، اونا قبول ندارند جنگیه ولی ما که میدونیم جنگه.

از عصر که دسترسی اینترنتمون به فاعاک رفته(هر اسمی روش باشه) به این فکر میکنم که چقدر تنهاییم، انگار که واقعا برای این تنهایی ما سال‌ها تلاش شده که به این نقطه برسه. اون احمق صداوسیما رو میزنه و اینطرفم خودمون میبندیم. حتی حوصله این حرفای تکراری رو هم ندارم(قبلا هم همین بود اون ip ایران رو میبست، اینم فیلتر میکرد)

فکر میکنم ما همه‌ی این اتفاقات رو تجربه کردیم الان فقط همش باهم با سرعت زیاد داره رو سرمون خراب میشه.

فکر کنم اکثرمون یه گروه خانوادگی داریم که هیچوقت خدا هم هیچ فعالیتی نداریم توش. امروز ظهر اتفاقی رفتم تو اون گروه و دیدم یه عده از گروه لفت دادند! یکم بالاتر رفتم پیاما رو دیدم، و شت! واقعا عجیب بود، این فامیل ما همیشه تو سر مغز خودشون میزدند و بحث میکردند اما الان صرفا چون از پیامای یه نفر که هم عقیده باهاشون نبوده خوششون نیومده، بدون هیچ حرف و واکنشی لفت دادند رفتند.

این روزا رفتار خودمو زیر نظر داشتم و واقعا ناراحت خودم بودم. بی دلیل عصبانی میشم. داد میزنم. قهر میکنم، بحث میکنم. ول میکنم میرم. بعدش تند تند از همه عذرخواهی میکنم. حرفای نژادپرستانه میزنم و لذت میبرم. فکرای آدما رو مسخره میکنم. بعد با مغز پوکیده میشینم سیگار میکشم و بازم فحش میدم.

مث خیلی از شما گوشیمو ۴بار در روز شارژ میکنم که از اسکرول کردن اخبار عقب نمونم. بعدشم خودمو با یه بازی مسخره سرگرم میکنم.

امشب به شوخی تو بغل زهرا از نبودنمون حرف زدیم و اینکه با چه نشونه‌ای حضورمونو به هم بگیم.

الان که چندساعتیه دیگه اخبارو ندیدم، یادم افتاد میتونم بیام اینجا و بنویسم و مغزمو خالی کنم.

خواستم بگم نترسید حرف بزنید، دعوا کنید، فحش بدید، عصبانی بشید، خوشحال بشید، هم دیگه رو بغل کنید، خواستید همینجا کامنت کنید اصن :)

الان که دوباره میخونم چی دارم مینویسم خندم میگیره ولی خب همینجا بمونه که به یاد بیاریم.

یه چیز دیگه من دارم خودمو واسه هر سناریوی ممکنی آماده میکنم. چه باشم چه نباشم، چه باشن چه نباشن و دَه تا چه‌ی دیگه :)

شاید این یکی دو روزه بازم بیام بنویسم، نه اینقدر احساسیو چرت و بیشتر منطقی

مراقب خودتون باشید، اگه دوست داشتید مراقب ایران هم باشید.

ایرانبحثگفتگوجنگ
۴۲
۱۷
محمد زمانی
محمد زمانی
Community Manager at Blue-White Coworking Space / خود او، اوییِ او، بی الف و واو؛ و الف و واو را در اوییِ او مجال نه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید