پلتفرمهای دیجیتال امروزه به یکی از اصلیترین ابزارهای ارتباطی، تجاری و فرهنگی جهان تبدیل شدهاند. این فضاهای مجازی، از رسانههای اجتماعی مانند اینستاگرام و توییتر گرفته تا پلتفرمهای تجارت الکترونیک و اشتراکگذاری محتوا مانند آمازون و یوتیوب، فرصتهای بیشماری را برای کاربران، کسبوکارها، و جوامع فراهم کردهاند. آنها توانستهاند ارتباطات را تسهیل کنند، بازارهای جدیدی ایجاد کنند و به ارتقای سطح دسترسی به اطلاعات و خدمات کمک کنند. با این حال، رشد سریع این پلتفرمها چالشهای حقوقی گسترده و پیچیدهای را به همراه داشته است. این چالشها شامل مسائل مربوط به مالکیت فکری، حریم خصوصی، مقررات رقابتی، و تعهدات قانونی پلتفرمها میشود. در سطح محلی، فقدان قوانین جامع یا تناقضهای قانونی باعث سردرگمی کاربران و کسبوکارها شده است. در سطح بینالمللی نیز تفاوت در سیاستگذاریها و قوانین میان کشورها به موانعی برای اجرای عدالت در فضای دیجیتال منجر شده است. تحلیل و بررسی این چالشها، بهویژه در جوامعی که رشد فناوری با سرعت بالایی در حال پیشرفت است، نه تنها ضروری بلکه حیاتی به نظر میرسد.
چالشهای حقوقی پلتفرمهای دیجیتال در جهان
• مالکیت فکری و نقض کپیرایت
مالکیت فکری یکی از اصلیترین ستونهای حقوقی در دنیای دیجیتال است و به معنای حقوق قانونی مربوط به خلق و نگهداری آثار ذهنی و خلاقانه میباشد. این حقوق شامل اختراعات، آثار هنری، طراحیها، و بهویژه حقوق مربوط به کپیرایت است که از حقوق انحصاری مولف یا صاحب اثر در برابر استفاده غیرمجاز از آثارش حمایت میکند. با توجه به گسترش سریع پلتفرمهای دیجیتال، نقض مالکیت فکری به یکی از بزرگترین مشکلات جهانی در این حوزه تبدیل شده است. یکی از رایجترین مصادیق نقض مالکیت فکری در دنیای دیجیتال، انتشار غیرقانونی آثار کپیرایت شده در پلتفرمهای آنلاین است. در پلتفرمهایی مانند یوتیوب، اسپاتیفای، و دیگر سرویسهای اشتراکگذاری محتوا، کاربران میتوانند به راحتی و بدون کسب اجازه از صاحب اثر، موسیقی، فیلم، کتابهای الکترونیکی، و دیگر انواع محتوا را بارگذاری کنند. این مسئله بهویژه برای صاحبان حقوق مالکیت فکری، مانند هنرمندان، فیلمسازان، و نویسندگان، مشکلات جدی ایجاد کرده است، زیرا آنها نمیتوانند بهدرستی از آثار خود درآمدزایی کنند. برای مثال، در یوتیوب، کاربران به راحتی میتوانند ویدیوهای موسیقی، فیلمها، و حتی برنامههای تلویزیونی را به اشتراک بگذارند که این کار اغلب بدون اجازه یا پرداخت حقامتیاز به صاحب اثر انجام میشود. چنین نقضهایی نه تنها درآمد سازندگان اصلی اثر را تهدید میکند، بلکه باعث از بین رفتن ارزش حقوق مالکیت فکری در دنیای دیجیتال میشود. کشورهای مختلف برای مقابله با این چالشهای حقوقی، راهکارهای مختلفی ارائه دادهاند. یکی از این راهکارها، تدوین و اعمال قوانین سختگیرانهتر برای کنترل انتشار غیرمجاز محتوا است. قوانین کپیرایت در بسیاری از کشورها، از جمله ایالات متحده و کشورهای اتحادیه اروپا، بهطور خاص به مسائل مربوط به پلتفرمهای دیجیتال پرداختهاند و تلاش کردهاند با ایجاد مسئولیتهایی برای پلتفرمها، از نقض حقوق صاحبان آثار جلوگیری کنند. یکی از مهمترین نمونههای این رویکرد، قانون DMCA (قانون کپیرایت هزاره دیجیتال) در ایالات متحده است که از پلتفرمها میخواهد مسئولیت محتواهای منتشر شده توسط کاربران را بهطور محدود بپذیرند و از انتشار محتوای نقضکننده کپیرایت جلوگیری کنند. البته این رویکردها نیز مشکلات خود را دارند، زیرا پلتفرمها گاهی به دلیل حجم بالای محتوای منتشرشده توسط کاربران، قادر به نظارت کامل بر تمام محتواها نیستند. در کنار قوانین سختگیرانه، استفاده از فناوریهای پیشرفته نیز یکی از راهکارهایی است که برای مبارزه با نقض کپیرایت در پلتفرمهای دیجیتال در حال توسعه است. یکی از این فناوریها، هوش مصنوعی است که میتواند بهطور خودکار محتوای نقضکننده کپیرایت را شناسایی و مسدود کند. پلتفرمهایی مانند یوتیوب از سیستمهایی مانند Content ID برای شناسایی محتوای کپیرایت شده و جلوگیری از انتشار غیرمجاز آن استفاده میکنند. این سیستم به محض شناسایی محتوای نقضکننده، آن را مسدود کرده یا به صاحب اثر اجازه میدهد که آن را حذف یا با محتوای خود جایگزین کند. همچنین، استفاده از فنآوری بلاکچین بهعنوان یک ابزار برای ردیابی و ثبت اطلاعات مربوط به مالکیت فکری در دنیای دیجیتال در حال گسترش است. بلاکچین میتواند بهطور دقیق تاریخچه مالکیت و استفاده از آثار را ثبت کند و به این ترتیب از انتشار غیرمجاز و تغییرات غیرقانونی در محتوا جلوگیری نماید. با اینکه تلاشهای زیادی برای مدیریت نقض کپیرایت انجام شده است، اما همچنان مشکلات زیادی در این زمینه وجود دارد. یکی از بزرگترین چالشها، تعادل میان حفاظت از حقوق صاحبان آثار و حقوق آزادی بیان است. پلتفرمها باید بهگونهای عمل کنند که هم از حقوق مالکیت فکری حمایت کنند و هم از سانسور غیرضروری محتوای مشروع جلوگیری نمایند. همچنین، مسائل مربوط به تفاوتهای قانونی بین کشورها و استانداردهای مختلف در سطح بینالمللی نیز همچنان یک مانع جدی برای اجرای مؤثر قوانین کپیرایت است. در نهایت، علیرغم تلاشهای موجود، باید اذعان داشت که فضای دیجیتال بهسرعت در حال تغییر است و برای مقابله با نقض حقوق مالکیت فکری، نیاز به سازگاری و بهروزرسانی مداوم قوانین و فناوریها وجود دارد.
• حریم خصوصی و حفاظت از دادهها
حریم خصوصی و حفاظت از دادهها یکی از مسائل بسیار مهم و پیچیده در دنیای دیجیتال است که پلتفرمهای آنلاین و خدمات اینترنتی بهطور مداوم با آن مواجه هستند. این چالشها به ویژه در سالهای اخیر و با افزایش حجم دادههای شخصی و حساس کاربران، از جمله اطلاعات مالی، پزشکی، و حتی ترجیحات رفتاری، پیچیدهتر شده است. بسیاری از پلتفرمها به دلیل استفادههای تجاری از دادههای کاربران و گاهی بدون آگاهی یا اجازه کامل از آنها، متهم به نقض حریم خصوصی شدهاند. در دنیای دیجیتال امروز، بسیاری از پلتفرمها برای بهبود تجربه کاربری، تبلیغات هدفمند، و تحلیل رفتار کاربران بهطور مداوم دادههای آنان را جمعآوری و پردازش میکنند. این دادهها شامل اطلاعاتی نظیر تاریخچه جستجو، موقعیت جغرافیایی، تعاملات اجتماعی، و حتی محتوای خصوصی به اشتراکگذاریشده توسط کاربران میشود. از آنجا که بسیاری از این اطلاعات حساس و شخصی هستند، نگرانیهای زیادی در مورد نحوه ذخیرهسازی، استفاده، و اشتراکگذاری آنها به وجود آمده است. یکی از بزرگترین مسائل در این زمینه، سوءاستفاده از دادههای کاربران است. بهعنوان مثال، برخی از پلتفرمها برای بهینهسازی تبلیغات یا تحلیل رفتار مشتریان، از دادههای کاربران بهصورت گستردهای استفاده میکنند، گاهی بدون اینکه از آنها اجازه صریحی دریافت کرده باشند. این امر میتواند منجر به نقض حریم خصوصی کاربران شود و اعتماد عمومی را تحتالشعاع قرار دهد. در پاسخ به این مشکلات، قوانین مختلفی در سطح بینالمللی برای حفاظت از دادهها و حریم خصوصی به تصویب رسیده است. یکی از مهمترین و جامعترین این قوانین، قانون عمومی حفاظت از دادهها یا همان GDPR در اتحادیه اروپا است. این قانون، که از سال 2018 اجرایی شده، دسترسی به دادههای شخصی را تحت کنترل و نظارت دقیق قرار داده و حقوق بیشتری برای کاربران در زمینه حریم خصوصی بهوجود آورده است. طبق این قانون، شرکتها و پلتفرمهای آنلاین باید اطلاعات دقیقی از نحوه جمعآوری، ذخیرهسازی، و پردازش دادههای کاربران به آنان بدهند و در صورت درخواست، دادههای کاربران باید حذف یا اصلاح شوند. همچنین، GDPR شامل جریمههای سنگینی برای شرکتهایی است که این قوانین را نقض کنند. در ایالات متحده، هرچند که قوانین جامع مشابه GDPR برای حفاظت از دادهها در سطح فدرال وجود ندارد، اما برخی ایالتها مانند کالیفرنیا قوانینی مشابه را تصویب کردهاند. قانون حقوق حریم خصوصی مصرفکنندگان کالیفرنیا (CCPA) از جمله قوانینی است که بهطور ویژه بر حفاظت از دادههای شخصی تمرکز دارد و کاربران را قادر میسازد تا به دادههای خود دسترسی داشته باشند، آنها را ویرایش کنند یا حتی درخواست حذف آنها را بدهند. در سطح جهانی، کشورهایی مانند کانادا، ژاپن، و حتی چین نیز قوانین خاص خود را برای حفاظت از دادهها وضع کردهاند، اما چالش اصلی این است که قوانین مختلف از یکدیگر متفاوتاند و برخی کشورها به اندازه کافی در این زمینه پیشرو نبودهاند. برای مثال، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، قوانین حفاظت از دادهها بهطور کامل اجرا نمیشود و فقدان نظارت مناسب باعث سوءاستفاده از دادههای شخصی کاربران میشود. با توجه به این مسائل، حفاظت از حریم خصوصی و دادههای کاربران در دنیای دیجیتال به یک اولویت جدی برای دولتها، شرکتها و نهادهای نظارتی تبدیل شده است. همچنین، فناوریهای نوین مانند بلوکچین و رمزنگاری پیشرفته میتوانند در آینده ابزارهای مؤثری برای حفاظت از دادههای شخصی کاربران فراهم کنند و فرآیندهای شفافتر و امنتری را برای مدیریت دادهها ایجاد کنند. با این حال، همزمان با پیشرفتهای فناوری، نیاز به آگاهی بیشتر کاربران و نظارتهای مؤثرتر بر نحوه جمعآوری و استفاده از دادهها احساس میشود تا از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری گردد.
• مسئولیت پلتفرمها در قبال محتوا
مسئولیت پلتفرمها در قبال محتوای منتشرشده توسط کاربران یکی از مسائل حقوقی پیچیده و بحثبرانگیز در دنیای دیجیتال است که در سالهای اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که پلتفرمها نقش بزرگی در انتشار و دسترسی به اطلاعات دارند و این اطلاعات میتوانند تأثیرات عمیقی بر جوامع، فردیتها، و حتی امنیت عمومی داشته باشند. از آنجایی که محتوای منتشرشده توسط کاربران در پلتفرمها میتواند شامل مواردی از جمله سخنان نفرتآمیز، اخبار جعلی، و حتی محتوای مضر و غیرقانونی باشد، پلتفرمها ناگزیر از اتخاذ سیاستهایی برای نظارت بر محتوای کاربران هستند. یکی از اصلیترین چالشها در این زمینه، مسئله نفرتپراکنی است. در بسیاری از پلتفرمهای دیجیتال، از جمله شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، توییتر و اینستاگرام، گاهی اوقات محتواهایی منتشر میشود که هدف آنها تحریک خشونت یا ایجاد تنشهای اجتماعی است. این گونه مطالب میتوانند به سرعت در جامعه گسترش یابند و اثرات مخربی روی روابط انسانی، گروههای اجتماعی و حتی در سطح بینالمللی داشته باشند. برای مقابله با این مشکلات، پلتفرمها مجبورند ابزارهایی را برای شناسایی و حذف این نوع محتوا طراحی کنند. اما این مسئله همیشه به سادگی حل نمیشود، زیرا بسیاری از این محتوای مضر بهطور غیرمستقیم و بهصورت نامشخص منتشر میشود و تشخیص آن زمانبر و پیچیده است. فناوریهای پیشرفتهای همچون هوش مصنوعی برای شناسایی این نوع محتوا به کار گرفته میشوند، اما هنوز هم مشکلاتی در این زمینه وجود دارد و در بسیاری از مواقع این الگوریتمها قادر به شناسایی دقیق محتوای مشکلساز نیستند. مسئله دیگری که پلتفرمها با آن مواجه هستند، اخبار جعلی و اطلاعات گمراهکننده است. در دنیای دیجیتال امروزی، اخبار جعلی میتواند به سرعت در میان کاربران پخش شده و اثرات جبرانناپذیری روی مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بگذارد. برای مثال، در زمان انتخابات، اخبار جعلی میتواند تأثیرات عمدهای بر نتایج انتخابات و نظرات عمومی بگذارد. از این رو، پلتفرمها بهویژه در بحرانها و زمانهای حساس، باید بهطور جدی به نظارت و کنترل اطلاعات بپردازند. پلتفرمهایی مانند فیسبوک و توییتر در سالهای اخیر سیستمهایی برای شناسایی اخبار جعلی ایجاد کردهاند، اما باز هم مشکل شناسایی اخبار جعلی در شرایط پیچیده وجود دارد. مسئله جرایم سایبری نیز از جمله چالشهای جدی است که پلتفرمها با آن روبهرو هستند. بسیاری از کاربران در دنیای آنلاین اقدام به ارتکاب جرایم سایبری میکنند که شامل تهدیدات، هک اطلاعات، نشر تصاویر مستهجن، و حتی جرایم مالی است. پلتفرمها باید بهطور مؤثر این نوع محتوای غیرقانونی را شناسایی و از انتشار آن جلوگیری کنند. در این زمینه، قوانین مختلفی در کشورهای مختلف برای مقابله با این نوع جرایم وجود دارد. بهعنوان مثال، در ایالات متحده، قانون DMCA (کپیرایت هزاره دیجیتال) مسئولیتهایی را برای پلتفرمها در قبال نقض حقوق کپیرایت تعیین کرده است. اما در مورد دیگر انواع محتوای غیرقانونی، این قوانین همچنان نیاز به بهروزرسانی دارند تا بتوانند بهطور کامل با چالشهای جدید مقابله کنند. یکی از بزرگترین چالشها در زمینه مسئولیت پلتفرمها، تعادل میان آزادی بیان و نظارت بر محتوا است. آزادی بیان یکی از اصول بنیادین جوامع دموکراتیک است، اما این آزادی نباید بهطور نامحدود اجازه دهد محتوای مضر و غیرقانونی منتشر شود. پلتفرمها باید بتوانند بهطور مؤثر این تعادل را حفظ کنند، بهطوری که از یکسو آزادی بیان کاربران را محدود نکنند و از سوی دیگر از گسترش محتوای مضر و خطرناک جلوگیری کنند. این چالش زمانی پیچیدهتر میشود که پلتفرمها در سطح جهانی فعالیت دارند و تحت قوانین و مقررات مختلف کشورها قرار میگیرند. در نهایت، پلتفرمها باید از فناوریهای پیشرفتهتر برای نظارت و مدیریت محتوای منتشرشده استفاده کنند و علاوه بر این، قوانین و چارچوبهای حقوقی باید بهطور مداوم بهروزرسانی شوند تا بتوانند با تحولات سریع در دنیای دیجیتال همگام شوند. این مسئولیتها نیاز به همکاری میان پلتفرمها، دولتها، و کاربران دارد تا فضای دیجیتال به محیطی امن و قانونی تبدیل شود که هم آزادی بیان را حفظ کند و هم از تأثیرات منفی محتوای مضر جلوگیری نماید.
چالشهای حقوقی پلتفرمهای دیجیتال در ایران
1. خلأهای قانونی و تطبیق قوانین سنتی
یکی از بزرگترین چالشها در حوزه حقوق دیجیتال در ایران، خلأهای قانونی و عدم تطبیق قوانین موجود با تحولات سریع فناوریهای دیجیتال است. بسیاری از قوانین ایران، بهویژه در زمینههایی مانند حقوق مالکیت فکری، جرایم سایبری، و حقوق رسانه، بهطور سنتی و در دوران پیش از ظهور اینترنت و فضای دیجیتال تدوین شدهاند. این قوانین عمدتاً بر اساس چارچوبهای فیزیکی و سنتی شکل گرفتهاند و بهطور طبیعی در مواجهه با فضای دیجیتال و چالشهای جدید آن، ناتوان و ناکافی به نظر میرسند.
برای مثال، قوانین حقوقی مرتبط با کپیرایت و نشر آنلاین در ایران همچنان از مدلهای سنتی استفاده میکنند که بیشتر برای وضعیتهای چاپی و فیزیکی مناسب هستند. این قوانین نتواستهاند بهطور مؤثر جرایم سایبری و نقض حقوق دیجیتال را مدیریت کنند، چرا که فضای آنلاین بهطور مداوم در حال تغییر است و شیوههای نوین انتشار محتوا از جمله استریمینگ و پلتفرمهای آنلاین بهطور خاص قوانین قدیمی را به چالش کشیدهاند. بهعنوان مثال، بسیاری از مشکلات در زمینه نقض کپیرایت، بهویژه در پلتفرمهایی مثل یوتیوب و اینستاگرام، به دلیل ناتوانی قوانین داخلی در شناسایی و مقابله با این نقضها پدید میآید.
علاوه بر این، قوانین مربوط به جرایم سایبری در ایران بهطور کلی فاقد شفافیت و تطابق با نیازهای روز دنیای دیجیتال هستند. جرایم آنلاین از جمله هک، کلاهبرداریهای اینترنتی، و نشر مطالب مضر به سرعت گسترش یافتهاند، در حالی که دستگاه قضایی با قوانین قدیمی قادر به مدیریت و پیگیری این مسائل نیست. خلأهای قانونی در این زمینهها منجر به عدم تضمین امنیت و حقوق کاربران شده و همچنین مشکلاتی در جلوگیری از نقض حقوق آنلاین به وجود میآورد.
2. تعارض قوانین داخلی با استانداردهای بینالمللی
یکی دیگر از چالشهای جدی در عرصه حقوق دیجیتال، تعارض قوانین داخلی ایران با استانداردهای بینالمللی است. پلتفرمهای دیجیتال و فناوریهای نوین که بهطور جهانی عمل میکنند، معمولاً تحت چارچوبهای قانونی گستردهای قرار دارند که در سطح بینالمللی توافق شدهاند. این استانداردها شامل اصول حقوقی و مقررات مربوط به مالکیت فکری، حریم خصوصی، حفاظت از دادهها، و حقوق کاربران میشود که بهطور عمومی در بسیاری از کشورهای پیشرفته مورد حمایت قرار میگیرند.
در این راستا، پلتفرمهای بینالمللی مانند گوگل، فیسبوک، و توییتر، قوانین مربوط به حریم خصوصی، کپیرایت، و محتوای کاربران را بهطور شفاف و مشخص تدوین کردهاند و از این استانداردها در تمامی کشورهای جهان پیروی میکنند. در مقابل، ایران به دلیل شرایط خاص خود، قوانین و مقررات خاصی دارد که با این استانداردها همراستا نیست. برای نمونه، فیلترینگ گسترده اینترنت و نظارت دقیق بر محتواهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال یکی از ویژگیهای بارز سیاستهای اینترنتی ایران است. این نظارتها بهطور جدی بر آزادی بیان کاربران و دسترسی به اطلاعات اثرگذار است و تعارضات زیادی را با اصول جهانی حقوق بشر ایجاد میکند.
این مسئله موجب شده است که کسبوکارها و کاربران ایرانی برای دسترسی به پلتفرمهای جهانی و استفاده از خدمات آنها با مشکلات فراوانی مواجه شوند. علاوه بر این، بسیاری از پلتفرمها به دلیل وجود محدودیتها در ایران، قادر به ارائه خدمات کامل خود در این کشور نیستند و این امر موجب کاهش رقابتپذیری و عدم دسترسی به بسیاری از خدمات نوآورانه میشود.
3. حمایت از تولید محتوا و کسبوکارهای بومی
در ایران، یکی از چالشهای اساسی در فضای دیجیتال، عدم وجود قوانین حمایتی کافی برای استارتآپها و تولیدکنندگان محتوا است. بسیاری از کسبوکارهای بومی و نوپای ایرانی که در حوزههای مختلف تولید محتوا، تجارت الکترونیک، و خدمات دیجیتال فعالیت دارند، به دلیل عدم حمایتهای دولتی و قانونی از رقابت با غولهای بینالمللی مانند گوگل، آمازون، و فیسبوک با مشکلات جدی مواجه شدهاند.
بیشتر پلتفرمهای بینالمللی دارای منابع و ابزارهای مالی و تکنولوژیکی فراوانی هستند که به آنها این امکان را میدهد تا در بازارهای جهانی حضور موفقی داشته باشند. اما کسبوکارهای ایرانی با محدودیتهای زیادی روبهرو هستند. از یک سو، عدم وجود زیرساختهای مناسب قانونی برای حمایت از حقوق تولیدکنندگان محتوا و استارتآپها در ایران مانع از رشد این کسبوکارها میشود. از سوی دیگر، نبود قوانین دقیق در زمینه حمایت از حقوق مالکیت فکری، حقوق کاربران، و قوانین مالیاتی باعث میشود که این کسبوکارها در محیط رقابتی با مشکلات زیادی روبهرو شوند.
این در حالی است که بسیاری از استارتآپها و تولیدکنندگان محتوا در کشورهای پیشرفته به دلیل وجود چارچوبهای حمایتی منسجم و شفاف، به راحتی میتوانند در بازارهای جهانی رقابت کنند. این خلأها در قوانین ایران باعث شده است که بسیاری از تولیدکنندگان محتوا و کارآفرینان ایرانی نتوانند از پتانسیلهای خود بهرهبرداری کنند و در رقابت با پلتفرمهای جهانی شکست بخورند. به این ترتیب، برای رفع این مشکل، ایجاد قوانین حمایتی، بهویژه برای استارتآپها و تولیدکنندگان محتوا، از ضروریات است تا زمینه برای رشد و پیشرفت کسبوکارهای بومی فراهم شود.
نتیجهگیری و نظر کارشناسی
در نهایت، چالشهای حقوقی پلتفرمهای دیجیتال در ایران و جهان از پیچیدگیها و ابعاد مختلفی برخوردار هستند که نیازمند توجه ویژه و تغییرات جدی در سیستمهای حقوقی و نظارتی است. همانطور که اشاره شد، یکی از بزرگترین مشکلات جهانی نقض حقوق مالکیت فکری است که بهویژه در پلتفرمهایی مانند یوتیوب، اینستاگرام و اسپاتیفای نمود پیدا میکند. در ایران، این چالشها به دلیل خلأهای قانونی و عدم تطابق قوانین با فضای دیجیتال تشدید میشود. بسیاری از قوانین همچنان بر مبنای مدلهای سنتی تدوین شدهاند و از تطابق با دنیای آنلاین و تحولات آن عاجز هستند.
همچنین، مسئله تعارض قوانین داخلی ایران با استانداردهای بینالمللی موضوع دیگری است که نهتنها بر دسترسی به خدمات جهانی اثرگذار است، بلکه موجب محدودیتهای زیادی برای کسبوکارهای بومی و استارتآپها در کشور میشود. از آنجا که بسیاری از پلتفرمهای بینالمللی به دلیل فیلترینگ و نظارتهای شدید نتوانستهاند بهطور کامل وارد بازار ایران شوند، این امر باعث ایجاد شکافهای بزرگی در تعاملات تجاری و فرهنگی میشود.
در عین حال، حمایت از تولید محتوا و کسبوکارهای بومی به عنوان یکی دیگر از مسائل بحرانی مطرح است. نبود قوانین حمایتی و مالیاتی شفاف و منسجم، کسبوکارهای کوچک و استارتآپهای ایرانی را در رقابت با غولهای بینالمللی با مشکلات عدیدهای روبهرو کرده است. این امر موجب کاهش پتانسیل رشد این کسبوکارها میشود و ایران را از مشارکت فعال در اقتصاد دیجیتال جهانی محروم میکند.
به نظر میرسد، برای غلبه بر این چالشها، ایران نیازمند بازنگری جدی در قوانین دیجیتال و توسعه چارچوبهای قانونی است که همخوانی بیشتری با واقعیتهای دنیای دیجیتال داشته باشد. این امر مستلزم ایجاد قوانینی است که نه تنها حقوق کاربران را در برابر نقضهای محتوا و حریم خصوصی محافظت کند، بلکه زمینههای حمایت از تولیدکنندگان محتوای داخلی و استارتآپها را نیز فراهم آورد. با این کار، ایران میتواند در عرصه جهانی رقابت کند و از تمامی فرصتهایی که فضای دیجیتال فراهم میآورد، بهرهبرداری کند.
در نهایت، بهنظر میرسد که علاوه بر تغییرات قانونی، نیاز به آموزش و آگاهیبخشی به کاربران و کسبوکارها درباره حقوق و مسئولیتهایشان در دنیای دیجیتال ضروری است. این آموزشها میتواند در کاهش نقضها و افزایش استفاده صحیح از پلتفرمهای دیجیتال مؤثر باشد.