الان که دارم این پست رو مینویسم شنبست
۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
راستش از بعد از کنکور یذره همه چیز قمر در عقرب شده
nonsense
و میدونم دلیلش چیه!
یادمه بعد از کنکور تیر بود که گروهی رو به اسم موج/moj با یکی از دوستام راه انداختم
این گروه درواقع تشکیل شده از چند کانال تلگرامی بود که به کانال مادر یعنی موج وصل میشد
با کانالای مختلفی از بچههای خودمون صحبت کردیم و اصطلاحا قرارداد بستیم ولی خب نه به شدت رسمی بودن قرار داد
صرفا یه عهد دو نفره
و اون این بود:
ما کار تبلیغات و رشد کانال شما رو انجام میدیم اما در عوضش شما باید زیرمجموعه تیم موج قرار بگیرید
و درصورتی که زیرمجموعه موج باشید، هر از گاهی تبادلاتی رو در کانالهاتون انجام میدیم
یعنی کانال های زیر مجموعه موج رو توی خودشون تبلیغ میکنیم
برای اینکه درست متوجه بشید یه مثال میزنم:
موج شامل کانال های A و B هستش
هنگام تبادلات که ساعت معینی هم داره، تبلیغ مربوط به کانال A در کانال B و تبلیغ مربوط به کانال B هم در کانال A قرار داده میشه
حالا شما فرض کنید که همین سیستم برای چند کانال پیاده بشه
مثلا حدود ۱۰ کانال
اهان یه چیز رو هم اضافه بکنم؛
من رشتم تجربی بود اما خب پیش از انتخاب رشته در علم برنامه نویسی غوطهور بودم و با زبانهای متعددی کار کرده بودم و سر همین هم بهشون یه offer خیلی خوب هم دادیم که آقا جان جهنم و ضرر، ما حتی یک عدد bot چت ناشناس هم براتون میسازیم و در اختیارتون قرار میدیم به صورت اختصاصی
حالا؛
داستانی که وجود داشت این بود؛ هربار در ابتدای تبلیغات، کانال شخصی من به عنوان اولین کانال و بدون اینکه در خود کانال من تبلیغی گذاشته بشه قرار میگرفت
درواقع کانال من به اسم اسپانسر قرار میگرفت
تا یه مدت اونو بردیم جلو
بعدش کانال پادکستمو راه انداختم و در حیطه نوروساینس ۳ تا پادکست دادم بیرون و خداروشکر مورد رضایت مردم هم بودش و بازخوردهای خیلی خوبی گرفت
علاوه بر اینها یکی از رفیقام هم درخواست تدریس کرد که درواقع همسایهمون هم بود
خلاصه خیلی روزها میرفتیم با هم درس کار میکردیم و خداروشکر بازدهیش هم خیلی خیلی خوب بود، در حدی که با اولین تدریس یه صفر اومد سمت راست درصد اولش که ۵ بود
یعنی ۱۰ برابر شد درصدش تو درس فیزیک
بهمم پیشنهاد تدریس تو مدرسشون و اینا هم داد اما خب کار وقت گیریه و ترجیح میدم اسمی از خودم توی کنکور نذارم؛ چه تدریس چه مشاوره؛ چون لجنزار خاصیه برا خودش
ریا نباشه من خودم فیزیک کنکورمو ۹۴ زدم
بگذریم
تا اینکه رسیدیم به دوران اعلام نتایج کنکور و بدن من به صورت ناخودآگاه یه حالت تدافعی به خودش گرفت و عملا دست از هر کاری کشید
اینم بگم که من رتبم رتبه بدی نبودش (۱۳۷) ولی خب اون سال ظرفیت ها یذره تغییر کرده بود و طبق پیشبینی که داشتم، قبولی ها قرار بود بدتر از پارسال باشه که همین هم شد!
مثلا سال ۱۴۰۳ رتبه حدود ۴۰۰ رفت پزشکی دانشگاه ایران
اما امسال یکی از دوستام با همون حدود رفتش پزشکی مشهد تازه اونم نیمسال دوم!
به هر حال
از کار و زندگی افتادیم
تا اینکه نتایج اعلام شد
اون لحظه راستش خیلی هیجان خاصی نداشتم مثل اکثر بچه ها
صرفا در لحظه ورود به سایت و فرآیند لودینگ استرس خاصی گرفتم
به هر حال
چیز خوبی در اومد و رفتیم دانشگاه
از اون موقع تا الان به طرز عجیبی بدنم عقب نشینی کرده
تایمم تلف شده با گوش دادن به اهنگ
فیلم دیدن
خیالبافی
گشتن تو social medias
و امثالهم
اینکه رفیقم که عملا تو اکثر کارها شریک هم بودیم هم الان درگیر یکسری کارهاست و نمیتونیم پروژه جدیدی رو شروع بکنیم هم بیتاثیر نیستش
انسان باید مستقل باشه
اما خب شما وقتی که میخوای یک پروژه اعم از استارتآپ یا هر چیز دیگری رو راه بندازی یه تیم میخوای
من همیشه اون آدم پشت پرده بودم و این رفیقم همیشه کسی که با جمعیت و مخاطب به صورت مستقیم در ارتباط بود
از اون زمان تا الان خیلی زندگیم بیخود شده
حرف از استقلال شد
مدام ذهنم درگیره اینه چجوری پول در بیارم و دستم تو جیب خودم باشه و کم کم داره مغزم گره میخوره که مناسب ترین راه رو پیدا کنم
شیوه درست مطالعه برای دروس دانشگاه رو هنوز پیدا نکردم و درواقع وقتی برای پیدا کردنش لحاظ نکردم
زندگیم ناسالم شده و بیبهره
نمیگم اصلا کار مثبت و خوبی نکردم و کاملا زندگیم چرت بوده ها
ولی خب میانگین وضع خوبی نداره
ولی مشکلی نیستش
چون طبیعیه
اثرات فشار کنکوره و بدنم داره سمزدایی میکنه
من ۱۶ ساعت مطالعه در روز هم اون دوران داشتم
اینو بیشتر برای خودم نوشتم که به خودم بگم که همیشه قرار نیست همه چیز خوب باشه و خودت رو دوست داشته باش
پن: دو تا تست فیزیکی که خودم دوران کنکورم طرح کرده بودم میذارم برا یادگاری


اهان راستی؛ یه تخته هم دارم که برای بچههای دوازدهم خیلی به درد بخوره:

و در آخر، یذره سختمه که نمیتونم ازتون کامنتی بگیرم ولی خب کاریش نمیشه کرد.