اولین و بزرگترین مرجعِ ارزانتر از همه جا

اولین! بهترین! تنها! مرجع! بزرگترین! کلماتی هست که وقتی استارتاپتون رو برای یک آدم وارد به این حوزه توضیح میدید، اعصاب حسی گوشش به میزان کافی تحریک نمی شه تا سیگنال لازم رو به مغزش برسونه و توجهش به شما جلب شه، احتمالا درگیر بحث همین امروز صبح با همکاراش، یا جلسه ی هیئت مدیره ی اول هفته ی بعد میمونه.




اگه واقعا اعتفاد به اهمیت اولین بودن دارید، از اطرافیاتون دوتا سوال بپرسید؛ اولین کسی ی جایی که در ایران کتاب چاپ کرد را می شناسند؟ (پاسخ خاچاطور کساراتسی خلیفه ی ارمنیان جلفا در اصفهان سال 1638 میلادی، کتاب زبور داود صحیح است) علاوه بر اون ازشون بخواهید چند ناشر نام ببرند. آیا ناشر هایی که نام بردند اولین بودنشون اهیمت داشت؟ مثلا کتاب های خاص نشر چشمه یا نشر نی. یا طراحی های جالب و کتاب هاب کارآمد آریانا قلم. یا ارزشی که گاج یا قلم چی برای کنکورمون درست کردن. وا قعا اولین بودن اینقدر مهم نیست. درسته اینکه کسب و کاری اولین فعال در یک بازار باشه دست بالا رو داره و راحت تر فعالیت می کنه، ولی اون چیزی یک کسب و کار را ماندگار و در بلند مدت موفق می کنه ارزشیه که ایجاد می کنه. روز بود که ما هیچ سایت تجارت الکترونیکی نداشتیم و یکی اولینش رو راه انداخت. ولی بررسی، انتخاب و خرید آگاهانه تا الآن موفق و ماندگار شده.

یادتون میاد یه زمانی وبلاگ نوشتن خیلی خیلی مد بود، البته چیز باحال دیگه ای هم روی وب خیلی نبود ته تهش اورکات یا یاهو 360. هزار تا بلاگ بود در مورد خودرو، کسی مرجعی را نساخت ولی باما خودش شد مرجع در مورد خودرو. درسته مرجع شدن و بهترین بودن چیزهای خیلی ارزشمندی هستند. ولی با گفتن قابل ساختن نیستند. نتیجه ی همکاری و همدلییک تیم خوب و یک سری استراتژی تصمیم و اقدام درست هست که در طول زمان ارزشی رو تولید می کنه که کاربرها و مشتری ها براش سر و دست میشکنن.

مسئله​ی دیگه ارزانتر بودن هست. همیشه ارزان تر بودن یک سرویس دلیل بر بازار پسند بودن آن نیست. بعضی از بخش های بازار اصلا دغدغه ی قیمتی ندارند و بعضی از مشتری ها اهمیت زیادی برای قیمت در مورد حل یک مشکل خاصشون ندارن. بدونید هیچ ارزونی بی دلیل نیست و بازار هم خیلی خوب این رو میدونه و باید برای اینکه چرا ارزانتر بودن برای سرویس خاص شما اهمیت داره یه دلیل قابل قبول داشته باشید. خود ارزون بودن دلیل نیست. مقرون به صرفه بودن موضوعیه که باید روش تمرکز داشته باشید، حالا ممکنه این مقرون به صرفه بودن در ظاهر موجب ارزون بودن هم بشه.


اگه یکی از من بپرسه چی توی معرفی یک استارتاپ مهمه میگم؛ تیمی که مکمل هم هستن، تیمی که کار میکنن، تیمی که برای رسیدن به اوج سر از پا نمی شناسند، تفکر انتقادی تیم به مسئله موجود، دید استراتژیک تیم به راه حل، قابلیت شکستن راه حل تیم به بخش های کوچک تر (برای تسریع اجرا، یادگیری بیشتر، و ایجاد راه حل های جدید در صورت بروز شکست)، توانمندی تیم در گرفتن بازار مورد نظر و دید باز تیم برای قیمت گذاری صحیح. ایها عنوان های اسلاید های ارائه شما نیستند در توضیح دادن استارتاپتون سعی کنید طوری حرف بزنید که شخصی که گوش میده سرنخی این مسائل رو از حرفاتون بگیره.

موضوعاتی که گفتم هیچ ربطی به "تر" یا "ترین" بودن شما نداشتند. بلکه یه نشونه هایی هستن که نشون میده تحت شرایطی ما اون "تر"/"ترین" ها بشید. هیچ کس از روز اول "تر" یا "ترین" نبوده این مسیری بوده که آدم ها طی کردند تا تونستند به جاهایی برسند. برای اینکه بتونید ازین مسیر به سلامت عبور کنید، جنم لازم هست که در تیم شما باشد. این فقط در مورد جرات شما نیست در مورد طرز فکر شما، دید شما، توانایی هاتون و دانشتون هم هست. کسی که به توضیحات شما کوش می کنه نا خود آگا دنبال سرنخ هایی میگرده که توی حرفاتون بهش اشاره کنید.