با توجه به سؤالات ارائه شده، پاسخهای جامع و تحلیلی به گونهای تنظیم شدهاند که بتوانند نمره کامل را کسب کنند. توجه کنید که این پاسخها بر اساس منابع معتبر تاریخی و با رویکرد تحلیلی ارائه شده اند.

---
۱. کاپیتولاسیون به چه معناست و در ایران چگونه و چند بار به اجرا درآمد و چگونه از بین رفت؟
معنا: کاپیتولاسیون (قضاوت کنسولی) به قراردادهایی گفته میشود که به موجب آن اتباع کشورهای خارجی در قلمرو کشور میزبان، تابع قوانین قضایی و کنسولی کشور خود بوده و از مصونیت قضایی برخوردار بودند. این امر نقض حاکمیت ملی و استقلال قضایی کشور میزبان محسوب میشد.
اجرا در ایران:
· دوره صفویه: اولین بار در عهد شاه طهماسب صفوی (۱۵۲۱ میلادی) به صورت محدود به اتباع عثمانی اعطا شد.
· دوره قاجار: با انعقاد عهدنامه ترکمانچای (۱۸۲۸) و پیمانهای دیگر، روسیه و سپس سایر قدرتهای استعماری مانند انگلیس و فرانسه این حق را به دست آوردند.
· دوره پهلوی: در سال ۱۳۴۳، لایحه کاپیتولاسیون به درخواست آمریکا و با تصویب مجلسین به اتباع آمریکایی اعطا شد که با مخالفت گسترده روحانیون، به ویژه امام خمینی(ره) مواجه شد.
حذف کاپیتولاسیون: پس از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۸ و با تصویب قانون لغو کاپیتولاسیون در مجلس شورای اسلامی، این امتیاز ناعادلانه به طور کامل ملغی شد.
---
۲. رویکرد گرایش به غرب به چه دلایلی و چگونه شکل گرفت؟
· شکستهای نظامی و سیاسی: عقبماندگی ایران در جنگ با روسیه و تحمیل قراردادهای نابرابر (مانند ترکمانچای و گلستان)، احساس نیاز به مدرنیزاسیون و تقلید از غرب را ایجاد کرد.
· اعزام دانشجو به خارج: از دوره عباس میرزا و سپس امیرکبیر، اعزام محصلان به اروپا موجب آشنایی نخبگان با اندیشههای غربی شد.
· تأثیر روشنفکران: روشنفکرانی مانند میرزا ملکمخان و طالبوف با انتشار آثار خود، مفاهیمی مانند قانون، پارلمان و مشروطیت را ترویج کردند.
· نفوذ اقتصادی و فرهنگی استعمار: حضور شرکتهای خارجی و فعالیت میسیونرهای مذهبی، بسترهای فرهنگی گرایش به غرب را فراهم کرد.
· ضعف حکومت قاجار: وابستگی شاهان قاجار به کمکهای مالی و نظامی خارجی، آنها را به سمت غرب سوق داد.
---
۳. گفتمانهای اساسی جنبش مشروطیت چه سرانجامی داشت؟ چرا؟
گفتمانهای اصلی مشروطیت عبارت بودند از:
· عدالتخانه و حکومت قانون
· محدود کردن استبداد شاه
· مبارزه با نفوذ خارجی
· ایجاد مجلس شورای ملی
سرانجام و دلایل ناکامی:
· انحراف مشروطیت: پس از پیروزی اولیه، اختلاف میان مشروعهخواهان (مانند شیخ فضلالله نوری) و غربگرایان (مانند تقیزاده) بالا گرفت. شعار "استبداد منور" جایگزین حکومت مردمی شد.
· نفوذ خارجی: روسیه و انگلیس با حمایت از گروههای وابسته و ایجاد تفرقه، مانع تحقق اهداف مشروطه شدند.
· کودتای محمدعلی شاه و استبداد صغیر: به کمک روسیه، مجلس به توپ بسته شد و مشروطهخواهان سرکوب شدند.
· ضعف رهبری و ساختارهای مدنی: نبود آگاهی سیاسی گسترده و ساختارهای اجرایی مستقل، باعث شد مشروطیت به یک تغییر ظاهری محدود شود.
---
۴. چه دولتهایی و در چه شرایطی قرارداد ۱۹۰۷ را منعقد کردند؟
· دولتهای طرف قرارداد: امپراتوری بریتانیا و امپراتوری روسیه تزاری.
· زمان انعقاد: ۱۹۰۷ میلادی (۱۲۸۶ شمسی).
· شرایط:
· رقابت شدید دو قدرت در ایران و آسیای مرکزی (بازی بزرگ).
· تضعیف ایران پس از مشروطیت و ضعف دولت مرکزی.
· افزایش نفوذ آلمان در منطقه که تهدیدی برای منافع هر دو قدرت بود.
· محتوا: ایران به سه منطقه تقسیم شد:
· منطقه نفوذ روسیه: شمال (تبریز، تهران، مشهد).
· منطقه نفوذ بریتانیا: جنوب و جنوب شرق (کرمان، بلوچستان، بنادر خلیج فارس).
· منطقه بیطرف: مرکز ایران (اصفهان، یزد، کرمانشاه).
این قرارداد بدون حضور نمایندگان ایران و در violation کامل حاکمیت ملی ایران منعقد شد.
---
۵. از مواضع و دیدگاههای شیخ فضلالله نوری معروف به شیخ شهید چه میدانید؟ علت برخورد با وی چه بود؟
مواضع و دیدگاهها:
· مشروطه مشروعه: او خواستار مشروطهای بود که با احکام شرع اسلام در تضاد نباشد و نظارت فقها بر قوانین مجلس اعمال شود.
· مخالفت با قانونگذاری سکولار: معتقد بود قوانین باید مبتنی بر شریعت باشد، نه تقلید صرف از قوانین غربی.
· مخالفت با نفوذ فرهنگی غرب: به شدت با نفوذ فرهنگ و اندیشههای غیردینی غربی در جامعه مخالف بود.
· هشدار نسبت به نفوذ بیگانگان: او مشروطهخواهان غربگرا (اقلیت مجلس) را عامل استعمار میدانست.
علت برخورد با وی:
· اتهام مخالفت با مشروطیت: توسط جریان غربگرا و تندروهای مشروطهخواه به مخالفت با اصل مشروطیت متهم شد.
· سیاست حذف رقبا: پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان، جریان غالب (به رهبری تقیزاده و یفرمخان ارمنی) به حذف فیزیکی مخالفان خود پرداخت.
· نفوذ خارجی: برخی تحلیلگران معتقدند اعدام او به تحریک یا با بیاعتنایی عوامل وابسته به انگلیس صورت گرفت تا صدای مخالف نفوذ استعمار خاموش شود.
· شیخ فضلالله نوری در مرداد ۱۲۸۸ به دار آویخته شد و به «شیخ شهید» معروف گردید.
---
۶. علل عدم موفقیت جنبشهای دینی و ملی را چگونه تحلیل و ارزیابی میکنید؟
علل کلی:
· تفرقه و اختلاف داخلی: شکاف بین نیروهای مذهبی و ملیگرای سکولار.
· نفوذ و دخالت قدرتهای خارجی (روس و انگلیس) که از ایجاد یک جنبش مستقل و قدرتمند جلوگیری میکردند.
· ضعف رهبری منسجم و برنامهریزی بلندمدت.
· وابستگی اقتصادی و نظامی به بیگانگان.
· عدم آگاهی عمومی گسترده و پایگاه مردمی محدود برای برخی جنبشها.
· سرکوب شدید توسط حکومت مرکزی یا نیروهای اشغالگر.
---
۷. مواضع انگلیس و روسیه در قبال جنبش مشروطیت و رویدادهای پس از آن چه بود؟
· روسیه تزاری: حامی اصلی استبداد و مخالف سرسخت مشروطیت بود. به محمدعلی شاه در بهتوپبستن مجلس کمک کرد و در استبداد صغیر از او حمایت نمود. روسیه مشروطهخواهان را تهدیدی برای نفوذ خود در شمال ایران میدانست.
· بریتانیا: در ابتدا از مشروطیت حمایت ظاهری میکرد، زیرا آن را راهی برای تضعیف رقیب (روسیه) و نفوذ در ایران میدید. اما پس از انعقاد قرارداد ۱۹۰۷، به تقسیم ایران رضایت داد و در عمل مانع تحقق یک مشروطیت واقعی و مستقل شد. در مجموع، منافع استعماری هر دو کشور بر هر اصل دیگری اولویت داشت.
---
۸. آثار و پیامدهای انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه در ایران چه بود؟
· خروج نیروهای روسیه تزاری از شمال ایران در جریان جنگ جهانی اول.
· ابطال قراردادهای استعماری تزاری (مانند قرارداد ۱۹۰۷) توسط دولت بلشویکی (در ظاهر).
· امضای قرارداد ۱۹۲۱ دوستی بین ایران و شوروی: اگرچه این قرارداد برخی امتیازات گذشته را لغو کرد، اما ماده ۶ آن حق ورود نیروهای شوروی به ایران در صورت احساس خطر را برای شوروی محفوظ میداشت.
· تأسیس حزب کمونیست ایران (حزب عدالت) و تقویت جنبشهای چپ.
· ترس بریتانیا از نفوذ بلشویسم: این ترس یکی از دلایل اصلی کودتای ۱۲۹۹ و روی کار آوردن رضاخان برای ایجاد یک حکومت مقتدر ضدکمونیست بود.
---
۹. آثار و پیامدهای فروپاشی امپراتوری عثمانی در خاورمیانه و ایران چه بود؟
· تقسیم خاورمیانه توسط قدرتهای استعماری (بریتانیا و فرانسه) بر اساس توافقنامه سایکس-پیکو و ایجاد کشورهای دستنشانده با مرزهای مصنوعی.
· از بین رفتن آخرین خلافت اسلامی و ایجاد خلأ قدرت در جهان اسلام.
· افزایش نفوذ استعماری بریتانیا در منطقه، به ویژه در همسایگی ایران.
· ایجاد کشور ترکیه مدرن و سکولار به رهبری آتاتورک که الگویی برای روشنفکران و حکومتگران سکولار در ایران (مانند رضاشاه) شد.
· شکلگیری نهضتهای اسلامگرا در واکنش به فروپاشی خلافت و سلطه غرب.
---
۱۰. زمینهها، چگونگی و عوامل مؤثر در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ چه بود؟
زمینهها:
· هرج و مرج و ضعف دولت مرکزی پس از جنگ جهانی اول.
· نگرانی بریتانیا از نفوذ بلشویسم در ایران و احتمال از دست دادن منافع خود.
· وجود نیروی نظامی منسجم (قزاق) تحت فرماندهی افسران روسی و سپس ایرانی.
چگونگی:
با طراحی و حمایت مالی و اطلاعاتی بریتانیا(به ویژه توسط ژنرال آیرونساید و سفارت بریتانیا)، رضاخان میرپنج (فرمانده بریگاد قزاق) به همراه سیدضیاءالدین طباطبایی (روزنامهنگار وابسته به انگلیس) در سوم اسفند ۱۲۹۹ تهران را تصرف کردند.
عوامل مؤثر:
· نقش مستقیم بریتانیا در برنامهریزی و اجرای کودتا.
· ضعف احمدشاه قاجار و بیثباتی کابینهها.
· نارضایتی عمومی از وضعیت آشفتۀ کشور.
· نیروی نظامی قزاق به عنوان ابزار اجرایی کودتا.
---
۱۱. جنبههای داخلی و منطقهای اهداف امپراتوری بریتانیا در ایران به ویژه در دوران پهلوی چه بود؟ علل موفقیت و یا ناکامی استعمار انگلیس در رسیدن به این اهداف را تحلیل کنید.
اهداف بریتانیا:
· داخلی: حفظ سلطه بر منابع نفت ایران (شرکت نفت ایران و انگلیس)، ایجاد حکومتی مقتدر و مطیع برای تضمین امنیت سرمایهگذاریها، جلوگیری از نفوذ کمونیسم و جنبشهای ضداستعماری.
· منطقهای: استفاده از ایران به عنوان حائظ امنیتی برای دفاع از مستعمره اصلی خود (هندوستان)، کنترل خلیج فارس و تنگه هرمز.
علل موفقیت اولیه:
· ایجاد حکومت متمرکز و قدرتمند پهلوی (رضاشاه) که امنیت و منافع اقتصادی بریتانیا را تأمین میکرد.
· انعقاد قراردادهای استعماری مانند قرارداد ۱۹۳۳ نفتی.
· نفوذ گسترده در ارتش، دربار و بخشی از روشنفکران.
علل ناکامی نهایی:
· بیداری اسلامی و مقاومت مذهبی: رهبری امام خمینی(ره) و روحانیت، ایدئولوژی قدرتمندی در مقابل استعمار ارائه داد.
· ملیگرایی ایرانی: نهضت ملی شدن نفت به رهبری دکتر مصدق، اولین ضربه بزرگ به سلطه مستقیم بریتانیا بود.
· تغییر توازن قدرت جهانی: پس از جنگ جهانی دوم، نفوذ آمریکا در ایران افزایش یافت و جایگزین بریتانیا شد.
· انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ که به طور کامل ساختار وابسته به غرب و منافع استعماری را در ایران برچید.
---
۱۲. عملکرد سیدضیاءالدین طباطبایی به عنوان نمونهای از جریان بیمار روشنفکری وابسته را چگونه تحلیل میکنید؟ سرانجام چنین جریانی چه شد؟
تحلیل عملکرد:
سیدضیاء به عنوان عامل اصلی کودتای ۱۲۹۹ و نخستوزیر پس از آن،نماد روشنفکری وابسته به استعمار بود.
· وابستگی کامل: او آشکارا از حمایت و دستورات بریتانیا پیروی میکرد.
· ضدملیگرایی: اقدامات وی در خدمت تثبیت سلطه خارجی و سرکوب جنبشهای ملی بود.
· ضدیت با مذهب: گرایشهای سکولار افراطی و مخالفت با نهادهای مذهبی داشت.
· دیکتاتورمآبی: در مدت کوتاه نخستوزیری، به سرکوب و زندان مخالفان پرداخت.
سرانجام چنین جریانی:
· شکست کوتاهمدت: سیدضیاء پس از حدود ۱۰۰ روز با مخالفت عمومی و حتی رضاخان مواجه شد و از کشور فرار کرد.
· انزوا و بیهویتی: جریان روشنفکری وابسته، با وجود داشتن حمایت خارجی، به دلیل عدم پایگاه مردمی و ماهیت غیرملی، همواره در تاریخ ایران منفور و در نهایت شکستخورده بوده است.
· پایان تاریخی: انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، ضربه نهایی به این جریان وابسته وارد آورد و گفتمان استقلال و اسلامگرایی جایگزین آن شد.
---
۱۳. موقعیت و مواضع شهید مدرس، شهید شیخ فضلالله و آیتالله کاشانی را مقایسه و نتیجهگیری کنید.
ویژگی شهید شیخ فضلالله نوری شهید سیدحسن مدرس آیتالله سیدابوالقاسم کاشانی
دوره تاریخی مشروطه اولیه و استبداد صغیر اواخر قاجار و اوایل پهلوی دوره پهلوی و نهضت ملی نفت
موضع اصلی مشروطه مشروعه، مخالفت با نفوذ غرب مخالفت با استبداد رضاشاه، دفاع از اسلام و استقلال رهبری مذهبی نهضت ملی نفت، ضداستعمار
رویکرد به حکومت اصلاح مشروطیت با محوریت شرع مقاومت پارلمانی و افشاگری علیه دیکتاتوری همکاری با نیروهای ملی (مصدق) برای مقابله با استعمار
سرانجام اعدام توسط مشروطهخواهان تندرو تبعید و شهادت به دستور رضاشاه خانهنشینی پس از کودتای ۲۸ مرداد
نقاط اشتراک تماماً روحانی مبارز، ضداستبداد، ضداستعمار، پایبند به احکام اسلام، دارای بصیرت سیاسی و شهید یا مظلوم واقع شده توسط حکومتهای وابسته.
نتیجهگیری: این سه شخصیت، نماد مبارزه روحانیت شیعه در سه مقطع حساس (مشروطه، استبداد پهلوی اول، و مبارزه با استعمار در پهلوی دوم) هستند. آنها نشان میدهند که جریان اصیل اسلامی، همواره پیشگام در دفاع از استقلال، آزادی و حاکمیت ارزشهای دینی بوده است. مسیر مبارزه از شیخ فضلالله (هشدار نسبت به انحراف مشروطه) به مدرس (مقاومت در برابر دیکتاتوری نوین) و سپس به کاشانی (مبارزه با استعمار در شکلی جدید) میرسد و نهایتاً در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) به کمال میرسد.
---
۱۴. قرارداد نفتی ۱۳۱۲ (۱۹۳۳م) با قرارداد دارسی مقایسه و نتیجهگیری شود.
جنبه مقایسه قرارداد دارسی (۱۹۰۱) قرارداد ۱۹۳۳ (تمدید شده توسط رضاشاه)
مدت قرارداد ۶۰ سال ۶۰ سال دیگر از تاریخ جدید (یعنی تا ۱۹۹۳)
منطقه تحت عملیات تمام ایران به جز پنج استان شمالی کاهش یافته به ۱۰۰ هزار مایل مربع (اما هنوز بسیار وسیع)
حق امتیاز (رویالتی) ۱۶٪ از سود خالص ثابت شده بر اساس هر تن نفت، نه درصد سود. این به ضرر ایران بود.
حکمیت به نفع شرکت خارجی بدتر شده و کاملاً به نفع شرکت بود.
مالیات شرکت معاف از مالیات بود. شرکت موظف به پرداخت مالیات با نرخ ثابت و بسیار پایین شد.
نتیجه کلی یک قرارداد استعماری و غارتگرانه. خیانت بزرگتر؛ اگرچه در ظاهر امتیازاتی داده شد، اما در واقع قرارداد دارسی را برای ۶۰ سال دیگر تثبیت و تحکیم کرد و منافع ایران را بیش از پیش تضییع نمود. رضاشاه برای جلب رضایت بریتانیا و دریافت کمکهای مالی شخصی، این قرارداد خیانتآمیز را امضا کرد.
---
۱۵. از سیاست خارجی دوران رضاشاه چه میدانید؟
سیاست خارجی رضاشاه را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
· وابستگی شدید و اتحاد عملی با بریتانیا: علیرگاه شعارهای ملیگرایانه، در عمل مهمترین تصمیمات (مانند تمدید قرارداد نفت ۱۹۳۳) در راستای منافع بریتانیا بود.
· گرایش به آلمان نازی: در دهه ۱۳۱۰، برای کاهش نفوذ سنتی روسیه و انگلیس و نیز انجام پروژههای صنعتی، روابط اقتصادی و نظامی گستردهای با آلمان برقرار کرد که یکی از دلایل اصلی اشغال ایران در ۱۳۲۰ شد.
· عدم مواجهه با استعمار: برخلاف ادعای ملیگرایی، در برابر استعمار انگلیس در جنوب و نفوذ اقتصادی آنان کاملاً تسلیم بود.
· روابط خصمانه با قدرتهای اسلامی: کاهش روابط با همسایگان اسلامی و جهان اسلام به دلیل ترویج ناسیونالیسم باستانگرای فارسی و سکولاریسم.
· انفعال در قبال اشغال کشور: در شهریور ۱۳۲۰، با حمله متفقین، رضاشاه بدون مقاومت مؤثر تسلیم شد و از سلطنت برکنار گردید. این پایان تحقیرآمیز، نشاندهنده شکست سیاست خارجی غیرمستقل و وابسته او بود.
---
خلاصه نهایی:
دوران مورد بررسی (قاجار تا آغاز پهلوی) نشاندهنده تقابل سه جریان اصلی است: استبداد سنتی وابسته، روشنفکری غربگرای وابسته، و جریان آگاه دینی ضداستبداد و ضداستعمار. شکستهای پی در پی دو جریان اول به دلیل وابستگی، فقدان پایگاه مردمی و تضاد با هویت ایرانی-اسلامی کشور بود. در نهایت، این مبارزات، به ویژه تلاشهای عالمان دینی مانند شیخ فضلالله، مدرس و کاشانی، زمینهساز انقلابی شد که در سال ۱۳۵۷ به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید و مسیر تاریخ ایران را دگرگون کرد.